غم میلیون و میلیارد

غم نان چیست؟ اگر از معنای مشخص لغوی‌اش بگذریم، معنای اصطلاحی‌اش ترکیبی است نامتجانس از دو کلمه‌ای که ارتباط‌شان بهم، یک چیزی در حد ربط آسمان به ریسمان است، یک کلمه کاملا انتزاعی و یک کلمه کاملا مادی که کارکرد اصطلاح حاصل از ترکیب‌شان، توجیه کارهای نامطلوب و احتمالا ناشایستی است که در ازای پول از آدم‌ها سر می‌زند.
کد خبر: ۷۹۱۰۰۵

این وسط ولی یک چیز عجیب وجود دارد؛ نان در ادبیات عمومی از دیرباز استعاره از حداقل‌های زندگی از قبیل خورد و خوراک و سرپناه بوده اما اتفاقا بیشتر کسانی در پس کارهایشان اهل فلسفه‌بافی و پیش کشیدن ماجرای «غم نان» هستند که چندان مشکل نان ندارند. خب چرا؟ من به شما می‌گویم: ماجرا این است که هر آدمی برای خودش پرنسیبی دارد؛ اصولی مشخص و مصرح که زندگی فردی و اجتماعی‌اش را بر پایه آن سامان می‌دهد. یکی از اساسی‌ترین‌هایش هم این است که آدم برای پول تن به هر کاری ندهد. اخلاقا هیچ استثنایی بر این قاعده مترتب نیست اما عقل سلیم محدوده مشخص «معاش» را می‌تواند به عنوان استثنایی بر این قاعده بپذیرد. یعنی تنها در صورتی که معیشت انسان ـ که شامل حداقل‌های مورد نیاز یک فرد در زندگی است ـ دچار مشکل شود، عقل سلیم می‌پذیرد که از قاعده فوق چشم بپوشد. این استثنا همان غم نان است. تا اینجا کسی مشکل ندارد، اما به شرطی که ماجرا فقط ماجرای «نان» باشد. مثلا در تن دادن آدم به یک قرارداد صد میلیونی نامشروع یا تن دادن به روش‌های نامشروع برای عقد چنین قراردادی، دیگر غم نان نمی‌تواند نقش داشته باشد. اینجاست که غم نان از معنای لغوی و اصطلاحی خودش فاصله می‌گیرد و می‌شود یک سرپوش، یک سرپوش برای مکتوم نگه داشتن زیاده‌خواهی‌ها و حرص و طمع سیری‌ناپذیر ما آدم‌ها. یا یک روش برای کلاهبرداری از سر خودمان و وجدانمان. راستش را بخواهید، اکثریت آدم‌هایی که واقعا غم نان دارند، اتفاقا در ازای پول به هر کاری دست نمی‌زنند. سرشان را انداخته‌اند پایین دارند زندگی‌شان را می‌کنند. احتیاجی هم ندارند که برای توجیه دودوزه‌بازی‌شان به غم نان متوسل شوند. مفهوم غم نان این روزها دچار اعوجاج شده؛ بیشتر یک خدعه است تا عذر عقلانی. بیشتر بوی نیرنگ می‌دهد تا دلیل منطقی. بیشتر غم میلیون و میلیارد است تا غم نان به معنای واقعی‌اش...

عباس رضایی ثمرین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها