در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صبح به صبح آدمها جلوی دکههای روزنامهفروشی تجمع میکنند و تیترهای روز را میخوانند اصلا روزنامهای باز میشود که به حرفهایترین شکل ممکن موضوعی را تیتر کرده باشد. حالا از مجمع و کلا مطبوعات که خارج شویم، میرسیم به تلویزیون و رادیو، شنیدن جمله «بحث امروز ما راجع به...» از مجریان یا کارشناسان برنامهها آنقدر به گوشهایمان آشناست که نیازی به تعریف بیشتر ندارد. از آن طرف، توی مهمانیها هم پیدا کردن یک موضوع برای گرم کردن جو، جزو وظایف لاینفک میزبان است. روزمره ما پر است از دیدن و شنیدن و گفتن از موضوعات مختلف. موضوعهای رنگ به رنگی که دور تا دورمان را احاطه کردهاند، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، علم و هنر و فلسفه. ما از سوژهها فیلم میسازیم، گاهی دربارهشان شعر میسراییم، بر سرشان مناظره میکنیم یا خیلی ساده سر کلاسهای انشا چند خطی مینویسیم... از صبح تا شب آدمها بحثهای جاندارشان را به مدد موضوعات جاندار علم میکنند. سخنرانیها وقتی طرفدار دارند که پای یک موضوع هیجانانگیز وسط باشد موضوعی که روی بیلبورد بزرگ وسط چهارراه یا روی بورد دانشکده بدجور خودنمایی کند. موضوع هر چه جنجالیتر باشد، به نظر جذابتر میرسد و آدمها برای شنیدن و بحث کردن مشتاقتر... غافل از این که بهترین ساعتها وقتی سپری شدند که با صمیمیترین دوستانمان بدون پیدا کردن هیچ موضوع خاص، باب حرف را باز کردیم و به قول معروف از هر دری گفتیم! بهترین وقتها شاید همان هفت، هشت ساعت ماندن در کوپه قطار بود که با چهار نفر ناآشنا گپ زدیم! حرفهایی که نه تیترهای جنجالی داشت و نه بالای هیچ بیلبوردی جا خوش کرده بود. بیشترین ساعتهای ما به تعریفهای خودمانی میگذرد، به حال و احوال کردن و گله از بدی آب و هوا یا زیبایی اردیبهشت و فصل بهار. جالبترین حرفها گاهی توی تاکسی و اتوبوس و مترو زده میشود، وقتی که بیهیچ دلیلی با بغل دستیت همصحبت میشوی و از زمین و آسمان میگویی. گاهی لطف بحثها دقیقا همان جاست که یکهو یکی میگوید «این بحثها را ول کن، اصل حالت چطوره؟!» و آن وقت گفتن از اصل حالت، میشود نابترین حرفها... .
تعریفهای خودمانی و دوستانه، تعریفهای مادر و دختری یا پدر و پسری بدون داشتن موضوعات قلمبه و سلمبه پرکششاند. احساسهای خوبی که بین حرفهای بیموضوع رد و بدل میشود، از تمام موضوعات جنجالی دنیا شیرینترند. گاهی وقتها وسط آن همایش پرطمطراقی که بهترین سوژه دنیا را با بهترین اساتید و کارشناسان دنیا اداره میکند، زدن همان حرفهای بیموضوع و خودمانی یکی از مدعوین، فضای کل جلسه را دلچسبتر میکند. شبکههای اجتماعی گاهی به خاطر همین بیموضوع بودنشان است، جالب میشوند، همین که همه چیز را به حرفهای ساده و معمولیمان نزدیک میکنند.
گاهی میشود فاتحه سوژهها را خواند، گاهی باید بیخیال جذابترین موضوع روز شد. گاهی باید به حرفهای پیش پاافتاده بسنده کرد. گاهی باید بیموضوع بود!
مریم تجلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: