در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیاییم این حرفها را هزار بار دیگر هم رج بزنیم که «نتوانستن» بیش از آن که ریشه در «نداشتنها» داشته باشد، ریشه در «نخواستنها» دارد، آنهایی که یاد میگیرند بخواهند، تمام نداشتنها را پشتسر میگذارند و به توانایی میرسند، آن وقت است که میتوان این جملات دوستداشتنی را از قولش خواند: «فقط همین قدر برایتان بگویم که امروز من مانی با دوستانم به سفر میروم و خوشم و ماجراجویی میکنم بدون هیچ رعب و وحشتی و حالا دانشجوی روانشناسی هستم و کارمند شرکت راه تجارت ثمین. کلی هم ایده و هدف دارم و مطمئنم که خیلی زود به همهشان میرسم. حالا خواهید دید، خیلی زود دوباره از موفقیتهایم برایتان خواهم نوشت.»
این جملات از کسی میآید که لذت پرواز را چشیده باشد. آن که میداند پرواز بیشتر از آن که نیاز به بال داشته باشد به باور محتاج است، او که به این سطح از باور رسیده، میتواند یک قصه خواندنی داشته باشد، قصهای که باید بخوانید، نه یک بار که چند بار و زیر این جملات خط بکشید: «رفتم، پرواز کردم، اوج گرفتم، آسمان را از نزدیک حس کردم، فرود آمدم، توانستم. بقیهاش باور بود و باور و البته افسوس از این همه سال گوشهگیری و تنهایی.»
افشین خُماند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: