دستاویزهای یک جنگ روانی

هفته پیش و در آستانه فرارسیدن روز قدس ، ناگهان رسانه های خبری پرقدرت دنیا، یک انفجار بزرگ را رقم زدند.
کد خبر: ۷۹۱۳۷
چاشنی این انفجار، جمله کوتاهی از سخنرانی مفصل دکتر احمدی نژاد در کنفرانس جهان بدون صهیونیسم درباره جنایات اسرائیل بود.
رئیس جمهور ایران تعبیر معروف و مهم «اسرائیل باید از بین برود» را به کار برد. آیا این جمله ظرفیت تبلیغاتی گسترده علیه جمهوری اسلامی داشت یا به کمک رسانه های وابسته به محافل صهیونیستی ظرفیت کاذب برای آن تولید شد؛
چه عاملی موجب شد که یک جنگ روانی و فشار سنگین سیاسی علیه ایران شکل بگیرد؛سخنرانی رئیس جمهور درباره اسرائیل نکته ای نداشت که قبلا و در طول عمر انقلاب اسلامی بازگو نشده باشد.
امروز کمتر فردی در کره خاکی زیست می کند که موضع ایران برابر رژیم اشغالگر قدس را نداند. بر پایه این موضعگیری ، اسرائیل حکومتی است که با غصب حقوق مسلم مردم فلسطین و با حمایت رژیمهای حاکم بر امریکا و انگلیس در سرزمین های اشغالی جنایت می کند.
آنچه اسرائیل به آن پایبند است ، هیچ ارتباطی با دین یهود ندارد و صهیونیسم درواقع قرائتی تحریف شده از مذهب یهود است که خشم ، خشونت و پایمال کردن حقوق شهروندی را تئوریزه کرده است.
امام (ره) سالها پیش از آن که انقلاب اسلامی شکل بگیرد خطر اسرائیل را گوشزد کرده بودند و از 22بهمن 57به بعد نیز موضع آشکار رهبری و مردم ایران به طور کاملا شفاف برای جهانیان ارائه شده است.
بارها و بارها در میدان های ورزشی جهانی ، ورزشکاران کشورمان از حضور در برابر ورزشکاران اسرائیلی خودداری کرده اند و به این ترتیب نشان داده اند که موجودیت این رژیم را به رسمیت نمی شناسند.
طرح ابتکاری روز قدس توسط ایران ، نماد کاملا روشنی از این واقعیت است که ایران ، اساسا حاکمیت اسرائیل را مشروع نمی داند. دست کم 26سال است که این موضع ، به طور صریح به جهانیان اعلام می شود.
با این همه ، چرا امسال و در آستانه روز قدس ، جمله ای کوتاه دستاویز حمله بزرگ تبلیغاتی علیه ایران شد؛

شرایط سیاسی
از زمان انتخاب دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور اسلامی ، دور تازه ای از فشار سیاسی علیه ایران شروع شد. آغازگر این جنگ روانی امریکایی ها بودند.
آنها در ادعایی خنده آور با انتشار عکسی مجعول ، رئیس جمهور منتخب را در زمره دانشجویانی معرفی کردند که در 13آبان 1358لانه جاسوسی امریکا را تصرف کرده بودند.
با آن که این اقدام ، کاملا مشروع و منطبق با حفظ حقوق مردم ایران بود، اما احمدی نژاد در آن دخالتی نداشت. تیر امریکایی ها به سنگ خورد، اما این پایان کار نبود.
واشنگتن که از روی کار آمدن جناح اصولگرا واهمه داشت تلاش خود را دو چندان کرد تا بتواند جریان تازه ای را که همچون گذشته منافع غرب را تهدید می کند به محاصره درآورد.
مقابله دیپلماتیک با پروژه فناوری هسته ای که از 2سال پیش کلید خورده بود، شدت گرفت. در حالی که تفاوت محسوسی دراصل موضع ایران در قبال این پروژه به وجود نیامده بود. رئیس جمهور جدید همان سخنی را می گفت که رئیس جمهور پیشین بیان می کرد.
به همین دلیل می توان به جرات ادعا کرد که فشار سیاسی بین المللی علیه ایران ، تداوم دشمنی های گذشته بود که بهانه ای تازه برای آن یافت شده است.
تاکید ایران بر حفظ و تداوم حق مسلم خود در برخورداری از فناوری هسته ای ، خشم امریکا و متحدان اروپایی آن را برانگیخت. در حالی که اسرائیل بدون گردن نهادن به هیچ یک از عهدنامه های بین المللی ، فعالیت های هسته ای خود را گسترده تر می کند و بعلاوه کشورهای هند و پاکستان از این فناوری برخوردارند و مزاحمتی نیز برای آنها وجود ندارد، ایران تحت فشار قرار می گیرد تا تمام فعالیت های خود را در این زمینه به حالت تعلیق درآورد. طبیعی است که این درخواست غیرمنطقی مورد پذیرش قرار نگیرد.
در عین حال ، حسن نیت مقامات سیاسی کشورمان برای همکاری با آژانس بین المللی انرژی هسته ای گامی در راستای اعتمادسازی جهانیان به صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران به شمار رفت ؛ اما عطش سیری ناپذیر غربی ها برای تسلط کامل بر این پروژه ، آنها را به طرح ادعاهایی واهی واداشت.
دروغ بودن این ادعاها اگرچه برای مطرح کنندگان آن کاملا آشکار بود، اما آنها برای این که بتوانند ایران را تحت فشار بگذارند، ادعاهای موهوم یاد شده را به خورد افکار عمومی جهان دادند و چنین وانمود کردند که ایران قصد تولید سلاح هسته ای را دارد.
این پروژه جنگ روانی برای تکمیل شدن ، به یک حلقه جدید نیاز داشت که آن هم در آستانه روز جهانی قدس با دستاویز قرار دادن سخنرانی رئیس جمهور در کنفرانس جهان بدون صهیونیسم کامل شد.

واکنش های قابل پیش بینی
نخست وزیر انگلیس حتی پیش از مقامات اسرائیل از رژیم صهیونیستی دفاع کرد. تونی بلر که در نبرد مذاکرات هسته ای با ایران خود را بازنده اصلی می دید، میدانداری بازی تازه علیه ایران را در دست گرفت.
برخی دیگر از کشورهای اروپا نیز به انگلیس پیوستند. امریکایی ها هم که همپای انگلیس ، اسرائیل را فرزند خود در منطقه می دانند وارد گود شدند. به پشت گرمی این حمایت ها، مقامات تل آویو خواستار آن شدند که ایران از سازمان ملل اخراج شود.
کوفی عنان ، دبیرکل سازمان ملل نیز زیر فشار سیاسی قدرت های بزرگ ، راهی را انتخاب کرد که دیگران پیش پایش گذاشته بودند و ناگهان هیاهویی بزرگ به راه افتاد برای هیچ.

این پایان راه نیست!
فشارهای فراوانی که به شکل روزافزون بر جمهوری اسلامی وارد می شود، هزینه استقلال خواهی نظام است. غرب تنها با تسلیم کامل ایران است که راضی می شود از دشمنی دست بردارد.
اگر آنها ایران را شکست دهند خواهند توانست طومار هر مبارزه و قیامی علیه زیاده خواهی های کشورهای استعمارگر را در هر نقطه از جهان بسادگی درهم بپیچند. بهانه ها تمام شدنی نیستند. اگر در میان سخنان اخیر رئیس جمهور کشورمان چیزی پیدا نمی کردند، مستمسک دیگری به یاریشان می آمد.
ساده لوحی است اگر گمان کنیم سکوت مطلق مسوولان ایرانی ، نقطه پایان جوسازی و فشارهای سیاسی و روانی علیه نظام خواهد شد.
تجربه ثابت کرده است که قلدرها به دنبال مشاهده اولین عقب نشینی ، شرایط را سخت تر می کنند تا موفقیت های بعدی را نیز به دست آورند.
گرچه تدبیر و درایت مسوولان در اتخاذ مواضع و نوع برخورد دیپلماتیک آنان با موضوعات ملی و بین المللی بشدت ضروری و مهم است ، اما نباید تصور کرد که دفاع از منافع ملی و ارزشهای ملت و کشور، بدون پرداخت هزینه میسر می شود.

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها