مامور پلیس هفدهم خرداد 89 در حال گشتزنی در خیابان دولتآباد بود که به پسر جوانی مشکوک شد؛ او پس از زیر نظر گرفتن پسر جوان دریافت، وی به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب پلیس است به همین دلیل به متهم دستور ایست داد.
پسر جوان وقتی خود را در یک قدمی دستگیری دید، به سرعت از محل فرار کرد که در ادامه با شلیک پلیس زمینگیر شد.
زمانی که این تیراندازی به پلیس اعلام شد، تیمی از کارآگاهان همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت حاضر شدند. در بررسی ماموران مشخص شد، مرد جوان با شلیک گلوله جان باخته و مامور پلیس در شلیک گلوله بی احتیاطی کرده است. پس از تحقیقات از متهم و بررسی صحنه جرم، بازپرس جنایی، پرونده را به اتهام قتل عمد به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاد.
در جلسه دادگاه نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست گفت: با توجه به گزارش کارشناسان سلاحشناسی و بازسازی صحنه قتل و همچنین اظهارات شاهدان، مامور پلیس در این ماجرا مقصر است و برای او تقاضای مجازات قانونی دارم.
اولیای دم مقتول هم برای مامور پلیس به اتهام قتل عمد تقاضای قصاص کرده و گفتند: حاضر به بخشش نیستند.
وقتی متهم در جایگاه قرار گرفت، با رد اتهام قتل عمد گفت: مقتول به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب بود و روز حادثه وقتی در تعقیبش بودم، قصد داشت سلاح مرا بگیرد که مجبور به شلیک شدم. من قصد کشتن او را نداشتم.
پس از دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای تصمیمگیری وارد شور شده و او را به قصاص محکوم کردند. با اعتراض مامور پلیس به حکم مجازاتش، پرونده برای بررسی نهایی به دیوانعالی کشور فرستاده شد.
قضات شعبه 24 دیوانعالی کشور هم پس از بررسیهای تخصصی حکم قصاص را تائید کردند. پرونده این جنایت برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شده در صورتی که قاتل نتواند رضایت اولیای دم را کسب کند، پای چوبه دار میرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم