در شهری برای آرامش

صبح زود که از خانه بیرون می روید، انتظار دیدن چه صحنه هایی را دارید؛ ترافیک فراوان صبحگاهی ؛ سروصدای بوق خودروها؛ هوای دودگرفته شهر و یا...؛ حالا روزی را تصور کنید که به جای چنین صحنه هایی صبح خود را با شنیدن چهچه پرندگان
کد خبر: ۸۰۱۱۱
، استشمام بوی گیاهان معطر و دیدن رنگهای شاد و چشمنواز گلها و درختان آغاز کرده باشید.
چه احساسی به شما دست می دهد؛ روز خوبی را در پیش خواهید داشت ؛ یک روز کاری مفید و خالی از تنش؛
مهندس سارا هادوی ، کارشناس مهندسی فضای سبز، کارشناس ارشد مهندسی طراحی محیط و عضو کمیته علمی انجمن مهندسان فضای سبز ایران به چنین فضایی اندیشیده و در پژوهشی با عنوان توسعه ایده منظر شفابخش در فضاهای عمومی شهری ارائه کرده است.
گفتگوی زیر گپی است در باب چیستی و چگونگی کاربرد این مبحث.


از تاثیر محیط بر انسان و بویژه سلامت انسان ها بگویید.
کیفیت محیط زندگی افراد جامعه بر روند فعالیت های روزمره آنها و بویژه خصوصیات روحی و رفتاری آنان تاثیر می گذارد. زندگی انسان در تمامی دوره های زمانی ، متاثر از مسائل و موضوعات مختلف محیطی بوده است.
لازمه سلامت ، رشد و پویایی یک جامعه ، وجود افراد سالم ، پویا و فعال در آن جامعه است که به محیط روح ببخشند و جامعه را به سوی اهداف عالی پیش ببرند.
در مورد نوع رابطه میان انسان و محیط، نظریه های گوناگونی ارائه شده است. فرد و محیط ارتباطی تنگاتنگ دارند و مجموعه ای واحد به وجود می آورند که هیچیک به تنهایی قابل تعریف نیستند و می توان گفت همواره در حال تعامل هستند.
رفتار عموما تحت تاثیر عوامل محیطی نظیر داده های فیزیکی محیط (مانند سرما، گرما، نور و کیفیت هوا)، داده های نمادین ، داده های معماری محیط و جو محیط قرار می گیرد.
شرایط محیطی از طرفی موجب تحریک نیازهای انسانی می شوند و از سوی دیگر در صورتی که مناسب باشند، به تشفی نیازها کمک می کنند. در صورتی که ویژگی های محیطی و عناصر و تجهیزات آن با نیازهای حسی و فیزیکی افراد متناسب باشد، سطحی از آسایش حاصل می شود.
آسایش یکی از مهمترین کیفیت های محیطی و برآیند تاثیرات ، عمده ترین مشخصات محیطی است که ماهیتی چندبعدی دارد و به حفظ سلامت انسان کمک می کند.
محیط بسته به کیفیات ، ویژگی ها و قابلیت های خود بستری برای ارضای نیازهای انسان فراهم می آورد و از سوی دیگر، هرچه به نیازهای انسانی بیشتر و بهتر پاسخ داده شود، آسایش جسمی و روانی بیشتری در فرد به وجود خواهد آمد؛ بنابراین نمی توان در وجود ارتباط میان محیط و سلامت تردید کرد.
هرگاه فضا فاقد ویژگی های لازم برای رسیدن به اهداف و نیازها باشد، ارضای نیاز به تعویق می افتد و انسان دچار تنش و تعارض می شود.

تنش چیست و چه ارتباطی با موضوع کار شما دارد؛
مفهوم تنش عموما در تقابل با آرامش مطرح می شود و لازم است به آن به عنوان عامل تاثیرگذار بر سلامت توجه شود.
تنش به معنای گسترده خود به فرآیند پاسخ به آن دسته از وقایع و پدیده های محیطی اشاره دارد که سخت و آزاردهنده اند یا سلامت انسان را تهدید می کنند. تاثیرات تنش بر سلامت ، ریشه در این واقعیت دارند که پاسخهای تنشی شامل تاثیرات بی شمار روان شناختی - احساسی ، فیزیولوژیک ، بیوشیمیایی و رفتاری است.
تحقیقات نشان می دهد تظاهرات تنش ، مانند برانگیختگی سیستم عصبی مرکزی و افزایش سطح هورمون های تنشی ، تاثیرات بازدارنده مهمی بر عملکرد سیستم ایمنی بدن دارد وکاهش عملکرد ایمنی نیز مقاومت فرد را در مقابل عفونت ها و بیماری ها کاهش می دهد.
از دیگر اثرات جسمی تنش می توان به افزایش فشار خون و خطر ابتلا به بیماری های قلبی ، دیابت و سرطان اشاره کرد. گفته می شود تقریبا 75درصد بیماری های جسمی به فشار روانی وابسته اند.
پاسخهای روانی به تنش ممکن است عبارت باشند از: اضطراب ، ناامیدی ، افسردگی ، بیقراری ، احساس عمومی ناتوانی از سازگاری با جهان ، پرخاشگری و عصبانیت. تنش بر افرادی که توانایی شان کمتر یا به هر دلیل کاهش یافته باشد، مانند کودکان ، سالمندان یا بیماران ، به مراتب تاثیرات بدتری می گذارد.
عوامل فشار روانی ممکن است عوامل و شرایط محیطی باشد که بر میزان ارضای نیازها تاثیرگذار است و از این طریق باعث بروز تنش یا آرامش می شود.
کاهش تنش و به دنبال آن افزایش آرامش یکی از جنبه های شفابخشی است که در طراحی منظر شفابخش مدنظر قرار می گیرد.

منظور از منظر شفابخش چیست؛
منظر شفابخش معادل عبارت Healing Landscape است و به عنوان محیطی مطرح می شود که با داشتن عناصر، ویژگی ها و کیفیات خاص سعی در کاهش تنش و افزایش سطح سلامت افراد دارد.
کاربرد عمومی مفهوم شفابخش گسترده است و به فرآیند موثری اطلاق می شود که سلامت همه جانبه را ارتقا می بخشد. 3جنبه مختلف فرآیند شفابخشی عبارتند از:
- رهایی نسبی از علایم فیزیکی بیماری مانند درد
- کاهش تنش و افزایش آرامش
- بهبود احساس سلامت همه جانبه و حس امیدواری.
من در اینجا به مورد دوم به عنوان پیش نیاز سومین جنبه شفابخشی ، تاکید بیشتری دارم.
هر محیط، بسته به ویژگی ها و کیفیت هایی که دارد، می تواند این جنبه های شفابخشی را تقویت یا ضعیف کند. در منظر شفابخش ، مکان با فضای اکولوژیک برابر دانسته می شود و خود به عنوان بردار سلامت و تندرستی عمل می کند.

ریشه موضوع منظر شفابخش به چه زمان و مکانی برمی گردد؛
مفهوم منظر شفابخش اصلا چیز جدیدی نیست ؛ اما سالهای اخیر در کشورهایی که معماری محیط و منظر در آنها سابقه ای بیش از 100سال دارد، به طور کاملا علمی و کاربردی به آن نگاه می شود.
در تمامی ادیان الهی طبیعت به شکلی مورد ستایش قرار گرفته است ؛ به عنوان مثال در ادیان اسلامی ، مسیحی و یهودی ، باغ نماد بهشت معرفی می شود و از نظر کثرت گرایان ، وحدت گرایان و وجودگرایان ، طبیعت عرصه ای نمادین برای بازتاب زیبایی ، جاودانگی ، ازلی بودن و تحول پذیری فراهم می کند.
نوع نگرش فرهنگ های مختلف به طبیعت و دنیای طبیعی می تواند بیانگر نوع رابطه انسان و طبیعت و مقوله شفابخشی در هر فرهنگ باشد. در جهان غرب نگرش غالب پس از انقلاب صنعتی ، اعتقاد به غلبه انسان بر طبیعت بوده است.
در این جوامع ، باغ محیطی برای فعالیت ها و نشانه قلمروی انسانی یا شکل دهنده منظره خانه است ، در حالی که برخی فلسفه های شرقی ، انسان را بخشی از طبیعت می دانند.
در تفکر بودیسم اعتقاد بر این است که در دنیا همه چیز ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارند و طبیعت ، تنها فضای احاطه کننده ما نیست بلکه جزیی از ماست و ما نیز جزیی از آنیم. باغ بهبودبخش یکی از انواع باغهایی است که انسان از زمان پرداختن به کشاورزی در 10هزار سال پیش ایجاد کرده است.
این باغها به عنوان بازتاب احساسات فردی ، تعالیم فرهنگی و تامین اجتماعی ، ریشه در ایران ، مصر، ژاپن و دیگر کشورهای شرقی دارند که در آنها باغ از زمانهای دور وجود داشته است. از میان سوابق تاریخی که به نحوی با مقوله شفا بخشی در ارتباطند، می توانم به هزارتو (لابیرنت )، پردیس ها (باغهای ایرانی - اسلامی) و باغهای ژاپنی (باغ ذن ، باغ چای و باغهای تمرکز فکر) اشاره کنم.
طرحهای این نمونه ها بارها تکرار شده اند و به دلیل قدمتی که دارند، طی قرون تغییرات و سازگاری هایی پیدا کرده اند و می توان گفت دوره آزمون خود را طی کرده اند.
فکر می کنم عاملی که این باغها را در طی سالیان متمادی حفظ کرده ، حس رهایی و آرامشی است که ایجاد می کنند و موجب شفای جسم و روح می شوند.

چه عواملی در شکل گیری این منظر نقش دارند؛
بسیاری از عوامل و شرایط محیطی و انسانی در ایجاد چنین منظری دخیل هستند؛ البته طبیعتا بخشی از عوامل محیطی از سوی طراح قابل کنترل نیستند.
متغیرها و عواملی که لازم است ، طراح محیط حتی الامکان مدنظر قرار دهد شامل شرایط و کیفیت های محیطی مثبت (مانند ویژگی های عناصر طبیعی نظیر صدای آب ، صور مختلف آب ، جلوه های بصری گیاهان و رایحه آنها، صدای پرندگان ، صدای جریان هوا میان شاخ و برگ درختان و بافتهای مختلف از نرم تا خشن)، عوامل و محرکهای محیطی منفی (نظیر آلودگی هوا، آلودگی شامه ، آلودگی صوتی ، اغتشاش بصری و ازدحام) و نیازهای انسانی (نظیر امنیت روانی و فیزیکی ، تعلق پذیری ، عزت نفس و احترام ، خودشکوفایی و زیباشناختی) است.

آیا در مراکز درمانی از منظر شفابخش به عنوان یک عامل درمانگر استفاده می شود؛
با این که اصالت چنین موضوعی ریشه در ایران دارد، در مراکز درمانی ما هنوز حضور در معرض عوامل و عناصر طبیعی به عنوان عامل موثری در فرآیند بهبود و درمان شناخته نمی شود.
در حالی که کمترین فایده آن ، کاهش میزان مصرف داروهای مسکن ، تسریع در بهبود و کاهش دوره درمان و در نتیجه کاسته شدن از هزینه های مراکز درمانی خواهد بود؛ البته تحقق این مساله مستلزم ایجاد دگرگونی بنیادین در سامانه بهداشت و درمان کشور است که بر تمامی اجزای آن از نوع نگرش به مقوله درمان گرفته تا معماری فضای درمانی تاثیرگذار است.
امروزه در اروپا و امریکا سعی می شود از عوامل و عناصر طبیعی به بهترین شکل ممکن در جهت تسهیل و تسریع روند درمان استفاده شود، به طوری که حتی حضور در فضای باز طراحی شده جزیی از برنامه درمانی بیماران محسوب می شود.

آیا این درمانگری تنها بر بیماری های خاصی مانند بیماری های روانی تاثیرگذار است؛
باید بگویم خیر. با توجه به این که یکی از عوامل مهم در طراحی شفابخش ، شناخت استفاده کنندگان و نیازهای آنهاست ، طراح محیط و منظر می تواند با شناخت نیازهای ویژه گروههای مختلف بیماران و افراد وابسته تر به محیط، فضاهای خاصی برای پاسخ به نیاز آنان خلق کند.
نمونه های متعددی از این فضاهای ویژه را می توان در کشورهای دیگر یافت که به طور مثال اختصاصا برای کودکان ، سالمندان ، معلولان ذهنی ، معلولان جسمی ، مبتلایان به سرطان ، مبتلایان به آلزایمر یا بیماران روانی طراحی شده اند.

با توجه به این که منظر شفابخش برای فضاهای درمانی تعریف شده است ، چگونه آن را به فضای عمومی شهری تعمیم داده اید؛
اجازه بدهید بر این نکته تاکید کنم که منظور من از سلامت افراد، صرفا به معنای عدم بیماری نیست. سازمان بهداشت جهانی در تعریفی مختصر ولی جامع ، سلامت را برخورداری از رفاه کامل جسمی ، فکری و اجتماعی معرفی می کند و نه فقط عدم بیماری و آسیب و کهولت.
از این تعریف چنین برمی آید که هر نقصان یا اختلال در زمینه جسمی ، فکری و اجتماعی منجر به نوعی عدم سلامت خواهد شد. در شهرهای کنونی ما به طور کلی فقر زیاد، نداشتن مسکن مناسب ، نداشتن جایگاه اختصاصی برای کودکان در منزل و خارج از آن در تمام ابعادش ، بی بهره بودن از تسهیلات شهری مانند بهداشت ، تفریحات سالم و غیره ، شلوغی ، انواع محرومیت های اجتماعی و آموزشی ، همگی عواملی هستند که باعث افزایش تنش می شوند و در لطمه زدن به سلامت انسان ها دخیلند.
انسان در هر شرایطی ، روزانه به چند ساعت سکوت و آرامش نیاز دارد. این نیاز با فشردگی جمعیت در محل مسکونی روزبه روز بیشتر می شود.
از سوی دیگر در فضاهای شهری شهروندان همواره مجبور به تحمل انواع آلودگی های هوا، صدا، بصری و شامه اند که همگی سلسله اعصاب افراد را به طور مداوم در حالت تنش نگه می دارند.
این وظیفه فضاهای باز عمومی است که فواید طبیعت را به شهرها بازگردانند و برای هر شهروند، فرصتی برای قدم زدن در منظر طبیعی فراهم آورند.
من مهمترین جنبه فرآیند شفابخشی را که کاهش تنش و افزایش آرامش است و باعث بهبود احساس سلامت همه جانبه و حس امیدواری می شود، در طراحی فضای عمومی شهری مدنظر قرار داده ام.
میزان کاهش تنش در یک منظر شفابخش ، عمدتا به میزان تقویت 4عامل عمده بستگی دارد که عبارتند از: حس کنترل و دسترسی به خلوت ، تامین اجتماعی ، تحرک و ورزش ، دسترسی به طبیعت و دیگر محرکهای محیطی مثبت. وجود و تقویت تمامی این عوامل در فضای عمومی شهری سالم ، پویا و پاسخگو ضروری به نظر می رسد.

این ایده در کلانشهرها چگونه قابل اجراست؛
از آنجا که در کلانشهرهای ما تمامی کیفیت های منفی محیطی نظیر ازدحام ، سروصدا و ترافیک از شدت بیشتری برخوردارند، ضرورت پرداختن به این موضوع بیشتر احساس می شود.
از میان اجزای مختلف فضاهای عمومی شهری به نظر می رسد پارکها به طور مشخص تر و صریح تری سعی در پاسخگویی به نیاز درونی انسان در ارتباط با طبیعت دارند. اساسا هدف اصلی در طراحی پارک شهری دستیابی به آثار اجتماعی و روانی آن در هر چه نزدیکتر کردن انسان ها و طبیعت به یکدیگر و در نتیجه ، ارتقای شرایط سلامت جسمی و روحی مردم است.
بر این اساس می توان این فضا را منشا شکل گیری منظر شفابخش در فضاهای عمومی کلانشهرها دانست. پارکها می توانند مکانی باشند که افراد در آنها از نگرانی ها و اضطراب ها رها شوند و به فعالیت های آزادانه و دلخواه بپردازند.
پارکها می توانند دموکرات ترین فضاهای باز شهری تلقی شوند، زیرا حداقل از نظر تئوریک برای همه قابل دسترسند؛ اما این که چنین فضاهایی در وضع کنونی تا چه حد موثر و پاسخگوی نیازهای گروههای مختلف هستند، جای بررسی دارد.
پارکهای شهری برای کلانشهرها از نظر اجتماعی اهمیت دارند و موقعیت هایی را برای فعالیت های اجتماعی و فرهنگی فراهم می آورند و گمان می رود پراستفاده ترین و شناخته شده ترین فضاهای باز در محیطهای شهری باشند که به طور جهانی مورد تایید و تقدیر هستند.

توسعه این ایده در شهر با چه موانعی روبه روست؛
در درجه اول باید به ضرورت تغییر نگرشها نسبت به فضای عمومی شهری و شیوه استفاده از آن اشاره کنم. در شرایط کنونی این فضاها چنان کسل کننده و فاقد جذابیت هستند که صرفا به فضاهایی عبوری تبدیل شده اند و هر یک از ما وقتی از خانه خارج می شویم فقط در تلاشیم زودتر به مقصد برسیم بدون این که تمایلی به مکث در فضای شهری داشته باشیم.
پارکهای ما هم مسائل خاص خود را دارند. در وضع کنونی در بیشتر شهرها، نه تنها ضوابط پارکسازی از جنبه های مختلف فنی و اکولوژیک رعایت نمی شود، بلکه بخش زنده و سبز آن به دلیل رعایت نکردن این ضوابط در معرض آلودگی ها قرار دارد.
از سوی دیگر توزیع نامتناسب آنها، پاسخگوی نیازهای عمده شهروندان نیست. وجود معضلات شهری متعدد که بر روح و روان شهروندان آسیب های جدی وارد می کند، ضرورت حفظ و توسعه فضاهای باز عمومی را محرز می گرداند، ولی حل مشکل فضاهای باز و نیاز بشر به تماس با طبیعت با افزایش وقوع جرم و جنایات مرتبط با چرخه های معیوب شهری ، پیچیده تر می شود.
برخی از پارکهای شهری عملا به کانون های ارتکاب جرم ، تبادل مواد مخدر و دیگر فعالیت های منفی تبدیل شده اند و در نتیجه ، فعالیت ها و استفاده کنندگان واقعی خود را از دست داده اند.
می توان گفت در طراحی و مدیریت پارکهای شهری به مقوله امنیت که از نیازهای پایه آدمی برای احساس آرامش و کاهش تنش است ، توجهی نمی شود.
به نظر می رسد که در طراحی بیشتر پارکهای شهری کنونی ، زیبایی شکل ظاهری فضای سبز، به عنوان نخستین هدف طرح ، مطرح بوده است.
گویا این فضاها صرفا برای نگریستن ساخته شده اند نه برای ورود، درک فضایی و مکانی و استفاده روزمره. در حالی که طراح محیط بر این باور است که فضا، تنها محدود به مشهودات نبوده ، کیفیت های بصری یکی از چندین کیفیت مکانی محیط مصنوعند و اندیشیدن به مجموعه این کیفیات می تواند به خلق فضایی موثر، پاسخگو و بهبودبخش منتهی شود.

آیا برای اجرای این طرح باید کل فضای مورد نظر را از ابتدا برنامه ریزی و طراحی کرد یا این امکان وجود دارد که با تغییر جز به جز محیط پیش رفت؛
در فضاهای مصنوع موجود با تحلیل کیفی عوامل و عناصر مختلف محیط و شناخت نیازهای استفاده کنندگان آن می توان اقدام به بهسازی محیط در راستای طراحی شفابخش کرد؛ البته از نظر زمانی فرآیندی بلند مدت خواهد بود.

آیا امکان طراحی منظر شفابخش در مکانهای کوچکتری مانند محیطهای کاری یا منازل نیز وجود دارد؛
بله ، باغهای شفابخش می توانند هم در فضاهای داخلی و هم در فضاهای خارج از ساختمان احداث شوند و ابعاد و اندازه آنها نیز می تواند در حد یک آتریوم به وسعت چند متر مربع یا به وسعت پارکهای شهری باشد.

برای این کار به چه امکاناتی نیاز است؛
بسته به مقیاس و عملکرد فضای موردنظر می توان از انواع خاصی از گونه های گیاهی همراه صور ویژه ای از آب و مصالح طبیعی استفاده کرد.
گاهی ممکن است تنها به گوش رسیدن صدای جریان آب یا به مشام رسیدن رایحه گیاهانی خاص کافی باشد.

آیا این طرح را با سازمان های مرتبط در میان گذاشته اید؛
خیر. تحقق این موضوع نیازمند یک نگرش عمیق و کل گرا به مقوله محیط و منظر شهری است که دستیابی به آن بسیار زمانبر است.
واقعیت این است تجربه ای که پیش از این در برخورد با سازمان ها و ارگان های اجرایی در زمینه های دیگر داشته ام مانع این شده که چنین اقدامی را انجام دهم.
به آینده خوشبینم اما در شرایط کنونی فکر می کنم گاهی کار و تلاش در زمینه های اینچنین برای کسانی که وابستگی به هیچ نهادی ندارند، به هول دادن دیوار شبیه است.

نیلوفر عاکفیان
akefian@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها