ملک عبدالله روز جمعه در نود سالگی درگذشت. او در زمان حیات، مرگ دو ولیعهدش را به چشم دیده بود. جانشین او ملک سلمان 80 سال دارد و نمیتوان انتظار داشت بیش از یک دهه در این مسند باقی بماند. ولیعهد او، شاهزاده مقرن نیز 69 سال دارد و در زمره افراد مسن است. آیا این افراد مسن و سالخورده میتوانند یکی از ثروتمندترین کشورها را بدون وقوع یک انقلاب اداره کنند؟ و اینکه رهبران غربی قرار است تا چه زمانی این رهبران خودکامه را مورد لطف و مرحمت خود قرار دهند؟
اوباما در واکنش به مرگ او گفت: عبدالله انسانی صادق بود که که به اقداماتش ایمان داشت. نخستوزیر انگلیس نیز در بیانیهای از تعهد او به صلح و ایجاد درک و فهم بین عقاید مختلف سخن گفت. تمام این اظهارات مربوط به مردی است که در حکومتش سالانه دهها نفر بنا به حکم دادگاههایی غیرمنصفانه گردن زدهشدند؛ در حکومتی که در همین ماه صدای زن میانماری مبنی بر بیگناهشاش در قتل فرزندخوانده خود به جایی نرسید و جلاد حکومت در یکی از خیابانهای مکه سه بار با شمشیر به گردنش زد تا سرش را از بدنش جدا کند. این در واقع همان تعهد به صلح و درک متقابل از عقاید مختلف است.
اما اعتبار و ارزش ملک عبدالله نزد رهبران غربی، یک دلیل دیگر هم دارد؛ تلاشهای مداوم او در به رسمیت شناختن مهمترین همپیمان آمریکا و انگلیس یعنی اسرائیل، به جای پذیرش دولت فلسطین و درخواست از اسرائیل برای عقبنشینی از غزه، کرانه باختری و بلندیهای جولان. حتی جان کری هم ابراز تاسف خود را بیان کرد، اما باز هم به تلاشهای ملک عبدالله در این مسیر اشاره کرد. حتی تارزان نظامی مصر، عبدالفتاح السیسی نیز از احیای طرح مد نظر پادشاه عربستان سخن میگوید. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز در مورد پتانسیل این طرح صحبت میکند و البته به این موضوع اشارهای نمیکند که اقدامات مخرب او در تصرف اراضی بیشتری از اعراب فلسطین، زمینه هرگونه دسترسی به توافق را از بین برده است. اوباما از گامهای مثبت و ارزنده پادشاه متوفی عربستان سخن میگوید بدون آنکه به نتایج مشخص این گامها اشارهای کند.
وضع سلامت ملک فهد، پادشاه پیشین عربستان و ناتوانی جسمی او در روزهای پایانی عمرش برای همه مشخص بود. ملک عبدالله سالخورده نیز در حالی درگذشت که برخی شایعات از اختلال مشاعر جانشین او حکایت دارد. اما این دو پادشاه پیر به اندازه کافی باهوش هستند. آنها میدانند درباره مساله جانشینی چگونه در یک جلسه خصوصی تصمیم گرفته میشود؛ آنها بخوبی میدانند چگونه هزاران شاهزاده سعودی را باید با رشوه ساکت کرد و یک حکومت با ثروت عظیم نفتی و وهابیگری داعش گونه را در قامت یک دولت بظاهر منصف اداره کنند.
در نتیجه رئیسجمهور آمریکا در حالی از روح بلند و عقلگرایی سعودیها صحبت میکند که اتاق فکر رند در گزارشی به پنتاگون، عربستان سعودی را پس از حملات 11 سپتامبر «جوهره اصلی تروریسم» معرفی کرد و بر همین اساس است که لبنان از پادشاده متوفی بهعنوان شوالیه عرب یاد میکند؛ در همین حال داعش مرگ او را تحسین میکند که این موضوع نشاندهنده سقوط پیشروی آل سعود است. بنلادن نیز پس از سلب تابعیت عربستانی خود دنبال سقوط این حاکمیت بود و شاید رسیدن به پادشاهی این کشور را در سر میپروراند.
ملک عبدالله نه خودشیفته بود و نه رذل؛ او نه یک دلقک مافیایی مثل قذافی و نه یک جنایتکار مثل صدام بود. اما توانست به سمت یک جنون قبیلهای حرکت کند که آمریکا را برای حمله به ایران سوق میداد. ترس سنیها از گسترش شیعیان باعث شد آنها به حمایت از وهابیهای خشن بپردازند. داعش و طالبان هر دو دستپرورده سعودیها برای تحقق این هدف بودند. ملک عبدالله کمک چهار میلیارد دلاری نظامی به لبنان پیشنهاد کرد تا از این طریق به مقابله با تروریستهای داعش و اعضای حزبالله بپردازد.
طرفداران ملک عبدالله (که بیشترشان به واسطه پولهای دریافتی از او حمایت میکردند) کم نیستند و احتمالا در روزهای آینده باید منتظر سخنان و اظهارات آنها باشیم. مدرنیته مدنظر او، تلاش و علاقهاش به آموزش و تحصیل زنان، فتواهای مذهبی او و بیتوجهی به صدای منتقدان از جمله موضوعاتی است که احتمالا آنها به آن اشاره میکنند. آنها امیدوارند با این اتفاقات و این اظهارات، شلاق زدن یک جوان وبلاگ نویس در ملأعام حداقل برای مدتی از ذهن مردم پاک شود.
ملک عبدالله از وقوع انقلابها در منطقه در سال 2011 میترسید و بر همین اساس بود که برای سرکوب شیعیان در بحرین، نیروهایش را به این کشور فرستاد. او برای ساکت کردن مردم در کشور نیز دست به اقداماتی زد که قول اختصاص 300 میلیارد پوند برای طرحهای آموزشی، ساخت زیرساختها و برطرف کردن معضل بیکاری و مسکن از جمله آنها بود.
اما سن و سال در حال نابود کردن این سلطنت است. آخرین نسل باقی مانده از ملک عبدالعزیز، همین ولیعهد کنونی است که در آخرین روزهای دهه ششم زندگیاش است. آنچه که این سلطنت را تهدید میکند، نه ایران، نه شیعیان عربستانی و نه وهابیهای مسلح است؛ این تهدید از دل خاندان سلطنتی بیرون میآید.
رابرت فیسک / مترجم: حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم