فکر بکر

روی یک جعبه سیاه رنگ با فونت سفید انگلیسی نوشته شده بود «master mind» و ایرانی‌ها این ترکیب دو کلمه‌ای را «فکر بکر» ترجمه کرده بودند. ترکیب زیبا و موزونی بود؛ ولی ترجمه درستی محسوب نمی‌شد. اگر بکر را به معنای «خلاقیت» در نظر بگیریم آن وقت این سوال پیش می‌آید که شرکت‌کنندگان در بازی «فکر بکر» چه خلاقیتی باید از خودشان نشان بدهند؟
کد خبر: ۷۶۲۴۳۲

بازیکنان در دو گروه رمزگشا و رمزنگار دسته‌بندی می‌شدند. فرد رمزنگار به دلخواه خودش چهار مهره رنگی را در محفظه‌های صفحه پلاستیکی قرار می‌داد. او آزاد بود هر مهره‌ای را در هر جای صفحه قرار دهد. کار فرد رمزگشا سخت‌تر بود؛ چون باید حدس می‌زد که طرف مقابل چه مهره‌هایی انتخاب کرده و هر کدام را در کجای صفحه قرار داده است. فرد رمزگشا با توجه به بازخوردهایی که از چینش مهره‌ها دریافت می‌کرد دست به اصلاح حرکت‌هایش ‌می‌زد. مثلا اگر احتمال می‌داد رنگ قرمز و زرد تائید شده است این دو رنگ را در سری بعدی هم استفاده می‌کرد. برای پیروزی در این مسابقه فرشته شانس باید به شما روی خوش نشان می‌داد. در این صورت خیلی زود می‌توانستید به جواب مورد نظر برسید. بعضی وقت‌ها هم روی دور بدشانسی می‌افتادید و هر چه ردیف‌ها را پر می‌کردید حدستان غلط از آب درمی‌آمد. فکر بکر، یک بازی کاملا فکری بود؛ ولی این که بگوییم قوه خلاقیت انسان‌ها را تقویت می‌کرد حرف درستی نیست، چون برد و باخت شرکت‌کنندگان ربطی به خلاقیتشان نداشت.

الان که به بازی فکر بکر فکر می‌کنیم یاد مرد خوش‌تیپی می‌افتیم که عکسش روی جعبه این اسباب‌بازی حک شده بود و با انگشت اشاره داشت مردم را به اندیشیدن دعوت می‌کرد. روی جعبه نوشته شده بود: «یک تفریح سالم و مفید برای همه». در دهه 60 و 70 جوانان با همین وسیله جمع و جور تفریح می‌کردند. دور هم جمع می‌شدند و زور می‌زدند که حریفشان را ضربه فنی کنند. بخش مفرح این بازی مربوط به خط و نشان‌هایی بود که دو طرف برای هم می‌کشیدند. البته اندکی چاشنی تقلب هم بازی را جذاب‌تر می‌کرد. وقتی فرد رمزنگار حواسش نبود یواشکی نقاب را کنار می‌زدی و جای مهره‌ها را می‌دیدی و از زحمت فکر کردن خلاص می‌شدی!

سروش امیدوار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها