در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه زمانی به فکر آدمربایی افتادید؟
نقشه این آدمربایی را پوریا طراحی کرد و آن را به شایان گفت. شنبهشب در قهوهخانهای حوالی خاکسفید قلیان میکشیدم که با شایان مشغول صحبت شدم و او ادعا کرد اگر در آدمربایی با آنها همکاری کنم 100 میلیون تومان به من میدهد.
قرار بود پسر مورد نظر را ربوده و ساعت 9 صبح در برابر دریافت 100 میلیون تومان گروگان را تحویل پوریا دهم . دوستم به نام پویا هم به عنوان راننده با من همکاری داشت که تا زمان کودکربایی موضوع را به او نگفته بودم.
چه کاره ای؟
تعمیرکار تلفن همراه هستم و در مغازهای در حوالی تهرانپارس کار میکنم .
تو که کار داشتی چرا حاضر به کودکربایی شدی؟
چندی قبل از همسرم جدا شدم و شبها در پارک و عقب خودرو میخوابیدم. مشکلات مالی مجبورم کرد این کار را انجام دهم. خرج زندگیام زیاد شده بود.
گروگان را میشناختی؟
نه. دو روز قبل از اجرای نقشه به نیاوران رفتیم و محل و کودک را شناسایی کردیم.
خودرو را کجا سرقت کردید؟
خودرو را شامگاه دوشنبه در حوالی میدان الغدیر با تهدید چاقو سرقت کردیم.
در مورد نحوه ربودن گروگان بگو؟
صبح سهشنبه ساعت 6 و 30 دقیقه من با وانت خودم و شایان و پویا نیز با خودروی سرقتی در محل حاضر شدند. وانت را پارک کرده و سوار پژو شدم. نیمساعت بعد وقتی پسربچه برای سوار شدن به سرویس مدرسه به سر کوچه آمد شایان پیاده شد و به بهانه پرسیدن آدرس پسر دانشآموز را به سمت خودرو کشید و او را با زور سوار کرد.
سینامقاومت نکرد؟
ابتدا کمی مقاومت کرد اما وقتی به او گفتیم کاری با تو نداریم، آرام شد.
بعد از ربودن سینا کجا رفتید؟
بچه را به شرق تهران آورده و در خیابانها میچرخیدیم.
چندبار با خانواده سینا تماس گرفتید؟
من دوبار با پدر کودک تماس گرفتم که او مدعی شد تا عصر پول را میپردازد. البته قرار بود ما ساعت 9 بچه را تحویل پوریا دهیم و پول را بگیریم اما شایان خواست چندساعت دیگر او را نگهداریم تا پول حاضر شود.
در این چند ساعت چه کردید؟
در خیابانها یا قهوهخانه بودیم. بعد هم به پارک صبا رفتیم که در آنجا دستگیر شدیم.
چگونه دستگیر شدید؟
گروگان را ساعت 3 عصر داخل صندوق عقب خودرو گذاشته و مشغول استراحت در پارک شدیم تا پول را بگیریم. ساعت 5 عصر، 8 مامور لباس شخصی به سمت ما آمده و دستور ایست دادند. شوکه شده بودیم و قبل از اینکه بتوانیم فرار کنیم من و خواهرزادهام به نام میثم دستگیر شدیم.
شایان چه شد؟
او قصد فرار داشت که ماموران به سمتش شلیک کرده و او نقش بر زمین شد. گلوله به کتفش اصابت کرده بود.
نقش میثم در آدمربایی چه بود؟
او هیچ اطلاعی از موضوع ندارد. او پشت وانتم خواب بود و از او خواستم خودرو را برایم از نیاوران بیاورد و سر راه ناهار بخرد. باور کنید او نقشی در این موضوع نداشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: