شباهت ما به مطهر

در مذمت بلاتکلیفی

از برخی حواشی جذاب زندگی آقا مطهر ـ مثل نقش مرموز عدد 25 در زندگی ابوی ایشان ـ اگر بگذریم، می‌توان ادعا کرد که زندگی خیلی از ما دقیقا مصداق همین شروع کردن‌ها و تمام نکردن‌هاست. حالا شاید نه به این شدت و نه فقط در یک زمینه خاص همچون تحصیل، اما خیلی از ما آدم تمام کردن کارهای نیمه‌تمام نیستیم.
کد خبر: ۷۹۵۲۸۲

معمولا هزار و یک جور بهانه مثل همین‌هایی که آقا مطهر عزیز پشت‌سر هم ردیف کرده هم در چنته داریم برای توجیه آشفتگی‌های زندگی‌مان؛ رشته جذاب نبود، استادها استاد نبودند، جامعه‌شناسی طبل توخالی بود، تاریخ فلان بود، ادبیات نمایشی بهمان بود و... حالا نه اینقدر اغراق شده و عجیب، اما خداوکیلی چند درصد از ما کارهایی را که شروع می‌کنیم، در موعدش تمام می‌کنیم و برای صفر تا صد امورات‌مان برنامه‌ریزی داریم؟ صغرا کبرای زندگی کداممان درست است و مرتب و سر جای خودش؟ همه منتظر یک اتفاقیم، چیزی که شبیه معجزه که احتمال وقوعش امکان واقع‌بینی را از ما سلب و ظاهر مبهمش روند زندگی‌مان را مختل کرده است. ما آدم‌های باری ‌به ‌هر جهتیم. آدم‌های بی‌برنامه هرچه بادا باد. آشفته‌های بلاتکلیف. خودمان هم نمی‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم. چیزهایی که دوست نداریم را همه خوب بلدیم، اما هیچ کداممان دقیقا نمی‌دانیم که چه چیزی راضی‌مان می‌کند. ما غرغروهای همیشه ‌ناراضی‌ایم، هیچ کداممان به جایگاه واقعی خودمان و آنجا که شایسته‌اش هستیم نرسیده‌ایم، چون اصلا نمی‌دانیم آن جایگاه کجاست. مقصد که معلوم نباشد، تکلیف انتخاب مسیر هم روشن است؛ ممکن است از ادبیات نمایشی شروع کنیم و بعد از ده بار تغییر رشته در دهه پنجم زندگی به مترجمی زبان برسیم.

آقا مطهر فقط یک نمونه است، یک نمونه که از قضا مسیر سختی را برای از این شاخه به آن شاخه پریدن انتخاب کرده، خیلی از ما هم اگر حوصله درس خواندن و کنکور داشتیم، بعید نبود که سناریوی زندگی‌ تحصیلی‌مان یک چیز هشل هفتی بشود مثل همین. در جُربزه و حوصله و پشت کار شاید کم داشته باشیم، اما در بلاتکلیفی هیچ کم از آقا مطهر نداریم، باور کنید.

عباس رضایی ثمرین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها