پند و نصیحت در ادب پارسی و حکمت اسلامی با لطایف معنوی و ادبی همراه است

پند حکیم، محض صواب است و عین خیر

در ادبیات تعلیمی، پند و اندرز جایگاه ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای که بخش مهم و قابل توجهی از ادبیات کهن ما را پندنامه‌ها و اندرزنامه‌ها تشکیل داده‌ است.
کد خبر: ۷۸۰۶۱۷

پند و اندرز از راهکارهای تعلیم و تربیت است که با توجه به آموزه‌های اسلامی و اعتقادات کهن ایرانی به آن توجه ویژه‌ای شده است؛ اسلام با تأکید بر آموزش و پرورش با رویکرد سوادآموزی و علم‌اندوزی سبب شد نوعی حکمت پژوهی پرورش یابد که با روحیه ایرانی کاملاً سازگار بود.

از این رو حکمای این سرزمین با توجه به تعالیم قرآنی و سیره نبوی(ص) و ائمه معصومین(ع) و پشتوانه ادبی کهن خویش نوعی ادبیات تعلیمی را ترویج دادند که از قرون اولیه اسلام تا به امروز مورد توجه و اقبال قرار گرفته است.

پندنامه‌ها

پندنامه‌ها به نوشتارهایی گفته می‌شود که در آن با لحنی روان و قابل فهم، تعالیم اسلامی و اخلاقی بیان شده‌ و در آن نوعی امر به معروف و نهی از منکر در قالب داستان یا نصیحت ذکر شده باشد. پندنامه‌ها حاوی نکات دقیق اخلاقی است که معمولا ‌مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند و به آن مبتلا هستند.

از این رو در این نوشتارها سعی شده است‌ لحن عتاب و خطاب در کار نباشد و به جای آن ادبیات شیرین و دلپسند جایگزین شود تا کشش و جاذبه‌ای برای خواندن و درک کردن آن و سپس عمل به موازین آن به وجود آید.

شیخ اجل سعدی از ستارگان فروزان این نوع ادبیات تعلیمی است؛ سعدی در بوستان و گلستان با لحنی شیوا و ادبیاتی زیبا نصایح اخلاقی خویش را به شیوه‌ای کاملاً ساده و روان بیان می‌کند و آن را در قالب داستان و حکایت به تقریر می‌کشد. در این شیوه سعدی با استفاده از حکایات کوتاه و آموزنده، موضوع مورد نظر خود را بیان می‌کند و در آخر هر قسمت نتیجه اخلاقی آن را بیان می‌دارد.

برای نمونه در گلستان و در باب «اخلاق درویشان»، درباره آموختن اخلاق از بی‌ادبان آورده است: لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان، هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از آن پرهیز کردم.

نگوید از سر بازیچه حرفی کزان پندی نگیرد صاحب هوش / وگر صد باب حکمت پیش نادان بخوانند آیدش بازیچه در گوش

در این گونه ادبیات تعلیمی بیشتر شاهدیم که اخلاق اجتماعی و شخصی به طور عموم مطرح می‌شود و از وارد شدن در بحث‌های تخصصی اخلاقی که در کتب اخلاق دیده می‌شود، پرهیز می‌شود تا شنوده‌ای که با بحث‌های علمی میانه‌ای ندارد از مطالعه آن خسته نشود. همچنین در این شیوه، بیان داستان و نتیجه‌گیری در آن، خواننده را ترغیب به خواندن و پیگیری حکایت می‌‌کند و او را از مطالعه و آموختن بیشتر دلزده نمی‌کند.

در پندنامه‌ها علاوه بر اشعار و عبارات شیوا از بزرگان، به آیات قرآنی و کلام معصومین(ع) نیز بسیار استناد شده است تا خواننده با ادبیات تعلیمی قرآنی و اسلامی بیشتر آشنا شده، سرچشمه این تعالیم را بداند.

اما شیوه پند دادن و نصیحت کردن نیز در این پندنامه‌ها به دو گونه اصلی تقسیم می‌شود که شیوه پند مستقیم و غیر مستقیم است. در شیوه مستقیم، نویسنده بدون حاشیه بر سر اصل موضوع می‌رود با درستی و نادرستی آن را بیان می‌کند و راهکارهای آن را نیز می‌آموزد تا مساله دقیقاً تفهیم شود. برای نمونه در قابوس نامه در باب «در شناختن حق مادر و پدر» آمده است: «... و با پدر و مادر خود چونان باش که از فرزندان خویش طمع داری که با تو باشند، زیرا که آن که از تو زاید همان طبع دارد که تو از او زادی.»

اما در شیوه غیرمستقیم همان‌طور که اشاره شد، موضوع در قالب داستان و حکایتی طرح شده یا از زبان حیوانات بیان شده (مانند کلیله و دمنه) و در آخر نتیجه‌گیری اخلاقی از آن می‌شود.

نصایح خاص برای افراد یا گروه‌های خاص

اما برخی پندنامه‌ها مخاطب خاص دارند، یعنی برای افراد خاصی تالیف شده‌اند. مهم ترین این پندیات، نصایحی است که حکمای اخلاقی برای پادشاهان و وزرا ‌نوشته‌اند تا آنها را در مسیر درست و اخلاق‌مدارانه هدایت کنند. از این رو شاهدیم که کتاب‌ها و مقالات بسیاری از جمله نصیحت الملوک غزالی، نصیحت الملوک سعدی، سیاست نامه یا سیر الملوک خواجه نظام الملک طوسی، دستور الوزاره و.... بر همین اساس تالیف شده‌اند.

و یا این پندنامه‌ها برای قشر خاصی ازجمله دانشجویان یا طلاب یا صنف خاصی از صنوف تالیف شده است مانند «آداب المتعلمین» خواجه نصیرالدین طوسی و...‌

همچنین برخی پندنامه‌ها برای عرفا و سالکان طریق حق تالیف شده‌اند که با گونه‌ای ادبیات رمزی توأم هستند تا راهروان طریق حق با تفکر در آن بتوانند راه را از چاه باز بشناسند که آثار مولوی، عطار، شیخ بهایی و دیگر بزرگان مملو از این گونه ادبیات تعلیمی و سلوکی است.

فتوت نامه‌ها

گونه‌های دیگری از پندیات وجود دارد که در قالب فتوت نامه تالیف شده‌اند. فتوت نامه‌ها آثاری است که در آن اخلاق جوانمردی و صفات حسنه آن مورد بحث قرار گرفته است و غالباً با لحنی ساده و روان تالیف شده‌ تا برای عموم قابل درک باشند. در فتوت نامه میرسیدعلی همدانی در باره معنی فتوت آمده است: «حقیقت فتوت آن است، چندان که طاقت‌داری وجود خود را سبب خیر، احسان و واسطه راحت بندگان حق‌سازی و بر بساط احسان در مقابله با آن شطرنج بدی نبازی.»

در فتوت نامه‌ها صفات اخلاقی که ‌باید یک جوانمرد متصف به آنها باشد، ذکر شده است و مثال‌هایی نیز برای آن ارائه شده و از آیات قرآنی و سیره معصومین(ع) نیز بسیار استفاده شده است. از این روی، نیکی ، صداقت ، راستگویی ، وفای به عهد و... از جمله صفاتی است که یک جوانمرد باید آنها را رعایت کند تا بتواند در جرگه جوانمردان داخل شود.

از سوی دیگر این رساله‌ها که گاه برای صنفی خاص مانند فتوت‌نامه دلاکان یا کفاشان و... تالیف شده حاوی مطالبی است که یک شخص در صنف خویش باید آنها را رعایت کند تا در زمره جوانمردان در آن صنف محسوب شود. برای نمونه در فتوت‌نامه کفاشان آمده است: «اگر تو را پرسند که فرض کفش‌دوزی چند است؟ جواب بگو: 12چیز است: اول با طهارت بودن، دوم راستگو بودن، سوم از عذاب خدا ترسان بودن، چهارم ادب استاد بجا آوردن، پنجم در کار استاد دریغ نکردن، ششم از نزد خود هر روز دهم حصه در راه خدای تعالی دادن و... .» و این خود از جمله زیباترین و عمیق‌ترین پندهای حکمت ایرانی- اسلامی به شمار می‌رود.

منابع:

1- کلیات سعدی، محمدعلی فروغی، نشر طلوع 1373

2- قابوس‌نامه، به اهتمام غلامحسین یوسفی، علمی و فرهنگی1390

3- فتوت نامه، میرسیدعلی همدانی، تصحیح محمد ریاض، اساطیر 1389

4- فتوت نامه‌ها و رسائل خاکساریه، مهران افشاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1382

امیر هاشم‌پور / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها