صاحب مغازه گفت خودش هم آنجا اضافه است و از این حرفها، اما مردی که کنارش نشسته بود در مورد تحصیلات و شرایطم برای کار چند سوال پرسید و گفت: خانم، من تازه فروشگاه تاسیس کردهام. یک آدم خاطر جمع هم میخواهم که مغازه را بسپارم دستش و اگر ازش راضی باشم، حقوق خوبی هم میدهم.
با شنیدن این حرف، نور امید در دلم روشن شد. شماره تلفنش را گرفتم. میگفت ساعت دو بعدازظهر روز بعد به او زنگ بزنم. طبق قرار تماس گرفتم. نشانی مغازهاش را داد و بلافاصله خودم را رساندم. او مقابل مغازه ایستاده بود. وارد مغازه شدم. هنوز دکوراسیون مغازه تکمیل نشده بود. با تعجب برگشتم و پرسیدم شما که هنوز مغازه را افتتاح نکردهاید. در این لحظه متوجه شدم میخواهد کرکره آهنی مغازه را ببندد و مرا در آنجا حبس کند.
نمیدانم با چه سرعتی خودم را به در مغازه رساندم و داد و فریاد راه انداختم. از ترسش کرکره را باز کرد. من با پلیس تماس گرفتم و پلیس در محل حاضر شد.
آمدم دایره مشاوره کلانتری 17، سفره دلم را باز کنم و کمی آرام شوم. من یک دختر جوان هستم، خرج و مخارج مادر پیر و برادر معلولم را نیز باید تامین کنم. تصمیم گرفتم مردانه سر کار بروم و مشکلات زندگی را حل کنم. اما...؟ نمیدانم چرا بعضی از آدمهای امروزی اینقدر سختدل و خودخواه شدهاند و...
هشدار پلیس: متاسفانه برخی مجرمان، دختران و زنان جویای کار را هدف اقدامات مجرمانه خود قرار داده و به بهانه کار با حقوق بالا آنها را به محل قرار کشانده و قربانی نیت پلید خود میکنند. در برخی پروندهها شاهد هستیم این مجرمان در حالی که از وضع مالی قربانی و مشکلات او باخبر هستند، باز هم به این بهانه آنها را به محلی خلوت کشانده و مقدار کم پول و طلای آنها را سرقت کردهاند.
پلیس بارها در این زمینه هشدار داده است که برای پیدا کردن کار سعی کنند از مراکز کاریابی معتبر استفاده کنند و براحتی به هر فردی که مدعی است برای آنها کار دارد، اعتماد نکنند. همچنین هنگام قرار نخست تنها به آن محل نروند و از پدر، برادر یا مادر خود کمک گرفته و آنها را همراه ببرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم