ردیف اول

حسنعلی منصور فرزند رجبعلی (منصور الملک) سال 1302 ، در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه در مدرسه فیروز بهرام ، به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و پس از فارغ التحصیلی به پشتوانه پدرش منصورالملک در 1326 در وزارت امور خارجه استخدام شد.
کد خبر: ۷۹۴۴۷

حسنعلی منصور ، خیلی سریع پله های ترقی را پیمود و در اولین سال خدمتش به عضویت هیات نمایندگی ایران در کنفرانس صلح پاریس درآمد و پس از پایان کنفرانس نیز به عنوان وابسته سفارت ایران در پاریس اقامت گزید. چندی بعد به آلمان اعزام شد و در آن کشور با یکی از اعضای سفارت به نام امیرعباس هویدا آشنا شد که این آشنایی به دوستی پایداری انجامید. منصور ماموریت های فراوانی در وزارت خارجه و دولتهای مختلف داشت تا این که در سال 1336 از سوی نخست وزیر وقت دکتر منوچهر اقبال به معاونت وزارت بازرگانی و قائم مقامی دبیر کل شورای عالی اقتصاد منصوب شد. دولت اقبال عمدتا متشکل از جوانان متمایل به امریکا بود و منصور نیز از همان گروه محسوب می شد. سال 1338 اقبال در ترمیم دولت خود ، او را به وزارت کار و سپس به وزارت بازرگانی منصوب کرد که تا نیمه سال 1339 در این منصب باقی ماند. مدت کوتاهی بعد به همراه گروهی از سیاستمداران جوان و طرفدار امریکا «کانون مترقی» را تشکیل داد. یکی از طراحان اصلی این جمعیت کلنل گرایتان یاتسویچ ، رئیس دفتر سیا در ایران است که مستاجر منزل منصور بود و در اکثر جلسات کانون مترقی حضور می یافت . دیگر اعضای این گروه را افرادی چون امیرعباس هویدا، کریم پاشابهادری ، منصور روحانی و... تشکیل می دادند و ریاست آن برعهده منصور و هویدا بود. پس از تشکیل کانون مترقی ، منصور برای راه یافتن به مجلس شورای ملی فعالیت خود را آغاز کرد. تلاشهای وی به نتیجه رسید و در دوره 21 به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت . پس از راه یابی به مجلس بنا به توصیه امریکایی ها کانون مترقی جای خود را به حزب ایران نوین داد و منصور در این حزب نیز سمت دبیرکلی را عهده دار شد. اما او در انتظار موقعیتی برتر بود که برای وی پیش بینی شده بود. اسفند 1342 پس از برکناری اسدالله علم به نخست وزیری منصوب شد و دولت خود را در 18 اسفند به مجلس معرفی کرد. وی که برای تصویب برنامه های دولت به اصطلاح مترقی خود به آرامش احتیاج داشت ، در همان ابتدای کار وزیر کشورش ، دکتر جواد صدر را به ملاقات امام خمینی که در قیطریه بازداشت بودند ، فرستاد و حکم آزادی امام را به ایشان ابلاغ کرد. این اقدام وی تا حدی جامعه روحانیت را آرام کرد. اما بلافاصله طرح «مصونیت مستشاران نظامی امریکایی» را به عنوان ماده واحده به مجلس سنا ارائه کرد. این طرح در دولت اسدالله علم به مجلس سنا ارائه شد ولی تصویب آن مسکوت گذاشته شد و اینک منصور درصدد اجرای آن بود. مجلس سنا لایحه را پس از تصویب به مجلس شورای ملی ارسال کرد. اما در آنجا با مخالفت برخی از نمایندگان مواجه شد. منصور به دفاع از آن برخاست و «به قصد آرام کردن فضا و ساکت کردن مخالفان آشکارا و به عمد به آنان در مورد مفاد لایحه دروغ گفت». او حتی به خبرنگاران نیز دروغ گفت و این مصونیت را تنها شامل حال مستشاران نظامی خواند و بستگان و دیگر مستشاران را شامل این قانون ندانست. این اظهارات وی موجب تردید سفارت امریکا در ایران شد و راکول ، کاردار سفارت از وی در این خصوص توضیح خواست اما منصور ضمن رد سخنان پیشین خود مواد قرارداد را تایید کرد. سرانجام این لایحه در 21 مهر 1343 به تایید مجلس شورای ملی رسید. خبر تصویب این لایحه استعماری خشم و مخالفت امام خمینی را برانگیخت و در سخنرانی 4 آبان 1343 که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (س) در مدرسه فیضیه قم ایراد کردند به مخالفت شدید با آن پرداختند. به دنبال سخنرانی امام ، رژیم پهلوی حکم تبعید ایشان را صادر کرد و این چنین بود که در 13 آبان 1343 این دستور جامه عمل پوشید. به دنبال این تحولات ، هیاتهای موتلفه اسلامی تصمیم به اعدام انقلابی منصور گرفت و سرانجام صبح روز اول بهمن 1343 وی در مقابل مجلس به دست محمد بخارایی مورد هدف قرار گرفت ، گرچه او را بلافاصله به بیمارستان پارس منتقل کردند و از پزشکان امریکایی و انگلیسی نیز استمداد جستند ولی منصور در 6 بهمن 1343 درگذشت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها