صبح دوازدهم دی ماه 1379 صاحب کارخانه قند و شکر در رباط کریم هنگامی که با تلفن همراه پسر 27 ساله خود به نام افشین - که شبها را در اتاقی داخل کارخانه می خوابید - تماس گرفت ، متوجه شد او به تماسها پاسخ نمی دهد بنابراین از نگهبان کارخانه خواست به سراغ فرزندش برود و او را از خواب بیدار کند. لحظاتی بعد نگهبان شرکت به نام عباس به اتاق این جوان رفت و با دیدن جسم بی جان او که کف سفیدی از دهانش بیرون زده و کنار بخاری گازی جان باخته بود ، هراسان موضوع را به پلیس اطلاع داد. با حضور پلیس و بازپرس دادسرای رباط کریم ، جسد جوان جانباخته به پزشکی قانونی منتقل شد. از آنجا که بررسی های متخصصان پزشکی قانونی بیانگر آن بود که وی بر اثر استنشاق گاز جان باخته است ، جسد وی به خاک سپرده شد.
رازی که در لوله بخاری پنهان بود
زمستان سال بعد ، در حالی که یک سال از خاک سپاری این جوان می گذشت و نگهبان جدید شرکت در حال نصب بخاری نفتی در محل مرگ پسر جوان بود ، با دیدن کیسه نایلونی شکر درون لوله موضوع را به کارخانه دار اطلاع داد.با گزارش موضوع به ماموران ، این احتمال مطرح شد که فرزند صاحب کارخانه قربانی یک قتل طراحی شده باشد و به این ترتیب ، سرنخهایی که می توانست پلیس را به هدف برساند ، بار دیگر بررسی شد. در بررسی ها مشخص شد ، نگهبان سابق کارخانه اختلافاتی با فرزند صاحب کارخانه داشته و چند ماه بعد از مرگ وی از کارخانه رفته است . با این اطلاعات ، ماموران نگهبان سابق کارخانه را دستگیر کردند و وی را به عنوان نخستین مظنون تحت بازجویی قرار دادند که وی در بازجویی های فنی و پلیسی به قرار دادن کیسه نایلونی در لوله بخاری اعتراف کرد اما گفت هرگز قصد کشتن افشین را نداشته بلکه می خواسته کاری کند که او دیگر شبها به کارخانه نیاید. وی در توضیح ماجرای آن شب گفت : افشین شبها در کارخانه می خوابید. او هر بار پس از ورود به کارخانه مرا به بهانه خرید وسایل از بقالی بیرون می فرستاد و در مدت بیرون رفتنم ، همسرم را به زور مورد آزار قرار می داد. شب حادثه پس از خرید وسایل هنگامی که به کارخانه برگشتم همسرم را در حال گریه کردن دیدم . او به من گفت به خاطر آن که افشین بار دیگر او را مورد آزار قرار داده قصد خودکشی دارد. با شنیدن حرفهای همسرم تصمیم گرفتم هر دو نفرمان خودکشی کنیم اما بعدا منصرف شدم . ساعت 2 نیمه شب به پشت بام رفتم و یک کیسه نایلونی شکر را در لوله بخاری فرو کردم. فکر می کردم او هنگامی که ببیند بخاری اتاقش خوب کار نمی کند شبها به کارخانه نمی آید اما صبح وقتی پدرش با من تماس گرفت و خواست او را از خواب بیدار کنم ، متوجه شدم او داخل اتاق جان باخته است.
من او را نکشتم
با اعترافات نگهبان جوان ، پرونده مرگ این جوان برای صدور رای به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و روزگذشته قضات این شعبه به بررسی پرونده پرداختند. در جلسه دادگاه پس از شرح کیفرخواست از سوی قاضی دلداری به عنوان نماینده دادستان ، دادگاه از متهم به قتل خواست از خود دفاع کند که وی با انکار اتهام قتل گفت: من از حادثه پیش آمده بسیار متاسفم اما من او را نکشته ام چرا که هیچ انگیزه ای برای قتل نداشته ام و تمامی اظهارات قبلی خود را انکار می کنم. با اظهارات این متهم ، دادگاه در مهلت قانونی رای نهایی خود را صادر خواهد کرد.