در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میشود این کار را هر جای دیگری، حتی در گوشه خیابان، روی یکی از نیمکتهای سرد ساخت شهرداری هم انجام داد. علت این تنوع این است که در هر جایی میتوان هیچ کاری نکرد. کافی است تصمیم بگیرید برای دقایقی هیچ کاری نکنید، هیچ هدفی نداشته باشید و بیکاری روح و جسم را ـ البته تا جایی که امکان دارد ـ تجربه کنید.
همیشه به ما گفتهاند کار کن و کار را فضیلت بدان و ما همیشه کاری کردهایم، حتی تنبلها؛ و اتفاقا تنبلها مشغله فکری (روحی) بیشتری دارند. آدمها همیشه به چیزی فکر میکنند؛ از ظرفهای نشسته یا شام شب گرفته تا چکهای برگشتی یا برادر بیمار. اما اینک از یک فضیلت فراموش شده یا شاید سرکوب شده میخواهم پردهبرداری کنم و آن فضیلت هیچ کاری نکردن است. پرت کردن خودخواسته خود، از جهان کارها و مشغلهها و فکرها، به جهان بیکاری و بیهدفی همچون یک جسم شدن روی یک صندلی. این خالی بودن برای دقایقی دوام خواهد آورد، اما پس از لحظاتی بهترین فکرها و نابترین تصاویر به چشم میآیند، که تنها زیبا و دلنشین هستند، شاید هم دلخراش و نخواستنی. مهم این است که لحظات تبدیل به عکسهایی جالب و رها میشوند. هیچ هدف و نیازی پشت آنها نیست. تصویر گربهای لم داده در آفتاب؛ لباسهای خانوادهای احتمالا مهاجر روی نردههای تراس پشتی خانه؛ مردی که روی مبل خانه دست به عصا نشسته و شاید گریه میکند؛ زنی درشتاندام که از خیابانی که پنجره شما مشرف به آن است عبور میکند و یک شیرینی خامهای را با اشتیاق زیاد میخورد و در خیال خودش کسی او را در این لذت نمیبیند...
هرکس باید در عمرش روزها یا ساعاتی را به کاری نکردن اختصاص دهد، تا آرام شود. درست مثل جفری شخصیت یکجانشین پنجره عقبی فیلم درخشان هیچکاک که دنیایش شده بود، هیچ کاری نکردن و کارش پس از هیچ کاری نکردن، دیدن ماجراهای دیگران شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: