چالشی بنیادین برای اقناع اژدهای شرق

ماهیت چندوجهی و تکثرگونه قدرت در ساختار نظام بین الملل که رهاورد تحولات شگرف و پیچیده بعد از فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر است ، سبب شده قدرتهای درجه دوم و سوم در صحنه های شطرنج جهانی
کد خبر: ۷۹۵۵۶
از توان چانه زنی بیشتری برخوردار شوند.
به عبارت دیگر، جهان در هزاره سوم میلادی نه بر مدار آنچه امریکایی ها آن را لحظه امپراتوری یا شکوه تک قطبی می نامند، می چرخد؛ بلکه بر محور توزیع و پراکنش قدرت میان بازیگران برجسته نظام بین الملل استوار است که این شرایط رفته رفته سیطره هژمونیک ایالات متحده را با چالشی جدی روبه رو کرده است.
با این پیش فرض که در جهت تمهیدات تئوریک این نوشتار بیان شد، به ارزیابی ماهیت صف بندی قدرتهای هسته ای درخصوص پرونده هسته ای ایران پس از صدور قطعنامه اخیر آژانس می پردازیم.
تحولات پرونده هسته ای ایران پس از صدور قطعنامه اخیر آژانس که ماهیتی کاملا سیاسی و به دور از چارچوب حقوقی تدوین شده در اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی دارد را می توان از چند منظر حائز اهمیت دانست : طی روزهای اخیر راهروهای وزارت خارجه هر دو کشور ایران و امریکا پررفت وآمد بود.
هر دو وزارتخانه با هدف دست یازیدن به نتایج دلخواه به منظور به انزوا کشاندن رقیب دیرینه خویش تلاشها و تحرکات دیپلماتیک فراوانی را آغاز کردند.
خانم رایس ، وزیر امور خارجه امریکا در تلاطم و اضطراب ناشی از به اجماع رساندن 5قدرت هسته ای جهان جهت هدایت پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ، در شرایط معماگونه و ابهام آمیز به سر می برد؛ چرا که از یک سو نگران دهن کجی و بی تفاوتی روسیه نسبت به فعالیت های هسته ای ایران است و از سوی دیگر، با چالشی بنیادین در جهت اقناع اژدهای شرق روبه رو است.
این وضعیت در دیدار اخیر رایس با لاوروف همتای روسی خود کاملا مشهود بود. اما از سوی دیگر منوچهر متکی ، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در تکاپوی ایجاد موازنه و برهم زدن تمهیدات جبهه آنگلوساکسونی شورای امنیت به آن سوی جاده ابریشم که در روزگاران دور محل تلاقی 2تمدن فرهنگ گستر ایران و چین بود، سفر کرد تا با این اقدام هم چینی ها را نسبت به حمایت کیفی از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران در آژانس ترغیب کند و هم بدیل ها و مابه ازاهای اقتصادی مفیدی را برای توسعه فعالیت های تجاری هر دو کشور ارائه کند.
سیر تطور تحولات تاریخی روابط ایران با کشورهای اروپایی همواره بیانگر این موضوع است که اساسا اروپایی ها هیچ گاه در طول تاریخ روابط خویش با ایران قابل اعتماد نبوده اند. چرا که همواره نگرشی تحقیرگونه و طلبکارانه نسبت به ایران داشتند.
البته این موضوع برای کشور و ملتی که در طول 2قرن گذشته بیشترین آسیب را از ناحیه دخالت قدرتهای اروپایی دیده اند، چندان پیچیده و غیرقابل هضم نیست . سراسر تاریخ 2سده اخیر ایران مشحون و آکنده از دسیسه ها و توطئه چینی های آنان است.
البته به شرط آن که دولتمردان و سیاست پیشگان همواره به آن رجوع کنند و از دل آن با کاوش و مداقه ، ظرافت ها و پیچیدگی های دشوار مفاهیم را واکاوی و کالبدشکافی کنند.
با چنین استنباطی از درک ماهیت پویای تحولات تاریخی ، بخوبی می توان اذعان کرد که ادامه مذاکرات هسته ای با اروپایی ها که در طول 2سال اخیر رویه ای کاملا خنثی و کسل کننده به خود گرفته است به هیچ وجه ، برای تامین منافع بلند مدت ایران سودمند نیست.
از این رو، چرخش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به سوی شرق از آن رو ارزشمند است که اولا شرقیان از حیث فرهنگی شرایط به مراتب همگون تر و در هم تنیده تری نسبت به یکدیگر دارند.
ثانیا از بعد تاریخی کشوری مثل چین همواره در اتخاذ تصمیمات راهبردی با ایران از درایت و درک قابل قبول و مثبتی برخوردار بوده است. ثالثا، هر دو کشور ایران و چین طعم تلخ تازیانه های استعمار بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی را در مقاطع مختلف تاریخی چشیده اند. (چینی ها هیچ گاه جنگهای خونین تریاک را که سبب سیطره انگلیسی ها بر کشورشان شد از یاد نخواهند برد) و در نهایت این که چینی ها هرگز نسبت به سیاست های امریکا در منطقه خوشبین نبوده اند و از این رو همان گونه که رایس ، وزیر خارجه امریکا نیز اذعان دارد، روابط چین و امریکا در یک ابهام راهبردی به سر می برد.
به این سان در عرصه ساختار نظام بین الملل به مدد تکثر و تنوع نسبی موجود میان قدرتهای برتر، بازی کردن با کارت چین اقدامی سنجیده و مفید برای دستگاه دیپلماسی تلقی می شود.
مواضع روسها نسبت به فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را نیز باید به دیده تردید نگریست . همسایه شمالی ایران در طول تاریخ همواره به ریاکاری و عدم صداقت شهره بوده است.
این وضعیت را با اندکی تامل و تدبر در صفحات تاریخ معاصر ایران براحتی می توان واکاوی کرد. به عبارت دیگر، روسها طبق تجربه تاریخی این مساله را به اثبات رسانده اند که یاوری دلسوز برای لحظات سخت و دشوار ایران نبوده اند، بلکه بعکس در شرایط حساس آنچه که برای آنان اهمیت بیشتر داشته بهره گیری یا به عبارت بهتر، باج گیری از موقعیت تضعیف شده ایران برای کسب امتیاز بوده است.
با این وصف ، باید اذعان کرد که روسها در ماجرای پرونده هسته ای ایران یکی به میخ می زنند و یکی به تخته و البته چندان دور از ذهن نیست که طبق قاعده مرسوم تاریخی ، بار دیگر ایران را در شرایط حساس تنها بگذارند.
دادن رای ممتنع توسط روسها به قطعنامه اخیر آژانس بر ضد ایران ، قبل از آن که نشان دهنده حمایت ضمنی آنان از ایران باشد، همسو با منویات امریکا و تروئیکای اروپا بوده است.
چرا که از منظر حقوق بین الملل ، دادن رای ممتنع در خصوص یک موضوع مورد اختلاف بین المللی ، توافق طرف رای دهنده تلقی می شود.
در یک جمع بندی از مباحث فوق باید تصریح کرد که بی تردید صف بندی کشورهای غربی با هدف وادار کردن ایران به تمکین از پذیرش تعلیق دایم و یا به عبارتی به فراموشی سپردن فعالیت های صلح آمیز هسته ای برای همیشه است که تحقق این امر ارتباط تنگاتنگی با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت دارد.
لذا تروئیکای اروپا به رهبری امریکا از طرفی با به راه انداختن موجی از عملیات روانی نسبت به ارجاع پرونده ایران به شورا درصدد تحمیل مطالبات غیرقانونی خویش است که با مفاد مصرح در معاهده NPT در تضاد می باشد و از طرفی امیدوار است تا با دستاویز قراردادن این پرونده موجبات به انزواکشاندن جمهوری اسلامی ایران را در عرصه نظام بین الملل فراهم کند.

عبدالمهدی مستکین
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها