بحث آسیب شناسی خانواده ایرانی ، بحثی گسترده و عمیق است که قطعا نیازمند شناخت دقیق ویژگی های آن و بررسی جامعه ایرانی در زمان معاصر و پیش از آن و تطبیق تغییرات و تحولات تاریخی خانواده و اجتماع در ایران است و این همان نکته اصلی و فراموش شده ای است که کمتر به آن توجه می شود.
دکتر اقلیما در این باره می گوید: در جامعه ما بسیاری از مردمی که هنوز ریشه در آداب و سنن قدیم خود دارند، وقتی رفتارهای نسل جدید را می بینند، واکنش نشان می دهند و البته چون کاری از عهده آنها بر نمی آید، در نهایت دور هم جمع می شوند و از خاطرات خوب بودنهای خود می گویند و بدیهای جامعه و جوان و نوجوان امروز و حتی کودک امروز را به رخ خود و او می کشند؛ در حالی که مساله بسیار عمیق تر از این به رخ کشیدن هاست.
ما در واقع به حضور گسترده نهادهای علمی و پژوهشی جامعه برای بررسی آنچه بر خانواده ایرانی رفته است ، نیاز داریم و در این بررسی باید به آنچه بوده و هست رنگ واقعیت بدهیم و با عینک قضاوت یا سیاه و سفید دیدن مسائل اجتماعی مرتبط با خانواده به جنگ این مساله برویم.
مسائل و معضلات اجتماعی گریبانگیر خانواده ها از جمله افزایش میزان طلاق ، کودک آزاری ، همسر آزاری ، فرار از خانه ، بی احترامی و بی حرمتی به روابط خانوادگی ، کمبود عواطف و علقه های والدین و فرزندان و چندین و چند مورد دیگر، همگی دامنه اختلاف نظر و ترس از آینده خانواده های ایرانی است که نظر کارشناسانه را به خود جلب کرده است ؛ اما در کنار این نگرانی ها، برخی نیز بر این عقیده اند که کاهش کنترل های اجتماعی بر خانواده ها و کاهش گروههای مرجع غیررسمی و الگوهای اجتماعی مبتنی بر سنت و عرف در مقابل افزایش امرونهی های گروهها و سازمان های رسمی و کاملا دولتی و تکرار همین نگرانی ها بدون کارشناسی مناسب موجب تاثیر منفی و نگرش ذهنی بدبینانه به این موضوع یعنی آسیب شناسی خانواده ایرانی شده است.
دکتر برجعلی ، استاد دانشگاه در این باره می گوید: اگر در گذشته خانواده های ما براساس سلسله مراتب خانوادگی از پدر، مادر، برادر بزرگتر و خواهر بزرگتر مراتب کنترل های اجتماعی و خانوادگی خود را شروع و به همین نسبت آموزه های اخلاقی و تربیتی و آداب و سنن اجتماعی را منتقل می کردند، اکنون این سلسله مراتب آموزشی و کنترلی از دست بسیاری خانواده ها خارج و به نهادهای آموزشی و دولتی و نهادهای نظارتی رسمی منتقل شده و بسیاری از خانواده ها هم براساس مشکلات ریز و درشت خود به این مساله راضی شده اند در حالی که این گونه نظارت ها و کنترل های اجتماعی رسمی و آموزه های اجتماعی به دلیل عدم ارتباط چهره به چهره و عمیق و تکرارهای خالی از عواطف و شناخت ناقص است و درواقع آنقدر این مسائل در قالب پند و اندرزهای بدون پشتوانه تکرار شده است ، که دیگر از خانواده نیز کاری در این زمینه برنمی آید.
درواقع یکی از مهمترین زمینه های قابل بررسی در روند آزمون و خطای خانواده های ایرانی مشخص کردن جایگاه و مرزهای میان آموزه های رسمی و غیررسمی خانواده هاست.
اکنون بسیاری از سازمان های دولتی در کنار برخی NGOهای شبه دولتی ادعای تولیت و راهبری خانواده ایرانی را دارند در حالی که کمترین برنامه تحقیقی و پژوهشی عمیق و گسترده و بدون حب و بغض و تنها بر مبنای اصول علمی را تاکنون عرضه نکرده اند و آنچه از خود باقی گذاشته اند، کاشتن تخم بدبینی نسبت به خود در بین خانواده ها به لحاظ حیف و میل بودجه دولتی بدون بازده عملی برای بهبود مسیر خانواده هاست.
بدین لحاظ ضرورت به میدان کشاندن اساتید، پژوهشگران و متخصصان جامعه شناس واقعی و در اختیار دادن بودجه برای پژوهش و آسیب شناسی خانواده ایرانی بسیار ضروری تر از امر و نهی های تکراری و همایش های بدون بازده است.
کارشناسان با تاکید بر این موضوع معتقدند: اول باید پذیرفت که تغییر در جامعه و خانواده به عنوان رکن آن اجتناب ناپذیر است. سپس باید به بررسی علمی و ارزشی درباره وضعیت خانواده ها و آسیبهای آن پرداخت تا آن وقت نتیجه آن برای مردم باورپذیر شود.