باستان گرایی کودکانه

مهمترین و بی سابقه ترین مراسمی که در دوره محمدرضا پهلوی برگزار شد جشنهای موسوم به 2500 سال شاهنشاهی ایران در سال 1350 در تخت جمشید بود.
کد خبر: ۷۶۹۵۹
مقاله حاضر به بررسی وجوه مختلف این مراسم ، پیشینه و نتایج آن می پردازد. در سال 1337 شاه به رغم مشکلات عدیده کشور به فکر افتاد به مناسبت گذشت 2500 سال از پایه گذاری رژیم شاهنشاهی در ایران به دست کوروش هخامنشی جشنی در خور اعتنا برگزار کند و توجه جهانیان را به سوی ایران به عنوان کشوری کهنسال و قدرتمند [!] جلب نماید.
به دنبال تصمیم شاه جهت برگزاری این جشنها، هیاتی در دربار تشکیل شد تا مقدمات لازم را برای این منظور فراهم آورد. ابتدا شجاع الدین شفا، که خود از پیشنهاددهندگان اولیه برگزاری جشنهای 2500 ساله بود به عنوان رئیس این هیات تعیین شد. پس از حدود 2 سال که هم برنامه ها و هم مراکز فرعی این تشکیلات جدید گسترش قابل توجهی پیدا کرده بود، سناتور جواد بوشهری به جای شفا به ریاست آن برگزیده و این سمت را تا سال 1347 ش حفظ کرد.


شورای مرکزی



شورای مرکزی جشن های شاهنشاهی تلاشهای گسترده و پیگیری را در زمینه های مختلف سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و تبلیغاتی در ایران و سایر کشورهای جهان آغاز کرد تا زمینه های لازم برای برگزاری جشنهای 2500 ساله را فراهم آورد.
مهمترین اعضا و مقامات شورای مرکزی جشن عبارت بودند از: وزیر دربار شاهنشاهی ، سناتور جواد بوشهری (رئیس کمیسیون مالی و نایب رئیس شورای مرکزی جشنهای شاهنشاهی ایران) ، وزیر دارایی ، وزیر امورخارجه ، وزیر کشور، وزیر فرهنگ ، وزیر پست و تلگراف و تلفن ، وزیر راه ، استاندار فارس ، رئیس هنرهای زیبای کشور، رئیس دانشگاه تهران ، مدیر کل انتشارات و رادیو، رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران ، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) ، رئیس ژاندارمری کل کشور، رئیس اداره تربیت بدنی ، رئیس شهربانی کل کشور، شهردار تهران ، رئیس اداره کل باستان شناسی ، سعید نفیسی ، دکتر رضازاده شفق ، شجاع الدین شفا، دکتر مهدی بیانی.


سازمان جشنها



این شورا به زودی دفاتر و نمایندگی هایی در شهرهای مهم ایران و پایتخت کشورهای اروپایی و امریکا تاسیس کرد و طرحهای تبلیغاتی و نظایر آن را آماده و جهت اجرا در اختیار دست اندرکاران امور قرار داد.
از جمله این برنامه ها می توان به طرح بنای میدان شهیاد (آزادی کنونی) در شهر تهران ، انتشار کتب و مقالات تاریخی مربوط به تاریخ ایران قبل از اسلام ، طرح تعمیر و مرمت تخت جمشید، تهیه فیلمهای مستند تاریخی مربوط به تاریخ ایران ، بافت فرشهای دستباف با نقشهایی از تصاویر شاهان و بزرگان ایران ، تهیه انواع سلاحهای جنگی ، لباسها، زین ، برگها، پرچمها و نظایر آن منطبق با دوره های تاریخی ایران قبل از اسلام و همچنین «فراهم ساختن وسیله تفهیم اساسی شاهنشاهی ایران برای جوانان» و... اشاره کرد.


برکناری بوشهری



جواد بوشهری در سال 1347 به دلیل بی کفایتی عملا از ریاست شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله کنار گذاشته شد و به جای وی اسدالله علم وزیر دربار منصوب شد، هر چند که جواد بوشهری به لحاظ ظاهری و تشریفاتی مقامش را حفظ کرد ولی در عمل اسدالله علم عهده دار کارها شد.
با انتصاب اسدالله علم وزیر دربار به ریاست شورای جشنهای 2500 ساله درحالی که فقط حدود 2سال دیگر به برگزاری این جشنها باقی بود، تلاشهای متصدیان امر با جنب و جوش بیشتری پیگیری شد و علم برای سرعت بخشیدن هر چه بیشتر به امور و همچنین کنترل و نظارت هر چه بیشتر و مستقیم تر بر روند برنامه های در دست اقدام و پیش بینی شده ، تعدادی از نزدیک ترین دوستان و ابواب جمعی خود را در راس امور کلیدی و مهم به کار گمارد.


نقش رژیم صهیونیستی



اسدالله علم از سالها قبل ، هنگامی که نخست وزیر بود ، در رایزنی اش با کارشناسان اسرائیلی به دور از حوزه کاری شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله که آن موقع ریاستش بر عهده سناتور جواد بوشهری بود، طرحهایی برای کیفیت و چگونگی برگزاری این جشنها در دست تهیه داشت.
این امر هنگامی صورت جدی تری به خود گرفت که اسدالله علم در دوران نخست وزیری اش از دولت اسرائیل تقاضا کرد جهت گسترش صنعت توریسم و گردشگری و جهانگردی در ایران طرحی در اختیار وی قرار دهند. دولت اسرائیل تقاضای علم را پذیرفت و به دنبال آن تدی کولک (Teday Kollek) رئیس اتحادیه توریستی دولت اسرائیل و شهردار بعدی لورشلیم به ریاست میسیون برنامه ریزی برگزیده شد. کولک توصیه کرد که ضمن تاسیس هتلها، جاده های جدید و وسایل نقلیه مدرن در تخت جمشید، ایران باید واقعه مهمی برپا کند تا خارجیان را به این تسهیلات جهانگردی جدید جلب کند. او بعدها اعتراف کرد که هرگز تصور نمی کرد اسراف کاری که در جشنهای بیست وپنجمین قرن بنیانگذاری امپراتوری ایران پیش آمد همان است که او توصیه کرد.
هر چند بر خلاف تصور کولک این برگزاری جشنهای 2500 ساله حدود چهار پنج سال قبل از توصیه وی توسط دیگران طرح ریزی شده بود ، اما طرحهای عملی و راهنمایی های وی به علم که بعدها ریاست برگزاری این مراسم را برعهده گرفت ، بدون تردید در کیفیت برگزاری جشنها اثر بخش بوده است.
در زمان نخست وزیری علم از طرف شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله از وی خواسته شده بود تا جهت تامین اعتبار اجرای طرحهای در دست اقدام مبلغ 200 میلیون ریال در اختیار آن شورا قرار گیرد. اما صفی اصفیا مدیرعامل سازمان برنامه در دولت علم ، پرداخت این مبلغ را غیر مقدور دانسته بود. با این حال شاه از وزیر دربار وقت حسین علائخواسته بود به علم تذکر دهد که «دولت فکری برای اجرای برنامه جشنهای 2500 ساله بنماید.»
در سالهای پایانی دهه 40 اقدامات تبلیغی پیرامون این جشنها با سرعت بیشتری ادامه یافت و با همکاری مراکز دانشگاهی داخلی و خارجی و اساتید دانشگاه و نویسندگان و مورخان ، کتب و مقالات و گفتارهای متعددی درباره نظام شاهنشاهی ایران و نقش سلسله پهلوی در توسعه همه جانبه کشور [!] و نظایر آن چاپ و منتشر شد.
از مسائل مهمی که رژیم پهلوی از همان آغاز تصمیم به برگزاری این جشنها با آن روبه رو شد اعتراضات و انتقادات افکار عمومی داخلی و خارجی بود. چه از یک سو برگزاری این مراسم را به لحاظ تاریخی و فرهنگی امری منطقی نمی دانستند و در شرایطی که رژیم با مشکلات عدیده سیاسی و... روبه رو بود و عامه مردم کشور نیز به این امر تمایلی نداشتند فکری کودکانه و حتی احمقانه می شمردند.
به همین دلیل رژیم از همان آغاز سعی داشت برگزاری این جشن را امری ملی و همگانی ، مربوط به تمام اقشار مردم کشور قلمداد کند تا از این طریق از یک سو افکار عمومی را با این برنامه همراه نماید و از سوی دیگر اذهان عمومی جهان را به نفع خود برگرداند.
اما در عمل ، مردم غایبان بزرگ این جشنها بودند و در مراسم اصلا حضور نداشتند. ماروین زونیس در این زمینه می نویسد: انگیزه های شاه هر چه بوده باشد، مردم ایران نسبت به تمایل او به کسب حمایت رهبران خارجی ، بیش از پیش حساس شده بودند. اعلام خبر برگزاری جشنهای
سال -1350- 1971 تخت جمشید در روزنامه ها کسالت بار بود و تا اندازه ای احساسات منفی مردم را برانگیخت. شاه قصد داشت دو هزار و پانصدمین سالگرد بنیانگذاری سلسله شاهنشاهی هخامنشیان را در ایران ، یعنی جشن بگیرد هدف از اجرای این مراسم آن بود که بر وجود نهاد سلطنت در ایران به مدت دو هزار و پانصد سال و تداوم این نهاد تا فرمانروایی خود شاه تاکید شود. اما برای مردم ایران نهاد سلطنت چندان اهمیتی نداشت پیش از این تاریخ درباره چنین سالگردی هیچ حرفی زده نشده بود برگزاری جشن که دیگر جای خود دارد. اما بدتر آن که شاه قصد نداشت این جشنها را برای مردم ایران برگزار کند، بلکه نظرش معطوف به رهبران کشورهای خارجی بود، مهمانان شاه آنها بودند.مردم ایران به این جشن دعوت نشده بودند.


اسراف و هزینه های سرسام آور



از دیگر مشکلات رژیم در برگزاری این جشن مساله هزینه های سرسام آور آن بود که با توجه به درآمدهای ناچیز دولت در آن روزگار، معضلی بزرگ محسوب می شد. با توجه به اسناد و مدارک بر جای مانده برگزاری این مراسم در سال 1350 بین 120 تا 150 میلیون دلار هزینه در برداشته است و هر گاه در نظر بگیریم که با توجه به قیمت 1.8 تا 2 دلاری نفت در هر بشکه در اواخر دهه 1340 درآمدهای ارزی حاصله از فروش نفت به زحمت به 1.500.000.000 دلار بالغ می شد صرف حدود یک دهم کل اعتبارات ارزی کشور در عرض یک سال برای هزینه های جشنهای 2500 ساله برای رژیم بسیار سنگین می نمود. علم ترتیباتی فراهم آورد تا تدارکات بلافصل جشنها به بهترین وجه تامین و تهیه شود.
در همین رابطه مدرن ترین وسایل تزییناتی و پذیرایی از کشورهای خارجی به خصوص فرانسه خریداری و به محل برگزاری جشنها منتقل شد و سایر وسایل و ترتیبات لازم هم به همین صورت انجام گرفت.
هزینه خرید و نصب چادرها در تخت جمشید به حدی سرسام آور بود که حتی شخصی شاه نیز آن را زاید دانست واز علم خواست ترتیبی برای کم کردن هزینه های آن اتخاذ کند.
اسراف کاری ها و ولخرجی های سرسام آوری که اسدالله علم جهت زرق و برق بیشتر این جشنها انجام می داد به قدری زیاد بود که حتی فرح پهلوی هم بدان معترض شد و کار بالا گرفت.
علم که از دخالت های فرح و تلاشهای او برای ایجاد محدودیت در سر راه برنامه های خود سخت ناراحت بود به شاه شکایت برد و حتی تهدید به استعفا کرد تا موفق شد رضایت شاه را جهت جلوگیری از نفوذ گسترده فرح و اطرافیانش در چگونگی اجرای این برنامه ها جلب کند.
او در خاطراتش ذیل تاریخ 7 شهریور 1349 در این باره می نویسد: «... شهبانو تردید دارد که ما قابلیت برگزاری جشنهای دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران را داشته باشیم. او مایل است خودش شخصا در برنامه ها دخالت کند. ولی به شاه گفتم که این امر بی خطر نیست. گفتم تردیدی نیست که ایشان باید نگران باشند. ولی تمنا دارم ترتیبی اتخاذ کنند که هر کاری می خواهند بکنند از طریق من باشد. من ادعا نمی کنم که از همکاران دیگرم بهتر کار می کنم ولی آشپز که دوتا شد تکلیف آش معلوم است ، اطرافیان ملکه آدمهای بی آزاری نیستند. شاه صددرصد موافق بود.»
علم جهت توجیه اقدامات اسراف کارانه خود در جریان برگزاری جشنهای 2500 ساله به نشریات دستور داد تا مقالات و گفتارهایی در دفاع از این هزینه ها بنویسند و لزوم برگزاری هر چه به اصطلاح باشکوه تر و پرزرق و برق تر این جشنها را به اذهان عمومی القائ و گوشزد نمایند.


امام در راس مخالفان



از سوی مخالفان داخلی رژیم پهلوی بیشترین مخالفت و اعتراض نسبت به برگزاری جشنهای 2500 ساله از سوی امام خمینی صورت گرفت. ایشان بویژه به هزینه سرسام آوری که برای برگزاری این جشن تدارک دیده شده بود سخت حمله کرد و از این که حکومت در شرایط نبرد جهان اسلام با اسرائیل از کارشناسان این کشور جهت هر چه بهتر برگزار شدن این جشنها یاری طلبیده است آن را سخت به باد انتقاد گرفت. ایشان در بخش دیگری از بیاناتشان خطاب به رهبران کشورهای اسلامی تذکر داد تا از شرکت در این جشن خودداری کنند و از رژیمی که با دولت غاصب اسرائیل روابط گسترده ای برقرار کرده است دوری جویند. ویلیام شوکراس مخالفت امام خمینی را در میان اعتراضاتی که به جشنهای 2500 ساله صورت گرفت ، شدیدتر از همه می داند و می نویسد: «در آن هنگام هیچ کس شدیدتر از آیت الله خمینی این جشنها را محکوم نکرد. شاه در 1964 او را به علت مخالفت شدیدش با رژیم پهلوی از ایران تبعید کرده بود. در آن هنگام صدای آیت الله مانند فریادی در بیابان به گوشها رسید. اما با گذشت زمان جشنهای تخت جمشید را می توان مظهر پایان کار یکی از موفق ترین سالهای سلطنت شاه دانست.»
با تمام این احوال جشنهای 2500 ساله طبق برنامه های تنظیمی در مهرماه  1350 آن چنان که شاه آرزو داشت» برگزار شد.
در حالی که حدود 37 رئیس کشور و 78 نخست وزیر و وزیرخارجه از گوشه و کنار جهان در آن شرکت کرده بودند.


عدم دستیابی به اهداف



به رغم تمام اسراف کاری ها و برنامه ریزی ها و به قول معروف شکوه و جلالی که در برگزاری جشنهای 2500 ساله به کار گرفته شد ، نتایج و پیامدهایی که رژیم آرزومند برآورده شدن آن بود به بار نیامد و به جای تکریم رژیم ، اعتراضات و انتقادات تمسخرآمیز و نکوهش گرانه به سوی آن سرازیر شد.
ابتذال جشنها و مخالفت بین المللی با آن در حدی بود که: متحدان امریکایی شاه نیز در سطح نازلی در آن شرکت کردند. ملکه انگلیس و ملکه هلند در آن حاضر نشدند. اما «نومیدکننده ترین خبر برای شاه این بود که پرزیدنت نیکسون در جشن 2500 ساله شرکت نمی کند (خانم نیکسون رئیس افتخاری کمیته امریکایی برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود) اسپیرو اگنیو معاون رئیس جمهوری نمایندگی ایالات متحده را برعهده داشت.»
انتقادات پرسشگرانه و شماتت آمیز درباره برگزاری جشنهای 2500 ساله تا آن حد گسترده بود که علم وزیر دربار و رئیس برگزارکننده آن جشنها در مقام دفاع برآمد و آن را امری ضروری و لازم شمرد.
اسدالله علم در جایی دیگر در پاسخ به اعتراضاتی که نسبت به هزینه های سرسام آور جشنهای 2500 ساله در شرایط فقر شدید مردم ابراز می شد، اظهار داشت: «برگزاری جشنهای 2500 ساله را نمی توان با پول سنجید.»
براساس اسناد و گزارش های برجای مانده ، پس از برگزاری جشنهای مذکور، دولت در پرداخت بخش قابل توجهی از بدهی های خود، که حاصل اسراف کاری های دوران برگزاری این مراسم بوده با مشکل جدی روبه رو شد.
با توجه به فقر گسترده ای که بر جامعه حاکم بود، ولخرجی های سرسام آور این جشن ، اعتراض مردم را برانگیخت.
سینتیا هلمز همسر سفیر امریکا در ایران درباره هزینه سرسام آور جشن 2500 ساله و تاثیر آن در ایران می نویسد: «این جشن به خاطر هزینه سرسام آور و تاکیدی که بر غذاها و مشروبات فرانسوی به جای ایرانی شده بود مورد اعتراض ایرانیان قرار گرفت. بسیاری آن را جشن شاه و خاندانش تلقی کردند تا جشنی مربوط به ملت ایران.»
پس از برگزاری مراسم در 20 مهر 1350 ترتیبی اتخاذ شد که همه ساله در سالروز آن ، مراسم یادبودی در تخت جمشید و سایر نقاط کشور برپا شود تا یاد آن مراسم برای همیشه زنده بماند. اما این یادبود چنان که مدنظر رژیم بود چندان طولانی نشد. پس از برگزاری جشن در سال 1350 مخالفان جدی رژیم باردیگر درصدد تجدید قوا و زمینه سازی برای نبردی دیگر که اتفاقا سرنوشت ساز هم بود، برآمدند.
چنان که حضرت امام خمینی در 23 شهریور 1352 ضمن اعتراض به برپایی مراسم سالانه یادبود جشنهای 2500 ساله خاطرنشان ساختند: «به این مردم که آتش جنگ بین مسلمین و کفار صهیونیست شعله ور است و ملت اسلام برای احقاق حق خود از اسرائیل غاصب جان بر کف نهاده در میدان های نبرد فداکاری می کنند به امر شاه دولت ایران به مناسبت سالروز جشن دو هزار و پانصد ساله در سراسر کشور جشن برپا کرده است ، جشن برای شاهان خونخواری که نمونه آنان امروز مشهود است. مسلمین برای مجد و عظمت اسلام و آزادی فلسطین در خاک و خون می غلتند ولی شاه ایران برای رژیم مبتذل شاهنشاهی جشن و سرور به پا می کند. 25 به هر حال چندی بعد، رژیم با تغییر تقویم ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی ، سناریوی اسلام ستیزی خویش را تکمیل و مرگ خود را تسریع کرد.
ویلیام شوکراس روزنامه نگار انگلیسی جشنهای 2500 ساله را نشانه پایان دوران پهلوی می داند: «در اکتبر 1971محمدرضا پهلوی ضیافتی ترتیب داد که از همه مهمانی ها برتر بود. او از تمام رهبران جهان دعوت کرد. البته همه نیامدند و بسیاری از کسانی که شرکت کردند بیشتر نمادهای قدرت بودند تا واقعیت آن... با گذشت زمان می توان گفت که جشن مزبور نشانه آغاز پایان کار دودمان پهلوی بود.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها