به رغم تمام اسراف کاری ها و برنامه ریزی ها و به قول معروف شکوه و جلالی که در برگزاری جشنهای 2500 ساله به کار گرفته شد ، نتایج و پیامدهایی که رژیم آرزومند برآورده شدن آن بود به بار نیامد و به جای تکریم رژیم ، اعتراضات و انتقادات تمسخرآمیز و نکوهش گرانه به سوی آن سرازیر شد.
ابتذال جشنها و مخالفت بین المللی با آن در حدی بود که: متحدان امریکایی شاه نیز در سطح نازلی در آن شرکت کردند. ملکه انگلیس و ملکه هلند در آن حاضر نشدند. اما «نومیدکننده ترین خبر برای شاه این بود که پرزیدنت نیکسون در جشن 2500 ساله شرکت نمی کند (خانم نیکسون رئیس افتخاری کمیته امریکایی برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود) اسپیرو اگنیو معاون رئیس جمهوری نمایندگی ایالات متحده را برعهده داشت.»
انتقادات پرسشگرانه و شماتت آمیز درباره برگزاری جشنهای 2500 ساله تا آن حد گسترده بود که علم وزیر دربار و رئیس برگزارکننده آن جشنها در مقام دفاع برآمد و آن را امری ضروری و لازم شمرد.
اسدالله علم در جایی دیگر در پاسخ به اعتراضاتی که نسبت به هزینه های سرسام آور جشنهای 2500 ساله در شرایط فقر شدید مردم ابراز می شد، اظهار داشت: «برگزاری جشنهای 2500 ساله را نمی توان با پول سنجید.»
براساس اسناد و گزارش های برجای مانده ، پس از برگزاری جشنهای مذکور، دولت در پرداخت بخش قابل توجهی از بدهی های خود، که حاصل اسراف کاری های دوران برگزاری این مراسم بوده با مشکل جدی روبه رو شد.
با توجه به فقر گسترده ای که بر جامعه حاکم بود، ولخرجی های سرسام آور این جشن ، اعتراض مردم را برانگیخت.
سینتیا هلمز همسر سفیر امریکا در ایران درباره هزینه سرسام آور جشن 2500 ساله و تاثیر آن در ایران می نویسد: «این جشن به خاطر هزینه سرسام آور و تاکیدی که بر غذاها و مشروبات فرانسوی به جای ایرانی شده بود مورد اعتراض ایرانیان قرار گرفت. بسیاری آن را جشن شاه و خاندانش تلقی کردند تا جشنی مربوط به ملت ایران.»
پس از برگزاری مراسم در 20 مهر 1350 ترتیبی اتخاذ شد که همه ساله در سالروز آن ، مراسم یادبودی در تخت جمشید و سایر نقاط کشور برپا شود تا یاد آن مراسم برای همیشه زنده بماند. اما این یادبود چنان که مدنظر رژیم بود چندان طولانی نشد. پس از برگزاری جشن در سال 1350 مخالفان جدی رژیم باردیگر درصدد تجدید قوا و زمینه سازی برای نبردی دیگر که اتفاقا سرنوشت ساز هم بود، برآمدند.
چنان که حضرت امام خمینی در 23 شهریور 1352 ضمن اعتراض به برپایی مراسم سالانه یادبود جشنهای 2500 ساله خاطرنشان ساختند: «به این مردم که آتش جنگ بین مسلمین و کفار صهیونیست شعله ور است و ملت اسلام برای احقاق حق خود از اسرائیل غاصب جان بر کف نهاده در میدان های نبرد فداکاری می کنند به امر شاه دولت ایران به مناسبت سالروز جشن دو هزار و پانصد ساله در سراسر کشور جشن برپا کرده است ، جشن برای شاهان خونخواری که نمونه آنان امروز مشهود است. مسلمین برای مجد و عظمت اسلام و آزادی فلسطین در خاک و خون می غلتند ولی شاه ایران برای رژیم مبتذل شاهنشاهی جشن و سرور به پا می کند. 25 به هر حال چندی بعد، رژیم با تغییر تقویم ایران از هجری شمسی به شاهنشاهی ، سناریوی اسلام ستیزی خویش را تکمیل و مرگ خود را تسریع کرد.
ویلیام شوکراس روزنامه نگار انگلیسی جشنهای 2500 ساله را نشانه پایان دوران پهلوی می داند: «در اکتبر 1971محمدرضا پهلوی ضیافتی ترتیب داد که از همه مهمانی ها برتر بود. او از تمام رهبران جهان دعوت کرد. البته همه نیامدند و بسیاری از کسانی که شرکت کردند بیشتر نمادهای قدرت بودند تا واقعیت آن... با گذشت زمان می توان گفت که جشن مزبور نشانه آغاز پایان کار دودمان پهلوی بود.»