عرصه آزمون وخطا

حالا دیگر سایه نحس و بدقواره ترس از سست شدن ارکان خانواده های سنتی و رنگ باختن صمیمیت های خانوادگی روی سرمان افتاده و شب و روز مثل بختک دور جسم و جانمان سنگینی می کند.
کد خبر: ۷۹۹۹۵

هراسی تلخ از گسترش خانواده های بدون چارچوب ، آنقدر وجود بعضی از مردم را پر کرده است که افسوس ها و دست روی دست زدن ها و حسرت های گاه و بیگاه هم نمی تواند ذره ای از این نگرانی بکاهد.
اکنون خانواده و ارکان سنتی و همیشگی آن در مسیر روبه رشد و ماشینی شده جهان امروز چنان در معرض تهدید قرار گرفته که بسیاری از دولتها و ملتهای شرقی و غربی را به تکاپو واداشته است و ایران امروز درگذر از نسلهای گذشته و از نگاه نسل امروز و آنها که به نسل سوم معروف شده اند، هم نگران خانواده است و هم نمی خواهد نسل سومش از زندگی روز دنیا عقب بماند و این دوگانگی ، خانواده ایرانی را دل آزرده کرده است.
در تعریف خانواده می توان گفت خانواده کوچکترین و مهمترین عنصر اجتماعی با ماهیت کارکردهای گروهی است که مدیریت ، کنترل اجتماعی ، یادگیری فردی و اجتماعی ، عرف سنت و زندگی برای آینده را به افراد می آموزد و آنها را به جامعه تحویل می دهد.
جامعه شناسان بر این عقیده اند که تغییر شکل خانواده از زمانهای قدیم تا به امروز همواره موازی با تغییرات اجتماعی بوده ، اما تاثیر آن به مرور زمان بر خانواده بیشتر شده و اگر پیش از این خانواده و جامعه به موازات هم و برای رشد و تعالی یکدیگر حرکت می کردند، اکنون جامعه چنان به پیش افتاده که در مواقعی خانواده ها به گرد پای آن هم نمی رسند.
همین عقب افتادگی از جامعه و کند شدن حرکت خانواده سبب شده است تا تعابیر مختلفی برای این موقعیت جدید از سوی کارشناسان اجتماعی ، اصحاب رسانه ها و سایر مردم به کار گرفته شود که آسیب شناسی خانواده در صدر آن قرار دارد.
به این معنا که چنین موقعیتی در واقع نوعی آسیب وارده شده به رکن خانواده است که نیازمند بررسی بیشتر و شناخت دلایل آن است.
دکتر اقلیما کارشناس مسائل اجتماعی و آسیب شناس و مددکار اجتماعی در این زمینه می گوید: بروز چنین نگرانی هایی تا حد زیادی طبیعی است ، چرا که اکنون با پیشرفت روزافزون جامعه جهانی و تاثیرات فناوری بر جوامع و خانواده های سنتی ، دیگر نمی توان خانواده را در رابطه حصار پدر، مادر و فرزندان نگه داشت.
چرا که این ارتباطات به افقهای تازه تری دست پیدا کرده است که در بسیاری مواقع فضاهای تنگ و محدود روابط پیش از این را به چالش می کشد و این چالش در روبه روی خود و در افق آینده ، موجب آسیب خانواده و جامعه می شود.
به گفته وی تمام جوامع تقریبا با یک رویکرد اصلی نسبت به خانواده آن را به عنوان اساس زندگی اجتماعی تلقی کرده اند که به مرور زمان در تعامل با اجتماع بزرگتر که بسیاری از جامعه شناسان آن را پیکره ای با ماهیت جدا از فرد و خانواده و دارای کارکرد و تاثیر مستقل می دانند؛ کارکرد خود را از دست داده و حتی تغییر ماهیت داده است.
در واقع گسترش آمار تجرد، گسترش زندگی های تک نفره در جامعه جدای از خانواده و دوری از ازدواج به عنوان سنگ بنای تشکیل خانواده و حتی گرایش به زندگی های مشترک خارج از چارچوب ازدواج به معنای فعلی آن ، شاخ و شانه کشیدن جوامع توسعه یافته بر خانواده های درون خود و جوامع رو به توسعه است.
اکنون در این میان خانواده ایرانی و جامعه ایرانی یکی از نگران ترین جوامع نسبت به تعامل خانواده و جامعه ، آسیب شناسی خانواده و هراسان از سست شدن و کج شدن گزاره های یک زندگی خانوادگی با مختصات ایرانی است.
مصطفی علیپور یکی از پدران سختکوش و البته نگران از وضعیت خانواده در ایران می گوید: خود من همیشه از این که می بینم جامعه اینقدر بد شده که تاثیر آن روی بچه هایم حرف شنوی آنها را از من کم کرده ، خیلی غصه می خورم. ما هیچ وقت یادمان نمی آید که حتی جلوی پدران یا مادران پایمان را دراز کنیم اما حالا از این حرفها نیست.
متاسفانه هیچ حرمتی باقی نمانده و اگر خانواده ای بخواهد فرزند خود را کنترل کند، چه بسا کار به جاهای باریک بکشد.
به همین خاطر خیلی از خانواده ها و پدر و مادرها بی خیال شده اند و خیلی که هنر کنند می توانند شکم فرزندانشان را سیر کنند و دیگر حوصله ای برای کنترل فرزندان و تربیت آنها و رفاقت با آنها ندارند.


بررسی بدون حب و بغض
بحث آسیب شناسی خانواده ایرانی ، بحثی گسترده و عمیق است که قطعا نیازمند شناخت دقیق ویژگی های آن و بررسی جامعه ایرانی در زمان معاصر و پیش از آن و تطبیق تغییرات و تحولات تاریخی خانواده و اجتماع در ایران است و این همان نکته اصلی و فراموش شده ای است که کمتر به آن توجه می شود.
دکتر اقلیما در این باره می گوید: در جامعه ما بسیاری از مردمی که هنوز ریشه در آداب و سنن قدیم خود دارند، وقتی رفتارهای نسل جدید را می بینند، واکنش نشان می دهند و البته چون کاری از عهده آنها بر نمی آید، در نهایت دور هم جمع می شوند و از خاطرات خوب بودنهای خود می گویند و بدیهای جامعه و جوان و نوجوان امروز و حتی کودک امروز را به رخ خود و او می کشند؛ در حالی که مساله بسیار عمیق تر از این به رخ کشیدن هاست.
ما در واقع به حضور گسترده نهادهای علمی و پژوهشی جامعه برای بررسی آنچه بر خانواده ایرانی رفته است ، نیاز داریم و در این بررسی باید به آنچه بوده و هست رنگ واقعیت بدهیم و با عینک قضاوت یا سیاه و سفید دیدن مسائل اجتماعی مرتبط با خانواده به جنگ این مساله برویم.
مسائل و معضلات اجتماعی گریبانگیر خانواده ها از جمله افزایش میزان طلاق ، کودک آزاری ، همسر آزاری ، فرار از خانه ، بی احترامی و بی حرمتی به روابط خانوادگی ، کمبود عواطف و علقه های والدین و فرزندان و چندین و چند مورد دیگر، همگی دامنه اختلاف نظر و ترس از آینده خانواده های ایرانی است که نظر کارشناسانه را به خود جلب کرده است ؛ اما در کنار این نگرانی ها، برخی نیز بر این عقیده اند که کاهش کنترل های اجتماعی بر خانواده ها و کاهش گروههای مرجع غیررسمی و الگوهای اجتماعی مبتنی بر سنت و عرف در مقابل افزایش امرونهی های گروهها و سازمان های رسمی و کاملا دولتی و تکرار همین نگرانی ها بدون کارشناسی مناسب موجب تاثیر منفی و نگرش ذهنی بدبینانه به این موضوع یعنی آسیب شناسی خانواده ایرانی شده است.
دکتر برجعلی ، استاد دانشگاه در این باره می گوید: اگر در گذشته خانواده های ما براساس سلسله مراتب خانوادگی از پدر، مادر، برادر بزرگتر و خواهر بزرگتر مراتب کنترل های اجتماعی و خانوادگی خود را شروع و به همین نسبت آموزه های اخلاقی و تربیتی و آداب و سنن اجتماعی را منتقل می کردند، اکنون این سلسله مراتب آموزشی و کنترلی از دست بسیاری خانواده ها خارج و به نهادهای آموزشی و دولتی و نهادهای نظارتی رسمی منتقل شده و بسیاری از خانواده ها هم براساس مشکلات ریز و درشت خود به این مساله راضی شده اند در حالی که این گونه نظارت ها و کنترل های اجتماعی رسمی و آموزه های اجتماعی به دلیل عدم ارتباط چهره به چهره و عمیق و تکرارهای خالی از عواطف و شناخت ناقص است و درواقع آنقدر این مسائل در قالب پند و اندرزهای بدون پشتوانه تکرار شده است ، که دیگر از خانواده نیز کاری در این زمینه برنمی آید.
درواقع یکی از مهمترین زمینه های قابل بررسی در روند آزمون و خطای خانواده های ایرانی مشخص کردن جایگاه و مرزهای میان آموزه های رسمی و غیررسمی خانواده هاست.
اکنون بسیاری از سازمان های دولتی در کنار برخی NGOهای شبه دولتی ادعای تولیت و راهبری خانواده ایرانی را دارند در حالی که کمترین برنامه تحقیقی و پژوهشی عمیق و گسترده و بدون حب و بغض و تنها بر مبنای اصول علمی را تاکنون عرضه نکرده اند و آنچه از خود باقی گذاشته اند، کاشتن تخم بدبینی نسبت به خود در بین خانواده ها به لحاظ حیف و میل بودجه دولتی بدون بازده عملی برای بهبود مسیر خانواده هاست.
بدین لحاظ ضرورت به میدان کشاندن اساتید، پژوهشگران و متخصصان جامعه شناس واقعی و در اختیار دادن بودجه برای پژوهش و آسیب شناسی خانواده ایرانی بسیار ضروری تر از امر و نهی های تکراری و همایش های بدون بازده است.
کارشناسان با تاکید بر این موضوع معتقدند: اول باید پذیرفت که تغییر در جامعه و خانواده به عنوان رکن آن اجتناب ناپذیر است. سپس باید به بررسی علمی و ارزشی درباره وضعیت خانواده ها و آسیبهای آن پرداخت تا آن وقت نتیجه آن برای مردم باورپذیر شود.

صولت فروتن
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها