در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تصور کنید کارگرانی که مشغول تعویض چراغهای محل نگهداری این ماسک طلایی بودند، تصادفی با آن برخورد میکنند و باعث میشوند ریش این مجسمه بشکند. مقامات مصری ادعا میکنند میتوان این اثر باستانی ارزشمند را دوباره به شکل و شکوه اولیه خود مرمت کرد؛ درست مثل زمانی که این ماسک مومیایی کشف شد، ریش به آن نبود. سال 1924 این اثر وارد موزه قاهره شد و سال 1941 بخش ریش با چسب به مجسمه الصاق شد. «کریستین اکمان»، متخصص مرمت آثار باستانی که از آلمان برای بررسی و ارزیابی میزان آسیب وارد شده به این اثر باستانی به مصر فراخوانده شده، میگوید: «درباره میزان صدمه وارد شده به ماسک مومیایی توتنخامون اغراق شده است. با این همه، مرمت آن بخوبی انجام نشده و میتوان بخشهایی از چسب مورد استفاده در محل شکستگی را دید.»
بلافاصله پس از خواندن این خبر یاد مجادله با دوستم افتادم. خدا را شکر کردم که این اتفاق در مملکت ما روی نداد؛ اما وقتی گزارشی درباره ماجرای نقاشی شکسته حسنعلی میرزا در کاخ گلستان خواندم، باز خدا را شکر کردم که آن دوست فرنگرفته خبری از این نقاشی نداشت تا چون مصداقی روشن، بحث را به نفعخود خاتمه دهد. آنطور که خبرگزاری میراث فرهنگی گزارش داده، این نقاشی از مجموعه چهار نقاشی پشت شیشه موجود در نگارخانه کاخ گلستان محسوب میشود که به استاد مهرعلی، نقاش دوره فتحعلی شاه منتسب است. ظاهرا دو تا از این تابلوها در اوایل انقلاب شکسته و سال 78 به صورت غیراصولی مرمت شدهاند. پروین ثقهالسلام، رئیس کاخ گلستان نیز شکستگی این تابلوها را به چند سال پیش مرتبط میداند، ولی به گفته او، از آنجا که امکانات مرمت و ساماندهی آنها مهیا نبوده، تاکنون احیا نشدهاند.
کمیل انتظاری / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: