روشن است که مجموعه اقدامات ریاض در تحولات منطقه، از به انحراف کشاندن انقلابهای عربی گرفته تا دخالت آشکار در امور داخلی همسایگان ، نشان میدهد مراد از امنیت در گفتمان دولتمردان این کشور، نوعی حاکمیت وحشت در خاورمیانه با تکیه بر دلارهای نفتی و مشروعیتبخشی غربی است که تضمینکننده منافع اقلیتی از شیوخ عرب منطقه بوده و نسبتی با خواست ملتهای مسلمان منطقه ندارد. ریاض برای تامین این نوع از امنیت از پیمانکاران تروریست استفاده کرده و از تروریستها، هم بهعنوان ابزار هراس غرب استفاده میکند و هم ارتش مخفی سرکوب جنبشهای مردمی علیه دیکتاتوریهای وابسته به ریاض.با وجود این وقتی تهران از امنیت خاورمیانه سخن میگوید، مراد از امنیت، نه امنیت شیوخ عرب که امنیت ملتهای مسلمان است. در این گفتمان منطقهای، هرگونه مداخله خارجی در امور منطقه و زیرسوال بردن استقلال کشورها مجاز نبوده و شرط برقراری امنیت، برقراری موازنه قدرت بهگونهای است که همگرایی منطقهای، مانع از رقابتهای خشونتبار در منطقه شود.
تجربه تحولات خاورمیانه نشان میدهد مدل امنیتی ریاض که باعث رشد رقابتهای منفی و خشونت بیشتر در منطقه میشود، نمیتواند فهم درستی از واژه امنیت ارائه دهد و همنوایی مقامات غربی با چنین الگویی از امنیت، نتیجهای جز گرفتار شدن بیشتر آنها در بحران خاورمیانه ندارد.
این در حالی است که مدل پیشنهادی ایران که مبتنی بر پذیرش استقلال کشورها و عدم تلاش برای پیادهسازی الگوهای جنگ سرد در منطقه است، میتواند ضامن منطقهای عاری از خشونت و افراطیگری باشد. اگر کشورهای غربی همچون فرانسه و آمریکا نخواهند بحران خاورمیانه به مرزهای اروپا و آمریکا کشیده شود، بدیهی است که باید با گذار از منافع کوتاهمدت تجارت اسلحه، تن به برقراری مدل ایرانی امنیت منطقه دهند، اما اگر تمام شعارهای صلحطلبانه آنها، پوششی برای فروش بیشتر جنگندههای پیشرفته است، باید همچنان شاهد پیاده شدن مدلی امنیتی در منطقه بود که جز شعلهورتر کردن آتش تفرقه و خشونتهای فرقهای، نتیجهای دربر نخواهد داشت.
مصطفی انتظاری هروی / روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم