اگر موافق باشید بحثمان را با پارس جنوبی شروع کنیم. پارس جنوبی با توجه به ظرفیت و پتانسیلی که دارد از برنامه توسعهای خود عقب است و آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته و بهرهبرداری لازم نیز از آن نشده است. در اینباره چه میگویید؟
اگر شما هم موافق باشید، شاید ابتدا لازم باشد که بگوییم پارس جنوبی چیست، از کجا شروع شده و چه نقشی در اقتصاد کشور دارد و در نهایت چه کاری باید درباره آن انجام دهیم. خود پارس جنوبی مخزن مشترکی است بین ایران و قطر. شناسایی این میدان شاید به سالهای دور بازمیگردد، ولی شروع بهرهبرداری از پارس جنوبی به حدود 25 سال پیش بازمیگردد. در آن سالها بود که قطر شروع به بهرهبرداری از گاز این میدان کرد و از بهترین شرکتهای بینالمللی کمک گرفت و مشغول استخراج گاز از پارس جنوبی شد. همانطور که میدانید قطر احتیاجی به گاز نداشت. چیزی که قطر را وادار میکرد که از این مخزن مشترک استفاده کند، میعانات گازی استحصال شده از این مخزن بود. چون کنار گازی که استخراج میشد، مایعات گازی هم بیرون میآید که از خود گاز ارزشش بیشتر است. قطر چون مصرف گاز زیادی نداشت، همزمان با آن پروژه LNG را شروع کرد که پیاده کند. به نحوی که قطر اکنون بزرگترین صادرکننده گاز LNG دنیاست. اما ایران بعد از دوران دفاع مقدس و توسط همین آقای زنگنه بهعنوان وزیر نفت وقت، پارس جنوبی را راهاندازی کرد. به خاطر دارم که آن زمان میگفتند قرار است در عسلویه تمدن صنعتی جدید تشکیل شود. اما برای اجرای پروژه عسلویه آنقدر فضا کم است که مجبور شدند به دریا وارد شوند.
در آن زمان هم کشور تحریم بود، اما این تحریم، متمرکز و جهانی نبود، فقط آمریکا ایران را تحریم کرده بود و گفته بود هر سرمایهگذاری که از پنج میلیون دلار بیشتر در ایران سرمایهگذاری کند، با من طرف است، اما کشورهای سرمایهگذار به دلیل این که منافع سرشاری میتوانستند ببرند، به این تهدید آمریکا توجه نکردند. شرکتهایی مثل انی، توتال، پتروناس و گسپروم در کشور سرمایهگذاری کلان انجام دادند. شرکتی هم به اسم پتروپارس در ایران ایجاد شد که در خارج از ایران ثبت شد تا بتواند از مزایای بینالمللی استفاده کند، اما مجلس این موضوع را بهعنوان یک نقطه ضعف مطرح کرد و حتی برخی روزنامههای آن زمان کارشان این شده بود که هر روز علیه پارس جنوبی مطلب بنویسند. در صورتی که لحظه به لحظه پارس جنوبی سکه و دلار و ارز بود که به این مملکت میآورد. بحث راهاندازی پارس جنوبی و کنترل منابع ملی و استفاده از این منابع برای منافع مملکت بسادگی انجام نمیشود.
آماری درخصوص برداشت روزانه قطر از پارس جنوبی دارید؟
قطر حدود 600 میلیون مترمکعب در روز از این میدان برداشت میکند.
ایران چقدر؟
350 میلیون مترمکعب.
برنامهریزی ما برای آنکه به برداشت روزانه قطر برسیم، چیست؟
خدمتتان عرض میکنم. فازهای یک تا 5 که به طور عادی به بهرهبرداری رسید، اما فاز 6 و 7 و 8 هنوز به بهرهبرداری نرسیده بود تا اینکه تحریمها شدید شد. منتها تحریمهای دور اول با دور دوم فرق داشت، اولی فقط آمریکا بود، اما دومی درست یا غلط دنیا را علیه ما متحد کرد. این موضوع میتواند دو دلیل داشته باشد؛ اول اینکه یا ما خوب کار نکردیم یا اینکه آمریکا خیلی خوب کار کرد که این تحریم بینالمللی شد. در تحریم اولی دولتها پشت شرکتهایشان آمدند و کار شروع شد، اما در تحریم دومی چون دولتها پشت شرکتها نبودند، آنها هم دیگر نیامدند. پس ما مجبور شدیم فازهای بعدی را با شرکتهای داخلی قراردادهای 36 ماهه ببندیم. پتروپارس، خاتمالانبیا، خاتمالاوصیا و... بودند که ظرف 36 ماه قرارداد بستند در حالی که اصلا انجام کار در این مدت امکانپذیر نبود! اما عملا این چند تا پروژه موازی حرکت کرد. فازهای 6، 7، 8، 9، 10، 12، 15 و16 موازی حرکت کردند. البته در آن زمان اولویتبندیها هم زیاد جدی نبود. به این معنا که در پنج ، شش سال گذشته استفاده بهینه از مخزن مشترک برای افزایش تولید نداشتیم.
اما با روی کارآمدن دولت یازدهم و انتخاب دوباره بیژن زنگنه بهعنوان وزیر نفت و همچنین تجربهای که در این زمینه داشت، برنامهریزی استفاده بهینه از مخزن مشترک پارس جنوبی صورت گرفت. کاری که انجام شد این بود که مدیر بهرهبرداری از پارس جنوبی، مدیر اجرای پروژه 12 و 15 و 16 و 17 و 18 شود که خیلی برای پارس جنوبی کمک خوبی بود. همچنین نیروهای بهرهبردار شرکت ملی گاز به کمک تولیدکنندگان داخلی رفتند و این نزدیکی بهرهبردار و تولیدکننده و تخصیص منابع مالی به این پروژه باعث شد که در حداقل زمان براساس زمانبندی مناسب از اسفند 92 یک فاز آن در سال 93 به بهرهبرداری برسد و الان شاهد هستیم که فاز 12 به بهرهبرداری رسیده و کشور صد میلیون مترمکعب از فاز 12 و 20، 30 میلیون هم از فازهای دیگر به ظرفیت تولید گاز کشور اضافه شد.
میخواهم کمی در مسائل دیگر بخش گاز ریزتر شویم. بفرمایید سیاست آینده دولت درباره قیمت گاز چه خواهد بود؟ سال آینده قیمت گازافزایش پیدا میکند یا خیر؟
سیاست شرکت ملی گاز درباره CNG افزایش نیافتن قیمت است و حتی کمک به جایگاهداران CNG در برنامه است که بتوانند سهم گاز طبیعی را در بخش حمل و نقل بالا ببرند. یعنی به جای اینکه در بخش حمل و نقل، بنزین زیادی مصرف شود، به دلیل مزیت نسبی که در کشور داریم، گاز مصرف کنند. به همین دلیل بهای CNG را افزایش نمیدهیم، اما در ارتباط با گاز طبیعی ما هنوز با قیمتهای واقعی گاز خیلی فاصله داریم و این چون یکی از گازهای هیدروکربنی به حساب میآید که تمام شدنی است، بنابراین برای اینکه مردم استفاده بهینه کنند، چهار عامل لازم است تا من مصرفکننده گاز طبیعی، خوب استفاده کنم، نه اینکه استفاده نکنم. بنابراین تولید و مصرف دو بال یک پرنده است. اگر یک بال درست مصرف نکند، هر چقدر تولید کنید، اسراف میشود. لذا ما باید راهحلهایی پیدا کنیم که عموم مردم منطقا و اخلاقا گاز را درست مصرف کنند. یکی از آنها معیار قیمت است، اگر شما قیمت ارزان برای چیزی قرار بدهی، هم ارزشی را از دست دادهای و هم اینکه استفاده از تکنولوژی را عقب انداختهای. یعنی اگر قیمت گاز خیلی ارزان باشد، به جای یک بخاری، دو بخاری خریداری میکنی. در زمان خرید هم آن بخاری که بهرهوری پایین و قیمت کمتری دارد را انتخاب میکنید. بگذارید در این خصوص یک مثال عامیانه بزنم. یک بخاری هست 150 هزار تومان، یک بخاری دیگر هست 250 هزار تومان. کدام را میخرید؟ منطق میگوید بخاری 150 هزار تومانی خریداری شود. چرا؟ چون خریدار نزد خودش میگوید راندمان این با آن کمی فرق دارد، ولی اگر ده سال هم گاز مصرف کنم، 100 تومان نمیشود پس آن ارزانتر را میخرم. ولی اگر فرد متوجه شود ظرف شش ماه که مصرف کند، باید مبلغ زیادی بابت بهای گاز بپردازد آن 250 تومانی را که بهرهوری بالاتری دارد انتخاب میکند. در آن زمان تولیدکننده هم وقتی تقاضای بازار را ببیند درجه تکنولوژی کار خود را بالا میبرد. لذا قیمت گاز باعث میشود تکنولوژی حرکت کند. در نتیجه در فرهنگ مردم تغییر ایجاد میشود. یعنی افزایش قیمت گاز به نفع مردم و منافع ملی است. در کنار همه اینها قانون باید بیاید تا قیمت را تعیین کند. هرچه تعیین کنند ما هم اجرا میکنیم.
اقلیمبندیهای شهرها در تعیین قیمت گاز ممکن است تغییر کند؟
بله امکان دارد. اینها تقسیمبندیهایی است که دولت انجام میدهد. امسال هم بعضی اقلیمها تغییر کرد که بر این اساس درصد کمی تغییر قیمت داریم، ولی هرچه را که سازمان هواشناسی به ما اعلام کند، ما اعمال میکنیم.
ما با قیمت واقعی گاز چقدر فاصله داریم؟
گاز در هر جا قیمت متفاوتی دارد. مثلا در ترکمنستان گاز اصلا کنتور ندارد. این کشور پنج میلیون جمعیت دارد و کلی ذخیره که نمیداند آن را باید چه کار کند. ایران هم در اوایل انقلاب همین گونه بود. چون بلد نبودیم کنتور بسازیم. بعد کمکم قیمتگذاری را آغاز کردیم و کمکم مایعات را در سبد صادرات قرار دادیم. در ترکیه نیز هر مترمکعب گاز یک دلار است. ما میگوییم اگر گاز طبیعی را از سر چاه بیاوریم و هزینههای بیرون آمدن از چاه و هزینههای پالایش، هزینه انتقال، هزینه ایستگاه و هزینه توزیع را حساب کنیم، قیمت صفر میشود. اگر اینطور حساب کنیم تا به مصرفکننده برسد، هر مترمکعب گاز بین 40 تا 50 تومان قیمت دارد. حالا هر چه این قیمت را حساب کنیم، به بخش سیاست یارانهای دولت برمیگردد. قیمتهایی که از مردم دریافت میشود، برای شرکت ملی گاز ایران نیست، بلکه متعلق به دولت است. دولت 80 درصد درآمد را میگیرد و دوباره به مردم بهعنوان هدفمندی یارانهها برمیگرداند. در حال حاضر یکسوم از آن 45 هزار تومان یارانه نقدی از این محل تامین میشود.
ما همیشه در تبلیغات شرکت ملی گاز میشنویم که به مردم میگویند در مصرف گاز صرفهجویی کنید. اما این بیشتر شبیه یک گفتمان است که هیچ راهکاری به خانوادهها ارائه نمیشود. شاید به خاطر اطلاع نداشتن خانوادهها از راهکارها باشد که خیلی درمصرف گاز صرفهجویی صورت نمیگیرد.
قاعدتا اگر اقتصادی نگاه کنید، شرکت ملی گاز باید بگوید مردم هرچه میتوانند گاز مصرف کنند تا پولش را بگیرد، ولی باتوجه به اینکه رسالت شرکت ملی گاز این است که منافع ملی در اولویت است و باید به فکر صادرات هم باشد، هزینههای زیادی را انجام داده و حداقل سالانه بیش از 70 نیمساعت در صدا و سیما راهکارها را به مردم رسانده است. این راهکارهایکی شامل ایمنی است که مردم جانشان را از دست ندهند و یکی کم مصرف کردن است که داراییشان را از دست ندهند. یکی از دلایل اینکه آیا این تبلیغات اثر داشته یا نه این است که امسال با اینکه یک میلیون مصرفکننده جدید را اضافه کردیم، مصرف گاز در بخش خانگی اضافه نشده است. یعنی مردم صرفهجویی کردهاند. به نظر ما آگاهی مردم افزایش یافته که پولشان را هدر ندهند، اما کافی نیست. هنوز درباره شدت انرژی نسبت به دنیا خیلی فاصله داریم و این دیگر تقصیر مردم نیست. تقصیر ماست که از قدیم انرژی در کشور مهم نبوده است. برخی سازندگان ساختمان خانههایی را بدون در نظر گرفتن هدر رفت انرژی ساخته و تحویل مردم دادهاند. شیشه این خانهها دوجداره نبوده یا دیوار آنها عایق نیست. خب اینها مصرف انرژیشان بالا میرود. ولی دنیا زودتر به اینها رسیدهاند. خانههایی که جدیدا ساخته میشود با مبحث 19 مقررات ملی ساختمان ساخته میشود که مصرف انرژی در آنها کمتر است.
محمدحسین علیاکبری / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم