سبک زندگی

مصرف‌گرایی؛ بیماری اجتماعی

واژه سبک زندگی مدرن در سال‌های اخیر دغدغه‌ ‌‌ذهنی خیلی از افراد جامعه است. از قشر مرفه تا قشر متوسط و پایین جامعه که همگی به نوعی خواهان داشتن کالاها و خدماتی هستند که زندگی آنها را راحت‌تر و خاص‌تر نمایان کند و این نوع از سبک زندگی همراه با مصرف‌گرایی و استفاده هر چه بیشتر از منابع و امکانات است.
کد خبر: ۸۰۰۸۴۱

این در حالی‌است که منابع موجود بر کره‌خاکی محدود و متعلق به تمامی افراد زمین است و باید به نوعی عادلانه میان همه تقسیم شود و همه از موهبت‌های الهی به یک میزان استفاده کنند.

مصرف‌گرایی استفاده از کالاها و خدمات به منظور رفع نیازها و امیال است و اگر به شکل بی‌رویه در جامعه صورت گیرد به معضل اجتماعی تبدیل خواهد شد. این مبحث در اقتصاد اجتماعی قابل بررسی و طرح است، بسیاری شروع این اصطلاح را به تورستن وبلن نسبت می‌دهند. وبلن اقتصاددان و جامعه‌شناس آمریکایی و از رهبران نهادگرایی است که در شاهکار خود «نظریه طبقه مرفه»، به معرفی عبارت «مصرف متظاهرانه» می‌پردازد.

عده‌ای معتقدند اگر مصرف‌گرایی در شکل درست آن انجام شود باعث رونق اقتصاد کشور می‌شود؛ کارخانجات بزرگ تاسیس می‌شود، در کنار تاسیس کارخانه اشتغال‌زایی صورت می‌گیرد و جامعه از رفاه و آسایش برخوردار خواهد شد. عاملین فروش ایجاد می‌شود و برای ایجاد تقاضا و فروش تولیدات کارخانه‌ها نظام تبلیغاتی صورت می‌گیرد، این موضوع می‌تواند درست باشد در صورتی که این رفاه اجتماعی منحصرا در اختیار گروهی از طبقه خاص نباشد و همه مردم جامعه بتوانند از یک رفاه نسبی برخوردار باشند، اما مصرف‌گرایی لجام گسیخته، واردات کالاهای خارجی و بی‌توجهی به تولیدات داخلی در نهایت؛ نابودی محیط زیست، افزایش بیکاری و در نتیجه افزایش معضلات اجتماعی را به همراه خواهد داشت.

گسترش مصرف‌گرایی در جامعه‌ ما که تبدیل به ارزش و پایگاه اجتماعی خاص و بالاتر شده است، باعث رشد احساس محرومیت نسبی در طبقات متوسط و پایین جامعه شده است؛ داشتن بهترین امکانات از قبیل لوکس‌ترین منزل در بهترین نقطه‌شهر، شیک‌ترین وسایل منزل، بهترین پوشاک از بهترین برندهای اروپایی، گرانقیمت‌ترین خودرو و... از دلایل ایجاد حس محرومیت و افزایش فاصله طبقاتی در جامعه است و موجبات احترام را برای دارنده این زندگی فراهم می‌کند.

رواج مصرف‌گرایی و متکی به تولیدات خارجی و واردات محصولات، چرخ اقتصاد جامعه را از کار انداخته و نابرابری‌های اجتماعی و ناعدالتی‌ را در جامعه ایجاد می‌کند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در سال 81 پدیده‌‌ مصرف‌گرایی را به بیماری اجتماعی تعبیر کردند و فرمودند: مصرف‏گرایی، جامعه را از پای درمی‏آورد؛ جامعه‏ای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد در میدان‌های مختلف شکست خواهد خورد.

مصرف و مصرف‌گرایی مساله‌ای چند بُعدی است که از جهات گوناگون قابل بررسی است و در هر جامعه‌ای متاثر از عوامل متعدد از جمله فرهنگ عمومی، هنجارها و ارزش‌های حاکم است. دکتر حسن بنیانیان رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و پیوست‌‎نگاری فرهنگی دبیرخانه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید: تکنولوژی و فناوری غرب عمدتا در خدمت توسعه و نیازهای انسانی قرار گرفته است. توسعه شکم و شهوت. هم علم و هم فناوری در غرب در چند لایه رشد کرده‌اند. وقتی کارخانجات عظیمی شکل می‌گیرد و به‌شکل اتوماتیک پارچه تولید می‌کنند طبیعتا نظام تبلیغاتی ایجاد می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: حکومت مد، حکومت تحریک شهوت بین انسان‌ها، حکومت نظریه‌های علمی وارداتی در حوزه علوم انسانی قابل مشاهده است. دائما افراد کار می‌کنند تا پولی به‌دست بیاورند و لباس جدید بخرند، غذای متنوع‌تری بخورند در نتیجه بخش حیوانیت انسان‌ها توسعه پیدا می‌کند. این معضلی است که غرب هم به آن رسیده است. یکی از پیامدهای این حلقه‌ نابودی محیط زیست است. پیامد بعدی همین بحث است که هر کسی پولدارتر است می‌تواند ماشین گرانقیمت‌تر بخرد و بیکار باشد و تو خیابان‌ها ویراژ دهد. بعد نظام جامعه، آن را تبدیل می‌کند به ارزش تا بتواند از آن پول دربیاورد یعنی حاکمیت مطلق نیازهای اقتصادی در وجود انسان‌ها. باید به این موضوع توجه داشت که اهمیت صددرصدی به بحث اقتصاد و مصرف گرایی نه تنها حوزه اقتصاد را دچار بحران می‌کند بلکه عواقب جبران ناپذیری را برای اجتماع و ارزش‌های جامعه به جای خواهد گذاشت. بنیانیان در این خصوص می‌گوید: اقتصاددان‌ها این را به‌صورت تئوری در دانشگاه‌ها به خورد دانشجوهای عزیز ما می‌دهند، در ظاهر هم کاملا منطقی و معقول به نظر می‌رسد؛ باید کارخانجات کار کنند درنتیجه باید تقاضا را تحریک و نظام تبلیغ کالا را ایجاد کرد. پس باید در فرصت‌های مختلف این تقاضا را ترویج کنند. در نتیجه همه احساس فقر می‌کنند و بخش اعظمی از زندگی خود را به کار اختصاص می‌دهند، حاصلش این می‌شود که کارمند ما از صبح تا عصر در اداره کار می‌کند از عصر تا آخر شب مسافرکشی می‌کند و خسته به خانه می‌رود. عملا بچه‌ها احساس نمی‌کنند که پدر و مادر دارند بنیاد خانواده بهم می‌ریزد و طلاق رشد می‌کند. اینها اتفاقاتی است که در غرب افتاده و آثارش هم در کشور ما ظاهر شده است. همین موضوعات است که ما را نیازمند به طراحی یک الگوی پیشرفته اسلامی می‌کند تا با توجه به بحث‌هایی که در جامعه است نقطه‌های تعادل را متناسب با جامعه پیدا کنیم. با این توصیف مصرف به فلسفه زندگی ما تبدیل شده است. جامعه‌ ما اکنون به میدان مسابقه‌ای تبدیل شده است که همه تمام تلاش خود را برای کار بیشتر، پول افزونتر و در نتیجه مصرف افسار گسیخته به‌کار می‌گیرند. تکلیف ثروتمندان در این مسابقه مشخص است ولی قشر متوسط و ضعیف جامعه برای به‌دست آوردن مقام از هر روشی استفاده می‌کنند و این یعنی فروپاشی و متلاشی شدن این قشر از جامعه. از رهگذر همین نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌هاست که جامعه را غده‌های سرطانی فرامی‌گیرد و هر روز شاهد افزایش ناهنجاری‌ها و جرائم در سطح جامعه خواهیم بود.

مریم ترابی ‌‌/‌‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها