این در حالی است که وجود اخبار و گزارشهای متعدد مبنی بر اختلال حواس جانشین او یعنی ملک سلمان، نگرانیهای فراوانی در میان همپیمانان عربستان به وجود آورده است. البته ملک عبدالله مدتها بود که از بیماری رنج میبرد و اداره بخشهای مختلف کشور را به اعضای متعدد خاندان سلطنتی سپرده بود.
پادشاه پیش از او یعنی ملک فهد نیز تا پیش از مرگش در سال 2005، نزدیک به یک دهه در انجام امور حکومتی ناتوان بود. با این حال و با گذشت تمام این سالها، کاملا مشخص است که پادشاهان عربستان در واقع همان راهی را طی میکنند که پدر آنها، عبدالعزیز آل سعود پس از اشغال کشور در سال 1932 پایهریزی کرد. سیاست توزیع ثروتهای ناشی از نفت و باز گذاشتن دست مبلغان وهابی در ترویج و تحمیل برداشتهای افراطی و سختگیرانه از شریعت اسلام، همان راهی است که طی این چند دهه توسط شاهان سعودی طی شده است.مرگ هر کدام از پادشاهان سعودی، همواره این ذهنیت را ایجاد کرده که صدها شاهزاده حاضر در این کشور بر سر رسیدن به قدرت با یکدیگر نزاع و درگیری خواهند داشت، اما وقتی غبار برخاسته از این هیاهو پس از مدتی فرو مینشنید، مشخص میشود که همان راه قدیم تنها توسط یک فرد جدید در حال پیمودن است.
سالهای پایانی حکومت ملکعبدالله با آشوبها و هیاهوهای فراوانی در منطقه خاورمیانه همراه بود؛ خیزشهای مردمی سال 2011 در تونس، بحرین، لیبی و مهمتر از همه مصر زمینهساز این ناآرامیها بود. سعودیها توانستند با سرکوب و اقدامات خشونتآمیز تا حدودی این ناآرامیها را در کشور خود آرام کنند و از سوی دیگر موفق شدند با حمایت از کودتای شکل گرفته سال 2013 در مصر توسط عبدالفتاح السیسی، بار دیگر یک رژیم مورد دلخواه و شریک خود را در این کشور تشکیل دهند. علاوه بر این، مقامات عربستان با فرستادن نیروهای نظامی به بحرین معترضان اکثرا شیعه این کشور را با خشونت سرکوب کردند و آمریکا نیز که شریک اصلی نظامی این کشور به حساب میآید، با نادیده گرفتن درخواستها برای ایجاد تغییرات دموکراتیک در این کشور، بر حفظ ثبات و امنیت عربستان تاکید میورزد.
این تنشها و بحرانها زمانی اتفاق افتاد که ملک عبدالله در دوران افول خود بود و کمتر توانایی مدیریت کارهای کشور را داشت؛ با این اوصاف، به نظر میرسد چنین وضعی برای پادشاه جدید و 79 ساله عربستان نیز صادق باشد. در این میان یکی از نکات عجیب طی چند روز گذشته، واکنش رهبران و شخصیتهای غربی و اروپایی نسبت به مرگ ملک عبدالله بوده است. جان کری، وزیر خارجه آمریکا با انتشار بیانیهای اعلام کرد که ملک عبدالله شریکی شجاع در مبارزه علیه تروریسم و برقراری صلح در منطقه بود. جورج بوش پسر نیز با یاد کردن از عبدالله به عنوان بهترین دوست خود، گفت: او همپیمانی قابل اعتماد در ایجاد روابط استراتژیک و مداوم بود.البته این روزها فشارهای بالقوه برای تغییر در عربستان بسیار زیاد است. در عراق، تروریستهای داعش بخشهایی از این کشور را تحت کنترل خود دارند و تمایلشان برای ورود به عربستان و کنترل شهر مکه بر هیچ فردی پوشیده نیست. دولت تحت حمایت عربستان در یمن سقوط کرده و این کشور به خانه و مامنی برای شبکه تروریستی القاعده در شبهجزیره عرب تبدیل شده است؛ گروه دیگری که آلسعود را یکی از دشمنان اصلی خود میداند.
در بعد داخلی نیز اقتصاد این کشور بیش از اندازه به نفت وابسته است و در این میان باید به میزان بالای بیکاری و افزایش بیرویه نسل جوان اشاره کرد. حدود دوسوم از جمعیت 28 میلیونی این کشور را افراد زیر 30 سال تشکیل میدهند. با کاهش قیمت نفت به پایینترین میزان خود طی سالهای گذشته، مانور اقتصادی آنها در مقایسه با گذشته بسیار محدودتر شده است. اگر قرار است تغییری در این کشور اتفاق افتد، این تحول نه از درون کاخهای سعودی بلکه از خیابانهای این کشور آغاز میشود.
پس از تکیه زدن عبدالله بر مسند حکومت، بسیاری از تحلیلگران و روزنامهها از او به عنوان یک اصلاحطلب یاد کردند، اما حقیقت این است که در دوران یک دههای حکومت او تغییر چندانی در ساختار این کشور به وجود نیامد. زنان همچنان به عنوان شهروند درجه دو شناخته شده و حق ندارند رانندگی کرده یا از کشور خارج شوند. اعدام و سر بریدنهای عمومی همچنان بخشی از اقدامات علیه مجرمان است و صدای مخالفان نیز به هیچ وجه تحمل نمیشود.
سال 2004، او دستور دستگیری گروهی از مردم این کشور را صادر کرد که با انتشار بیانیهای خواستار تشکیل یک شورای مشورتی و منتخب در کشور بودند. اگرچه او سال 2005 و پس از رسیدن به مقام پادشاهی دستور آزادی این افراد را صادر کرد، اما او و مقامات سعودی تلاش کردند تا تلاش برای برقراری دموکراسی و تغییرات اساسی در این کشور را سرکوب کنند. رائف بداوی که نویسنده وبلاگ «لیبرالهای آزاد سعودی» بود، سال گذشته به ده سال زندان و تحمل هزار ضربه شلاق محکوم شد. همین چند هفته پیش، 50 ضربه به او به صورت علنی در یکی از خیابانهای جده برگزار شد.
تغییر نسلی میتواند به بروز درگیری و نزاع میان صدها نوه عبدالعزیز تبدیل شود. در واقع مساله خلافت و جانشینی شبیه خاندانهای سلطنتی در اروپا نیست. به جای سپردن مقام پادشاهی به بزرگترین پسر پادشاه، قانون این کشور میگوید حکومت باید به بزرگترین فرزند عبدالعزیز برسد. در هر صورت، فضا و شرایط تغییر در عربستان در مقایسه با یک دهه گذشته بسیار وخیمتر است؛ علاوه بر این که رهبران این کشور میبینند کشورهایی همچون لیبی و سوریه درگیر جنگهای فرسایشی هستند. قدرت ایران در منطقه و دولت تحت تسلط شیعیان در عراق نیز یکی از نگرانیهای اصلی آنهاست.
اگرچه پادشاه عربستان در تئوری، قدرت کاملی را در اختیار دارد، اما در عمل باید خویشاوندان و روحانیون قدرتمند کشور را در اطراف خود نگه دارد. در یک خاندان به این گستردگی و در میان روحانیون وهابی، انگیزه و علاقه کمی برای تغییرات سیاسی و اجتماعی وجود دارد.
کریستین ساینس مانیتور / مترجم: حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم