در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
Bayonetta 2
بیونتا در مقابل دیگر عناوین اکشن رزمی بازار، به مثابه ارکستری غنی و بینقص است. آنهایی که بیونتا را بازی کرده و به اصل آن واقفند، میدانند اگر گیمر متبحری باشید، تقریبا غیرممکن است در این بازی عیبی پیدا کنید. بسیاری از هموطنان همانند ما عاشق سینهچاک شینجی میکامی و شاهکارش، Devil May Cry هستند؛ اما بیونتا از هر بعد، پا بر شانه دانته و ماجراهای سرشار از هیجانش گذاشته و به لحاظ فنی و گرافیکیاش، از آن بازی سرتر ظاهر شده است. آن چیزی که کپکام نتوانست با DMC 4 خلق کند، نوابغ Platinum Games (که کهنهکاران استودیو Clover سابق کپکام و خالق برترین فرنچایزهای آن ناشر بودند) با بیونتا خلق کرده و با بیونتا 2 به اوج رساندند.
کاراکتر میخواهید؟ بیونتا مثل دانته خونسرد، جذاب و نترس است. تنوع گیمپلی میخواهید؟ چهار تفنگ در دست و بسته به چکمه، چند سلاح سرد با کمبوهای متنوع و تعداد زیادی فن و تکنیک دیوانهوار و دیدنی رسته ابزار و مهارتهای بیونتا را تشکیل میدهد. داستان جذاب و حماسی میخواهید؟ بیونتا با وسعت جنونآمیزی که انیمههای مطرح را شرمنده میکند، از خجالتتان درمیآید. بیونتا زمین و آسمان نمیشناسد و این ماجراجویی را هم با اجرایی بینقص و بیافت به شما عرضه میکند. انتخاب بهترینهای سال گذشته، بدون یاد کردن از این شاهکار بیبدیل، بیانصافی است.
Dark Souls II
عید 93 دارک سولز 2 عرضه شد و ضمن شاد کردن دل میلیونها نفر، امتیازهای بسیار عالی نیز از سوی منتقدان دریافت کرد. با گذشت تقریبا یک سال ما هنوز هم فکر میکنیم دارک سولز 2 عنوانی است که بهتر است در تعطیلات 94 آن را تجربه کنید. دنیای بسیار پهناور و به هم پیوسته دارک سولز 2 شما را به ماجراجویی در خود دعوت میکند؛ فرقی ندارد که چهار بار بازی را تمام کرده باشید، هنوز هم گشت و گذار در این دنیا، مبارزه با دشمنان و غولهای بسیار چالشانگیزش و پی بردن به رازهای ریز و درشت آن لذتبخش است. بازی تجربهای کلاسیک از یک نقشآفرینی را ارائه میکند. شما نام، کلاس و ظاهر کاراکتر خود را انتخاب کرده و بازی را آغاز میکنید.
با کشتن دشمنان اصطلاحا «سول» یا روح به دست میآورید که میتوانید علاوه بر خرید انواع و اقسام سلاحها، جادوها و زرهها، آنها را برای ارتقای تواناییها و قدرتهای کاراکتر نیز مصرف کنید. همه چیز به این بستگی دارد که با چه سبکی در دنیای خشن دارک سولز زنده بمانید. یک شوالیه سنگین، کمانداری تیزپا، شمشیرزنی فرز، جادوگری کشنده یا درمانگر تنها مثالهایی کوچک از وسعت آزادی عملی است که در مبارزات بازی در اختیار دارید. وقتی تمام اینها و محتواهای قابل دانلودی را که طی یک سال گذشته برایش عرضه شده در کنار ویژگی آنلاین بازی قرار میدهید به جاودانگی بازی میرسید.
Middle Earth: Shadow of Mordor
این بازی جای خاصی در دل ما اشغال کرد. سایه موردور تقریبا به همه کرشمههای دلبری از بازیکن مجهز بود: دنیای زیبا، دشمنان جالب و پخته، مکانیکهای قوی گیمپلی و رزم بشدت اعتیادآور، تنوع گیمپلی و از همه مهمتر سیستم خصم. سایه موردور بدهبستانی بین بازیکن و دشمنان دنیای بازی خلق کرد که تابهحال نظیرش دیده نشده بود. دشمن بازیکن تا زمان مرگش وقایع رویاروییشان را به خاطر داشت. کافی بود بازیکن از بحبوحه نبرد بگریزد تا دفعه بعدی بزدل خوانده شود، یا زخمی کاری به او وارد بیاورد تا دفعه بعد با خشمی دوچندان به وی حمله کند. بدتر از همه، اگر بهدست او کشته شده و مجدد سعی در غلبه بر او داشت، با اشاره به شکست پیشین تحقیرش کرده و برایش رجز میخواند!
راههای فراوانی هم برای آغاز رویاروییها وجود داشت. میشد همه کارها را مخفیانه انجام داد، یا بیمحابا به دل دشمن زد. بازیکن میتوانست با اسیر کردن نوچههای فرماندهان سپاه سائورون، از آنها اطلاعات استخراج کرده، یا برای تهدید فرمانده اجیرشان کند. در این بازی میشود با رام کردن وحشیخوترین حیوانات موردور، دشمنان را دسته دسته از بین برد. میتوان با تیر انداختن به لانه زنبور، آنها را به وحشت انداخته و از آب گلآلود ماهی گرفت. راههای به پایان رساندن ماموریتها بیشمار بود و همین، در کنار سیستم خصم و حس انتقامجویی و رسوخ در سپاه شیطانی سائورون، این بازی را از دیگر عناوین سال گذشته متمایز کرد.
Valiant Hearts: The Great War
بدون شک از بهترین و احساسیترین عناوین شرکت بزرگ یوبیسافت در سالی که گذشت باید به Valiant Hearts: The Great War اشاره کرد؛ عنوانی که به دست همان تیم سازنده مجموعه Rayman ساخته شده است. جدا از سبک هنری منحصر به فرد بازی، داستان ظریف و انسانی و رویکرد آن به جنگ جهانی اول، بسیار تحسینبرانگیز است. داستان بازی از دید چهار شخصیت فرانسوی، آمریکایی، بلژیکی و آلمانی روایت میشود که در مقاطعی از داستان مسیر زندگی آنها با یکدیگر تلاقی یافته است. اینها سربازهای جنگی نیستند، شهروندان و انسانهایی عادیاند که جنگ همچون اقیانوسی آنها را در خود میبلعد و بهاین ترتیب ما با اتفاقات و حوادث جنگی و تاثیر آنها روی زندگی این افراد مواجه میشویم.
ساختار گیمپلی، بازی را در دسته عناوین ماجرایی قرار میدهد و شما باید با معماهای مختلف که چندان هم پیچیده نیستند مسیر خود را در مراحل باز کنید. تعدادی شیء مخفی نیز در هر مرحله وجود دارد که جمعآوری آنها اطلاعاتی واقعی درخصوص جنگ جهانی اول در اختیارتان قرار میدهد. جنگ چیزی جز ویرانی و نابودی نیست و در آن طرف پیروز معنا ندارد و تنها چیزی که در این میان زیباست، مهر و انسانیت است و Valiant Heats داستان انسانیتی است که نمیخواهد تسلیم جنگ شود!
Far Cry 4
اگر یک بازی باشد که در آزادی عمل و تنوع روی دست سایه موردور بلند شود، همین بهشت کوهستانی مخلوق یوبیسافت است. در فارکرای 4 با مفهوم تازهای از تنوع روبهرو بودیم. دشمنان، محیط و حتی حیوانات فارکرای 4، هرکدام راههای متنوعی برای تعامل با بازیکن داشتند. گرافیک و انیمیشنهای بازی، همگام با گیمپلی آن، بازیکن را شیفته و معتاد خود میکردند. شخصیت منفی بازی هم با آن جنون خاص و جذابش، در غوطهوری بازیکن بیتاثیر نبود. در مقابل آن نقش منفی به یاد ماندنی، شخصیت اصلی بازی چندان جذاب نبود؛ اما هرکس که این بازی را تجربه کرده باشد، میداند باید این نکته را به هزار خوبیاش بخشید. چند بازی سراغ دارید که در میانه نبرد، ناگهان حیوانی وحشی رم کرده و به دل کارزار بزند؟ چند بازی را سراغ دارید که بتوان آن حیوان وحشیخو را با ریختن خون دشمن تحریک کرد و به جانشان انداخت؟ چند بازی را میتوان نام برد که در آن با به آتش کشیدن آن حیوان بتوان دشمنان را تا سرحد مرگ ترساند و با زیرکی از پا درشان آورد؟ قطعا نام سایه موردور به ذهن میآید، اما همچنان که اشاره کردیم، این بازی از نظر تنوع براحتی شاخ سایه موردور را میشکند. گستردگی فعالیتها و لذت نهفته در ماموریتهای جانبی ما را بر آن داشت که این بازی را به فهرست عناوین برتر امسال اضافه کنیم.
Shovel Knight
یکی از زیباییهای خاطرات ما با بازیهای قدیمی این است که نمیدانستیم داریم چه چیزی را میخریم، آن را در دستگاه میگذاشتیم و ناگهان بنگ! بازیهایی را تجربه کردیم که حالا از آنها با بهترینهای کلاسیک یاد میکنند. بازیهای مستقل نیز چنین قابلیتی دارند، بیسر و صدا و بدون تبلیغات آنچنانی ظاهر میشوند، شما میخواهید فقط پنج دقیقه نگاهی به آنها داشته باشید و ناگهان میبینید چنان جذب و شیفتهتان میکنند که تا مدتها نمیتوانید از آنها دل بکنید. Shovel Knight به زعم بسیاری بهترین بازی مستقل سال 93 به شمار میرود و خیلی ساده میتوان آن را ریتروترین بازی مدرن نامید. ریترو به عناوینی الحاق میشود که تلاش میکنند فضا و ظاهر بازیهای قدیمی را زنده کنند.
«شاول نایت» ماجرای شوالیهای است که سلاح اصلیاش بیل است، اما درگیر ماجراجوییهای جذاب و پرکششی برای غلبه بر دیگر شوالیههایی میشود که هر کدام سلاح منحصربهفردی دارند تا پرده از راز دسیسهای بزرگ بردارد. گرافیک بازی دو بعدی بوده و شهرها و مناطق مختلفی وجود دارد که از روی نقشه میتوانید بین آنها تردد کنید. المانهای نقشآفرینی همچون خرید و فروش سلاح و تجهیزات، تواناییها و افسونهای مختلف و ماموریتهای جانبی در بازی حضوری پررنگ دارند. در سال جدید همیشه نیاز نیست همه چیز را نو کرد، گاهی باید زنگار نشسته روی خاطرات طلایی را از بین برد و Shovel Knight بهترین بازی برای این کار است!
Super Smash Bros Wii U
در نقد این بازی نوشتیم که «دود از کنده بلند میشود!» هنوز بر موضع خود ایستادهایم. نینتندو به عنوان یکی از جلوداران صنعت بازیهای رایانهای، حق زیادی به گردن این صنعت دارد. سازندگان نینتندو نه تنها با عشق که با دید و عملی حرفهای دست به ساخت بازی میزنند. همین است که تقریبا هر چیزی از ذهن این غول صنعت به بیرون میتراود، شاهکار است. بازی Super Smash Bros که دنبالهای خودایستا بر این سری بازی است و اسم بیشماره و بی فرجام آن نشان از هویت مستقلش دارد، یکی از برگهای برنده امسال نینتندو بود که با رو کردنش تکانی اساسی به کنسول گرفتار خود، یعنی WiiU داد.
در Super Smash Bros، چند شخصیت محبوب از چند عنوان انحصاری نینتندو و دیگر عناوین ثالث حضور داشته و در محیطهای مختلف به مبارزه میپردازند. گرافیک زیبا و جذاب بازی، در عین هنروری سازندگان در یکپارچهسازی ظاهر تمام محتویات با یکدیگر به کنار، برقراری تعادل در گیمپلی چنین عنوانی، واقعا استعداد و مهارت میطلبید. سازندگان نه تنها موفق شدند فرمول این بازی را به نحو احسن پیاده کنند، بلکه آن را بهتر و برتر از هر عنوان دیگر در این سری و حتی بسیاری از عناوین مشابه ساختند. برای انتخاب این مقام، بین دو بازی Mario Kart 8 (بازی کارتینگ ماریو که شاید در نوع خود بهترین باشد) و همین بازی Smash Bros مردد بودیم. با کمی سبک سنگین، سرانجام این رتبه را به گزینه دوم اختصاص دادیم.
Alien Isolation
یکی از لطفهایی که میتوانید در حق خود بکنید، غوطهوری بیشتر در دنیایی است که عمق کافی برای این کار را در اختیار شما قرار میدهند. Alien Isolation عنوانی در سبک ترسناک اول شخص است که بر اساس فیلم فوق محبوب و معروف ریدلی اسکات، کارگردان فقید بیگانه ساخته شده است. گرچه عدهای این فیلم و فضاسازیاش را وامدار بازی متروید میدانند، اما شکی نیست تعریفی که از موجودات بیگانه و سفینههای فضایی متروک از حدود 35 سال پیش تا به امروز ارائه میشود، تا حد زیادی از فیلم بیگانه الهام میگیرند.
در بازی شما هدایت دختر کاراکتر اصلی فیلم را به عهده دارید، عازم سفینهای میشوید که آخرین نشانههای وجود مادرتان در آن رویت شده، ولی نمیدانید که دشمنی بزرگ آنجا در انتظارتان است. زنومورف، موجودی بیگانه است که در فضای نسبتا بزرگ سفینه به دنبال از بین بردن نشانههای حیات است، از آنجا که شما قدرت کافی برای مقابله مستقیم با چنین دشمنی را ندارید، باید با مخفیکاری و استفاده از ابزارهای مختلف بیشتر از آنکه روی نابودی این دشمن تمرکز کنید، در صدد اجتناب از رویارویی با او و حرکت به سمت اهداف خود باشید. اگر قبل از تجربه بازی مجموعه فیلمهای بیگانه و بخصوص اولین آنها را مشاهده کنید، میتوانید به درک خیلی بهتری از محیط و جزئیات داستان بازی برسید.
Dying Light
خیلی دلمان میخواست این مقام را به بازی Evil Within اختصاص بدهیم. میکامی با تولید و عرضه آن بازی، مجددا قدرت کارگردانی خود را به رخ بسیاری کشید. آنهایی که شرارت درون را بازی کرده و ضعفهایش را به قوتهایش بخشیدهاند، میدانند که آن بازی چه ارزشی دارد؛ اما نمیتوان از انصاف گذشت. شرکت Techland کارنامه چندان درخشانی ندارد. با این حال، معلوم است برای بازی Dying Light چه سرمایه انسانی و مالی خرج شده تا عنوانی قابل توجه به بازار عرضه شود. Dying Light هم مانند شرارت درون ایرادات خاص خود را دارد. بیشتر از همه جزئیاتش پولیش نشده و توی چشم میزند. اگر نیمه اول بازی را تاب بیاورید، در نیمه دوم لذت وافری از آن خواهید برد. روزهای DL، زمان گذار و شکار است و شبهایش موقع فرار و بقا. DL یک بازی غیرخطی است. پیش از این، سایه چرنوبیل به خوبی حس وحشت در جهانی باز را القا کرده بود.
اما DL این کار را با کنترلی خوشپاسخ و دقیق انجام داد. چه کسی هست که ترکیب زامبی، سلاح سرد و پارکور را دوست نداشته باشد؟ ترس حقیقی و همه جانبهای که در Dying Light القا شده و برگرداندن وحشت حقیقی به ژانر زامبیمحور، بدون دست یازیدن به کنترل محدود و مضیقهساز، ما را بر آن داشت که این بازی را به عنوان گل سرسبد بازیهای سبک وحشت سال انتخاب کنیم.
Dragon Age
Inquisition
Dragon Age: Origins بدون شک از بهترین بازیهای نقشآفرینی است که طرفداران بسیاری دارد. نسخه دوم بازی گرچه فروش و امتیازهای خوبی هم به دست آورد، ولی چندان به مذاق دوستداران نقشآفرینی خوش نیامد، زیرا معتقد بودند بیش از حد اکشن و ساده شده است. سومین بازی این مجموعه یعنی Inquisition ویژگیهای مثبت هر دو نسخه قبلی را با یکدیگر ترکیب کرد و به فرمولی رسید که هم منتقدان و رسانهها را مجذوب و هم رضایت طرفداران را جلب کرد.
بازی شما را در دنیای پهناور قرار میدهد که آزادانه میتوانید در آن گردش کنید، به دنبال اسرار و گنجینههای پنهان آن باشید، ماموریتهای اصلی و جانبی جذاب بازی را انجام داده و ساعتهای زیادی خود را از دنیای عادی جدا کرده و به دنیای فانتزی و زیبا منتقل کنید. مبارزات بازی را میتوانید با دو رویکرد اکشن و تاکتیکی انجام دهید که در هر حال خیلی ساده میتوانید بین کاراکترهای مختلفی که همراهتان وجود دارند جابهجا شده و دستورهایی به یارانتان بدهید و روی هوش مصنوعی خوب آنها حساب کنید. گرافیک زیبا، تنوع زیاد در محیطها و مبارزات بزرگ و حماسی بخشی از مواردی است که انتظار شما را میکشند، منتها حواستان باشد آنقدر درگیر بازی نشوید که از دیگر بازیها بمانید و کل تعطیلات را با یک عنوان سر کنید، نمیدانم شاید ارزشش را هم داشته باشد!
سیاوش شهبازی- مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: