فرزند ملت

محمد بخارایی فرزند علی اکبر سال 1323 در تهران متولد شد و تحصیلات خود را در تهران ادامه داد و پس از ایجاد رابطه دوستانه با شهید رضا صفارهرندی در جلسات وعظ و سخنرانی حجت الاسلام علی اصغر صفارهرندی با افکار امام خمینی آشنا شد و به هیاتهای موتلفه اسلامی پیوست و عضو شاخه نظامی آن شد.
کد خبر: ۷۹۴۵۰

در جریان 15 خرداد 1342 از فعالان این حرکت بود و به همین دلیل از مدرسه اخراج و مجبور به تحصیل در دوره شبانه شد. شهید مهدی عراقی در مورد بخارایی و پیوستن او به شاخه نظامی هیاتهای موتلفه می نویسد: «محمد بخارایی ، رضا صفارهرندی و مرتضی نیک نژاد چون اینها هر سه تایشان از جهات ایدئولوژی خیلی ورزیده بودند... پس آن چند اصلی که (با شهید حاج صادق امانی) در نظر گرفته بودیم بخصوص در این 3 نفر جمع بود ، اولا سنشان بین 19 و 20 بود و ثانیا از جهت ایدئولوژی تا اندازه ای به خودکفایی رسیده بودند و می توانستند از خودشان ، از فکرشان در برابر هر طوفانی که ایجاد می شود دفاع بکنند... البته تحلیل سیاسی محمد از آن دو تای دیگر بهتر بود.» پس از تصویب لایحه مصونیت مستشاران امریکایی ، خشم زیادی جامعه را فرا گرفت و روحانیت بار دیگر رهبری مبارزه با حکومت را در دست گرفت . پس از آن که امام در سخنرانی پرشور خود در قم بردگی ایران را تسلیت گفتند ، تبعید ایشان ، زمینه ای ایجاد کرد که گروههای اسلامی داد خود را برای حرکتی جدی آماده کنند. در این میان هیاتهای موتلفه اسلامی برنامه اعدام انقلابی حسنعلی منصور را طراحی کرد. محمد بخارایی ، صفارهرندی ، نیک نژاد و جمعی دیگر به فرماندهی صادق امانی در عملیاتی که به «بدر» موسوم شد ، شرکت کردند. بخارایی به همراه دو یار دیگر خود قبل از آغاز عملیات وصیتنامه ای به شرح زیر نوشتند: «اعوذ بالله من الشیطان رجیم ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص... ما با قلبی سوزان آماده شهادتیم ، دیدن این تنهای برهنه ، شکمهای گرسنه و بدنهای ناتوانی که زیر تازیانه های عمال استعمار آنها را به پرستیدن پیکر منحوس شاه وا می دارند ما و هر انسان را رنج می دهد. ما برای اولین بار شلیک گلوله را به روی دشمنان شما ملت ایران ، طنین انداز می کنیم باشد که شما نیز پیروی کنید... ما همانند سرور شهیدان حسین بی علی علیه السلام زندگی را عقیده و جهاد در راه آن می دانیم... شما ای ملت ایران با قلبی از ایمان به پاخیزید و این عاملین منفور استعمار و هیات کثیف حاکمه را یک باره نابود سازید...»
این عملیات در 10 صبح اول بهمن 1343 در مقابل مجلس شورای ملی انجام گرفت و بخارایی به محض آن که منصور از اتومبیل پیاده شد تیری به شکم و تیر دیگری به گردن وی شلیک کرد و به آرامی از محل دور شد اما توسط گارد مجلس دستگیر گردید.
بخارایی به عنوان متهم ردیف اول محاکمه شد و در جلسات دادگاه از خود شهامت بسیار نشان داد. زمانی که از وی سوال شد چرا به حنجره منصور تیراندازی کرده است ، پاسخ داد: «در همان لحظه متوجه شدم که حنجره ای که به مرجع تقلید شیعیان توهین کرده باید دریده شود بنابراین تیر را به حنجره اش زدم».
حکم دادگاه اولیه در 19 اردیبهشت 1344 صادر و در اعتراض به آن دادگاه تجدیدنظری در 5 خرداد 1344 تشکیل و حکم اعدام چهار سرباز رشید اسلام را صادر کرد که این حکم در 26 خرداد 1344 به اجرا درآمد و آنان تیرباران شدند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها