براساس پژوهشی که سال ۲۰۰۷ در انگلستان انجام شد، ۱۹ درصد زنان اعلام کردند که در مقطعی از زندگی خود به خودکشی فکر کردهاند. این رقم برای مردان ۱۴ درصد گزارش شد. دانشمندان نتیجهگیری کردند زنان نهتنها بیش از مردان به خودکشی فکر میکنند، بلکه احتمال زیادی وجود دارد که به این افکار خطرناک عمل کنند. یافتهها نشان داد ۷ درصد زنان و ۴ درصد مردان انگلیسی تجربه خودکشی ناموفق داشتهاند.
در این کشور از میان ۵۹۸۱ مرگ و میر ثبت شده در سال ۲۰۱۲ بیش از سه چهارم فوت شدگان (۴۵۹۰ نفر) مرد بودند. در ایالات متحده نیز از میان 38 هزار نفری که در سال ۲۰۱۰ جان خود را به علت خودکشی از دست دادند ۷۹ درصد آنها مرد بودند. این آمار و ارقام بشدت تکاندهنده است. از طرفی، نباید فراموش کرد که مرگ ناشی از خودکشی چه اثرات زیانباری روی بازماندگان متوفی باقی میگذارد.
خودکشی یکی از اعضای خانواده برای مثال عواقب روحی روانی متعددی در پی دارد: افزایش احتمال خودکشیهای بعدی در والدین، افزایش نیاز والدین به روانپزشک، افزایش خطر خودکشی در مادرانی که فرزند جوان آنها دست به خودکشی زده و افزایش بروز افسردگی در فرزندانی که یکی از والدین آنها جان خود را به علت خودکشی از دست داده است.
حال، این پرسش پیش میآید که اگر زنان بیش از مردان دچار مشکلات روانی میشوند و به تبع آن به خودکشی فکر میکنند و در نهایت دست به مرگ خودخواسته میزنند، پس چرا آمار و ارقام نشان میدهد که درصد بیشتری از مردان به علت خودکشی جان میسپارند؟
پاسخ این پرسش به تفاوت انتخاب شیوه خودکشی در مردان و زنان برمی گردد. زنان بیشتر تمایل دارند از روشهای غیر خشونتآمیز نظیر مصرف بیش از حد دارو یا اوردوز استفاده کنند. این در حالی است که مردان بیشتر به روشهای خشونتآمیز نظیر شلیک گلوله یا اعدام علاقهمندند که احتمال منجر به مرگ آنها بالاتر است. پژوهشهای مرتبط در انگلستان و ایالات متحده نیز حاکی از آن است که درصد بیشتری از خودکشی مردان به روش اعدام یا خفگی بوده است و درصد بیشتری از زنان روش اوردوز را انتخاب کردهاند. اما درباره شیوههای مورد استفاده در خودکشیهای ناموفق اطلاعات زیادی در دست نیست.
پرسش بعدی این است که چرا انتخاب شیوه خودکشی در میان مردان و زنان متفاوت است؟
یک نظریه این است که وقتی مردان تصمیم به خودکشی میگیرند در تصمیم خود نسبت به زنان مصممتر هستند. نظریه دیگری وجود دارد که روی رفتارهای تکانهای تمرکز میکند، یعنی رفتارهایی که فرد در لحظه و بدون در نظر گرفتن عواقب آن در پیش میگیرد. به طور کلی، مردان بیش از زنان مستعد رفتارهای تکانهای هستند و ممکن است در یک لحظه بدون این که به عاقبت کار فکر کنند تصمیم به خودکشی بگیرند. بدون شک همه خودکشیها ناشی از رفتارهای تکانهای نیست، اما اعمالی چون مصرف الکل به این رفتارها دامن میزند. ناگفته نماند که بین مصرف الکل و خودکشی یک رابطه مستقیم وجود دارد.
شواهد نشان میدهد درصد زیادی از مردان پیش از خودکشی الکل مصرف میکنند، این در حالی است که خودکشی پس از مصرف الکل در میان زنان به مراتب پایینتر است. نظریه سوم معتقد است که مردان و زنان در انتخاب شیوه خودکشی متأثر از نقشهایی هستند که عوامل مختلف نظیر جامعه و سنت به مرد بودن یا زن بودن آنها نسبت داده است.
زنان به طور معمول از روشهایی استفاده میکنند که به شکل ظاهری آنها به ویژه صورت آسیب جدی وارد نشود. زنان در واقع تمایل دارند که جسد آنها پس از خودکشی بدریخت نباشد! برای مثال، کمتر مشاهده میشود که زنان از روش شلیک گلوله به سر استقبال کنند. البته، مواردی که ذکر شد هنوز به طور قطع اثبات نشده و پایه علمی آنها مستلزم مطالعات تکمیلی است.
گاردین / مترجم: صدف دژآلود
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم