این حیوان، بستگان مقتول را بهدنبال خود به بیابان کشاند و در نقطهای که جسد دفن شده بود ناخن به زمین کشید و به آنان فهماند که صاحبش در آنجا مدفون شده است. کسان مقتول پس از اینکه جسد را از زیر خاک خارج کردند جریان را به ماموران ژاندارمری ملایر اطلاع دادند و بازپرس دادسرا به محل رفت و به تحقیق پیرامون جنایت پرداخت.
در تحقیقاتی که بازپرس به عمل آورد معلوم شد چند روز قبل شوق علی (مقتول) که دوازده ساله بود، همراه دوست هفده سالهاش حبیبالله شیری برای شکار خرگوش از قریه به بیابانهای اطراف رفته بودند. در راه حبیبالله شروع به شوخیهای زنندهای با شوق علی کرد و بعد وقتی با اعتراض او روبهرو شد با ضربه سنگ وی را کشت و سپس جسدش را در بستر رودخانه خشکی به خاک سپرد و تنها به دهکده برگشت.
ساعتی بعد سگ شوق علی به ده آمد و با حرکات عجیب و غریب و زوزههای پیاپی بستگان صاحبش را به محل دفن جسد برد. آنها جسد را از زیر خاک خارج کردند و بازپرس با تحقیقات لازم حبیبالله را به اتهام قتل او بازداشت و تسلیم دادگاه اطفال کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم