روزنامه خندان

پیژامه‌ات را عوض کن

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.
کد خبر: ۷۶۷۴۳۴
نه سیخ بسوزد و نه کباب!

سیاست روز : نه سیخ بسوزد و نه کباب!

نقطه‌چین زیر را پرکنید:
بهمن آرمان - اقتصاددان: به وزارت راه و شهرسازی توصیه می‌کنم که اولا از انجام هرگونه هزینه‌ای برای چهار بانده کردن جاده‌ها خودداری ‌کند و همچنین از ساخت خطوط راه‌آهن در ایران پرهیز کند و‌...
الف) به حرف بزرگترها گوش فرا بدهد.
ب) شب‌ها قبل از خواب دندان‌هایش را مسواک بزند.
ج) به پدر و مادر خود نیکی کند.
د) هیچکدام

ایضا استاد آرمان: این مایه تاسف است که ما به طور رسمی اعلام کنیم که در ایران در هر روز ۴ نفر در جاده‌های کشور جان خود را از دست می‌دهند.
به نظر شما به جای این کار که مایه تاسف است چه باید کرد؟
الف) اعلام کنیم که روزی دو نفر در جاده‌های کشور جان خود را از دست می‌دهند که نه سیخ بسوزد و نه کباب!
ب) برای اینکه امنیت جاده‌های خود را به رخ جهانیان بکشیم اجازه بدهیم آمار تلفات جاده‌ای را وزیر کار (به شیوه کاهش نرخ بیکاری) اعلام کند که مشت محکمی هم به دهان استکبار جهانی بکوبیم.
ج) خبر مرگ را که یکباره نمی‌دهند. اول می‌گوییم چهار نفر مجروح شده‌اند و حال سه نفرشان هم وخیم است و بعد از اینکه آب از آسیاب افتاد، می‌گوییم هر چهار نفر جان باخته‌اند.
د) هر سه مورد فوق قابل قبول است.

و همچنان "آرمان" : خط راه‌آهن اصفهان - شیراز را همین چند سال قبل افتتاح کردیم، ولی این خط دارای تکنولوژی ... است.
اینبار نقطه چین عبارت فوق را پر کنید.
الف) عهد شاه وزوزک
ب) دوران پارینه سنگی دوم

ج) زمان سلطنت هخامنشیان
د) دوره حکومت رضا‌شاه

شرق: جهانگیری عالمی را نواخت

آقا شاید باورتان نشود، اسحاق جهانگیری را توی خیابان دیدم، شیشه آمبولانس را کشیدم پایین، کله را آوردم بیرون و داد زدم: آقا، سلام... منم، آمبولانس‌چی... می‌دانید که تا حالا جهانگیری بارها سوار آمبولانس شده و ما دیگر با هم آشنایی به هم زدیم و خودی شدیم و همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌کنیم و قرار است آخر هفته هم برویم آب‌درمانی. روی همین حساب بود که شیشه را کشیدم پایین و کله را آوردم بیرون و صداش کردم: اسحاق‌جان، سلام... منم... آقا شاید باورتان نشود، یکهو دیدم تا من را دید، کلی چیز بار من کرد. من چی‌کار کردم؟ بغض کردم. گفتم آخه چرا؟ ما که با هم دوستیم. در همین لحظه محمدحسین صفارهرندی که قبلا تو کار وزارت ارشاد و وزیر جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد بود اما بعد گفت من وزیر نیستم و در حد یک‌عدد در دولت می‌مانم تا دولت از هم نپاشد، از آن‌ور خیابان بدوبدو آمد پیش من و گفت: دیدی؟ گفتم: چی را؟ گفت: من دیروز در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو هم گفته بودم که «دولت حسن روحانی با اجنبی‌ها با لطافت سخن می‌گوید؛ اما به خودی‌ها که می‌رسد فحش و ناسزا نثار می‌کند.» در همین لحظه جهانگیری، صفارهرندی را دید. تا صفارهرندی را دید، گل از گلش شکفت و با لطافت گفت: بابا صفار جان، کجایی تو؟ دلم برات یه‌ذره شده. من چی‌کار کردم؟ این‌بار جای اینکه بروم در افق گم شوم، آمبولانس را از پل اتوبان انداختم پایین و خلاص.

کیهان : حوصله! (گفت و شنود)

گفت: دولت در گذشته اعلام کرده بود که بین 70 تا 90 درصد مشکلات اقتصادی کشور به خاطر سوء مدیریت است و فقط 10 تا 30 درصد آن به تحریم‌ها مربوط می‌شود.
گفتم: حرف حساب جواب نداره.
گفت: ولی حالا برخی از دولتمردان، همه مشکلات اقتصادی را در تحریم‌ها می‌بینند و راهکار را در توافق هسته‌ای جست‌وجو می‌کنند.
گفتم: از توافق ژنو که آبی گرم نشد و فقط تحریم‌ها اضافه شد. الان هم که آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند حاضر به لغو تحریم‌ها نیستند.
گفت: ظاهرا این عده از دولتمردان، کم‌کاری خود را هم به حساب تحریم‌ها می‌نویسند.
گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی از یک مغازه‌دار آدرس پرسید و مغازه‌دار که حوصله آدرس دادن نداشت گفت؛ خیلی دیر شده، برگرد، دیگه نمی‌رسی!

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها