ازآن دفاع تا این دفاع

امسال در هفته بزرگداشت دفاع مقدس ، رخدادی به وقوع پیوست که می توان آن را ادامه 8 سال جنگ تحمیلی دانست. صف آرایی قدرتهای بزرگ در سازمان ملل ، در برابر حق قانونی یک ملت و مبارزه سیاسی و دیپلماسی ایران
کد خبر: ۷۶۲۶۶
برای به کرسی نشاندن حرف خود ، سختی های سالهای 1359 تا 1367 را در اذهان زنده کرد.
در روزگار دفاع مقدس ، همه قدرتهای برتر ، از صدام ، رئیس دولت بعثی حاکم بر عراق حمایت کردند و امروز همان قدرتها با اندک تغییری با بهره گیری صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای مخالفت می کنند.
در آن روزگار ، دفاع از خاک و وطن و مصالح و امنیت ملی ، جنگ افروزی خوانده می شد و امروز استفاده از انرژی هسته ای حتی در حدی پایین تر از آنچه در پاکستان و هند انجام می دهند ، تولید جنگ افزارهای نظامی ارزیابی می شود.
این فرآیند نشان می دهد گناه بزرگ مردم ایران ، برخورداری از روحیه استقلال خواهی است. یک روز برای درهم شکستن این روحیه ، صدام عفلقی را کوک می کنند و یک روز تونی بلر را و تاریخ ، چه عبرت آموز تکرار می شود.


روزی که صدام با حضور در پای یک عراده توپ و شلیک اولین گلوله ، پروژه آغاز جنگ علیه ایران را کلید زد ، هرگز تصور نمی کرد خیلی زود ، در شعله های آتشی که خود برافروخته گرفتار آید.
او با طناب سرویس های اطلاعاتی امریکا و برخی کشورهای اروپا وارد چاهی شده بود که بعدها فهمید انتها ندارد.
گزارش های جاسوسی امریکا و شاید انگلیس ، فرانسه و آلمان ، به صدام ، خاطرجمعی می داد که یک یورش بزرگ زمینی که از هوا با جنگنده های میگ ساخت شوروی و بعد میراژهای فرانسوی پشتیبانی شود ، بخشی از مناطق استراتژیک ایران و از جمله حوزه های نفتی را نصیب صدام خواهد کرد.

چه کسی باید پاسخ بدهد؛


استراتژی کلان جمهوری اسلامی ، حفظ حقوق انسانی شهروندان ایرانی در چارچوب مقررات بین المللی است. ایران ، ان.پی.تی را پذیرفته و نظارت های آژانس بین المللی هسته ای را نیز اعمال کرده است.
این اقدامات از آن روی صورت گرفته که اعتماد جهانیان جلب شود اما برخی شواهد و خبرها حاکی از آن است که گاهی به نام اعتمادسازی ، رفتارهایی صورت گرفته که با عزت و کرامت مردم ایران سازگاری نداشته است.
آنچه دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل مطرح کرد تشریح استراتژی های نظام جمهوری اسلامی بود که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب ، با متانت و قاطعیت بیان شد. موضع رئیس جمهور همان بود که پیش از این نیز از سوی آقای خاتمی ، رئیس جمهور پیشین به گوش جهانیان رسیده بود ، اما شاید دیپلمات های غربی ، در مذاکرات هیاتهای سیاسی ، چیزهایی می شنیدند که با مواضع کلان نظام ، همخوانی کامل نداشت.
شاید هم برخی مذاکره کنندگان یادشان می رفت که در جنگی تمام عیار قرار گرفته اند و لبخند دیپلمات های آن سوی میز، لبخند دوستی نیست.
ترس از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت حدود 2 سال است که در جان دیپلماسی ما لانه کرده و عده ای را هم به وحشت انداخته است اما به نظر می رسد وحشت آفرینی این لولو بسیار بزرگتر از واقعیت وجودی آن است.
سیاست های مماشات گونه ای که طی یک دو سال اخیر شاهد آن بوده ایم ، فقط فرصتها را از ما گرفته و به تعبیری ، فناوری هسته ای ایران را از کاروان جهانی عقب انداخته است.
امریکا و 3 متحد اروپایی آن این را غنیمتی بزرگ می دانند که با اعمال فشارهای سیاسی و گسترش نظارت سازمان های به اصطلاح بین المللی وقت کشی کرده ، با بمباران رسانه ای و سیاسی ، یک جنگ فرسایشی را برای سالهای طولانی بر ما تحمیل کنند.
بخشی از دیپلماسی کشور که مسوول هدر دادن فرصتهای طلایی گذشته است. باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشد.

براساس این تحلیل بسیار ساده ، ایران بدون نفت ، نه می توانست قدرتی داشته باشد ، نه استقلالی و نه موجودیتی و براحتی آب خوردن ، مساله ای که ذهن غرب را سخت به خود مشغول داشته بود ، حل و فصل می شد.
برای تحقق این تحلیل و عملیاتی کردن اهداف آن ، باید مهره هایی انتخاب می شد که این تحلیل را بپذیرد. صدام جویای نام و قدرت ، انتخاب درستی برای این کار بود.
جنگ همه جانبه کنار تحریم اقتصادی و محروم کردن ایران از استخراج و فروش نفت ، صفحه شطرنجی را ترسیم می کرد که امکان هرگونه حرکتی را از حریف بازمی ستاند اما...

سالها بعد ، یک جنگ دیگر

جنگ خانمانسوز است ، سرمایه های انسانی را نابود می کند ، اقتصاد را به آتش می کشد ، روحیه ها را درهم می شکند ، بر فرهنگ ملی تاثیر می گذارد و... جنگ هر کجا باشد قواعد ثابتی دارد که از آن نمی توان گریخت اما آن گاه که جنگ ، نه با هدف کشورگشایی و بسط ستم و خشونت بلکه برای مقاومت برابر ظلم و تجاوز شکل می گیرد ، ماهیتش دگرگون می شود.
در این حالت قواعد ثابت جنگ برهم نمی خورد اما اتفاقاتی پیش می آید که سایه اش بر سر قواعد تحمیلی جنگ سنگینی می کند.
دفاع 8 ساله مردم ایران ، زندگی کردن در سختی را تا حدی راحت کرد. مردم سرمایه های انسانی شان را از دست می دادند اما آن را در راه هدف بزرگی که به آن می اندیشیدند ، قابل تحمل می یافتند. سرمایه های اقتصادی فنا می شد ، اما مردم با همه تلخی ناشی از نابودی پالایشگاه ها و کارخانه ها ، در خود عزمی جدی برای دوباره ساختن و باز تولید کارخانه ها حس می کردند.
حوادثی مثل فتح خرمشهر بر قلب همه سنگینی کرد و روحیه خیلی ها را شکست اما از درون آن شکست ، اراده ای زاییده شد که خرمشهر را با قوت هر چه تمام تر به آغوش میهن بازگرداند.
این شعار نیست ، واقعیت آشکار است که فناوری ما در دوران جنگ ، جوانه زد. امید به کمک هر قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای نابود شد و امیدی در دلهای فناوران ایرانی جرقه زد که ایمان و معنویت شان آن را شعله ور کرد.
امروز ، سالها پس از جنگی که صدام علیه جمهوری اسلامی راه انداخت ، جنگی دیگر راه افتاده است. این جنگ ، اگرچه ماهیتی دیپلماتیک دارد و گاه با تهدید به جنگ ، وحشت آور جلوه می کند اما در ذاتش نبرد با اراده کسانی است که در اوج تحریم های جامعه بین الملل خواستند ثابت کنند که «ایرانی می تواند».
اگر امروز ، از فناوری هسته ای ایران ، یک تابو ساخته اند و از آن به عنوان شمشیر داموکلس یاد می کنند ، به آن سبب است که می خواهند از اراده و روحیه مقاوم ایرانی برای دستیابی به پیچیده ترین فناوری روز دنیا انتقام بگیرند. سال 1359 ، موج آزادیخواهی و استقلال طلبی از ایران به سوی کشورهای کمتر توسعه یافته سرریز می شد و برای جلوگیری از سیل ، باید چاره ای پیدا می شد ، امروز همان ویژگی ها حسادت برانگیز است . اگر فضای روانی علیه جمهوری اسلامی ساخته می شود و می کوشند ایران را به ساختن جنگ افزار هسته ای متهم کنند ، یکی از دلایلش آن است که مبادا جهانیان فرصت اندیشیدن به این واقعیت را داشته باشند که پس از آن همه تحریم و فشار و جنگ ، چرا این همه موفقیت؛

راه پیروزی

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ، دمی مسیحایی داشت . این را دوست و دشمن می دانستند. او راهنمای پیروزی بود. عشقش را در تار و پود وجود جوانها دوانده بود. صدایش ، قلمش و فرمانش معجزه می کرد. هنر امام (ره) این بود که ایرانی را به خودش شناسانده بود. چه آن گاه که در نجف در خانه ای ساده زندگی می کرد و چه آن روزها که در پاریس به درخت سیب تکیه زده بود و چه سالهایی که در قم و جماران می زیست ، اتکال مردم به خدا و اتکا به خودشان را یادآوری می کرد. شاید امروز نقش بزرگ او در این زمینه ، نانموده باشد ، اما مروری بر رفتار سیاسی او در تحویل گرفتن جوانان و واگذاری حل سخت ترین مشکل روز جنگ به نسل جوان انقلاب ، سهم بزرگ او را در ایجاد باور «ایرانی می تواند» می نمایاند. جان کلام این که ، راه پیروزی از میان اراده مستحکم ایرانی می گذشت. امروز هم یادگار بزرگ اوست که گامها را استوار می کند تا جنگ فناوری هسته ای به پیروزی برسد.

ناهمواری هایی که بود و هست

در طول دوران 8 سال جنگ تحمیلی ، بودند کسانی که دل می سوزاندند و زبان نصیحت می گشودند که جنگ ، ما را برمی اندازد و بعضی که متدین تر نمایانگر می شدند ، از کتاب خدا و سنت رسول ، آیه و حدیث استخراج می کردند که ادامه جنگ حرام است و صلح ، واجب . خودشان را هم به خواب خرگوشی زده بودند و انگار نه انگار که جنگ را صدام با پشتیبانی یک دنیا شروع کرده و آنچه در مرزهای غرب و جنوب سرزمین ما اتفاق می افتد ، صرفا دفاعی است برای حفظ خاک و جان و ناموس ایرانی . آن ناصحان ، هرگز پایشان به جاده هایی که صدها کیلومتر تا جبهه فاصله داشت . نرسید و در اوج حملات هوایی و موشکی نیز کاری جز خراب کردن روحیه مردم بلد نبودند. این آدمها پس از جنگ ، به دلیل بزرگواری ملت ، از هر مزاحمتی مصون ماندند و همین باعث شد از رزمندگان و مدافعان میهن طلبکار شوند. و در جنگ تبلیغاتی هسته ای امروز، همان آدمها یا اسلافشان ، پیش افتاده اند که فناوری هسته ای به چه کارمان می آید؛ چه خوب که عطایش را به لقایش ببخشیم و آرام زندگی کنیم . مگر نه آن که ، اینقدر نفت داریم که چند نسل بعدمان هم می توانند شاهانه زندگی کنند؛! اگر در دوران 8 ساله پیشین ، سردمداران صلح ، خارج از حاکمیت بودند، در جریان پرونده هسته ای ، کسانی که چوب حراج بر اراده ایرانی و فناوری هسته ای او می زنند ، در درون حاکمیت اند. اگر دیروز عده ای در پی رفع و رجوع دیپلماتیک جنگ صدام علیه ایران بودند و می خواستند امتیازات کلان بدهند و از شر قضیه خلاص شوند ، امروز هم روح آنها در جسم عده ای دیگر حلول کرده است.

وضعیت دیروز ، شرایط امروز

در دوران 8ساله جنگ تحمیلی ، اقتصاد کشور بسیار ضعیف شده بود. همه تلاش دولت حول این محور می چرخید که زندگی روزمره مردم بگذرد اما امروز قطعا این طور نیست . با همه نابسامانی هایی که در سیستم اقتصادی وجود دارد، قابلیت هایی به چشم می خورد که هیچ کسی نمی تواند از آن صرف نظر کند. در عرصه سیاست بین الملل نیز ایران به قدرتی غیرقابل انکار تبدیل شده است . از آن سوی ، دشمن نقاط ضربه پذیر جدیدی پیدا کرده که تا دیروز آن را پنهان کرده بود. باتلاق عراق به اندازه کافی برای امریکا و اروپا درس آموز هست که دست از پا خطا نکنند، موقعیت روبه ضعف اسرائیل ، به دلمشغولی مهمی در امریکا تبدیل شده ، بحران های سیاسی و اروپا که از کشمکش درگیری های حزبی پدید آمده ، مزید بر علت گردیده است ، مخالفت با جنگ افروزی امریکا و متحدان اروپایی اش ، حالا دیگر به گفتگوهای خانوادگی در این کشورها تبدیل شده و... این عوامل می تواند موضع امروز ما را در یک دیپلماسی همراه با عزت و حکمت و مصلحت ، بسیار قوی تر از گذشته به نمایش در آورد. امروز جبهه ای گشوده شده که سلاحهای به کار رفته در آن ، از جنس توپ و تانک و مسلسل نیست . در یک سو دولتهایی و نه ملتهایی قرار گرفته اند که می خواهند با تحقیر دیگران ، هژمونی خود را تثبیت کنند و در دیگر سوی میدان ، قلمی که با متانت و آرامش به هر جور زورگویی نه می گوید و برابر هر حرف منطقی تسلیم می شود. این ، حساب دو دو تا چهارتاست و فهم آن مشکل نیست ، هست؛!

محمد مهاجری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها