
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
او سینما را به غار و فیلمها را به نور تشبیه کرد و گفت: سینما مثل غاری است که افلاطون از آن تحت عنوان عالم مُثُل یاد کرده بود و تماشاگران همان افرادی هستند که در غار سایههایی از اشیا را نگاه میکنند. پرده سینما هم همان نوری است که گاهی در بیرون از غار ظاهر میشود و سایههایی برای تماشاگران به وجود میآورد.
فیلمبردار «بودای کوچک» در ادامه خودش را مانند کسی دانست که تصمیم گرفته به بیرون غار برود تا با واقعیت اشیا و آدمهای بیرون روبهرو شود.
نسبت غار و سینما و تعامل این دو مکان البته بسیار بیشتر از تعبیر استورارو است و غار در برخی از فیلمهای مهم سینما نقش تعیینکنندهای داشته است. غار و سینما از منظر راز آلودگی و جذابیت وجه اشتراک زیادی دارند و روبهرویی با هر دوی آنها میتواند به نیازهای هیجانی و کنجکاوانه آدمها پاسخ بدهد. تاریکی سالن سینما شباهت زیادی به سیاهی غار دارد و تماشاگران در هر لحظه فیلم میتوانند منتظر یک پدیده ناشناخته و کشف لذت بخش جدید باشند، درست مانند غارنوردانی که نمیدانند در پیچ و خم بعدی غار چه چیز مرموزی انتظارشان را میکشد.
غار بهعنوان پدیدهای شگفت و طبیعی چه جلوه گاهی بهتر از سینما میتواند داشته باشد؟ هنر ـ صنعت سینما که حتی از کوچکترین و بعیدترین مکانها هم برای استفاده دراماتیک و قصهپردازی نمیگذرد، مدتهاست به ظرفیت بالای غار بهعنوان یکی از مهمترین و جذابترین لوکیشنهای سینمایی پی برده و هر وقت که مقتضیات قصه فیلم اجازه داده سری به غار زده است. البته مواجهه غار جادویی سینما با نمونه واقعی و اصلیاش با رویکردهای متفاوتی همراه بوده و هر فیلم بهرهبرداری متفاوت خود را از این مکان عجیب و غریب دارد.
بیشتر فیلمها روی جنبههای رازآلود، مرموز و هیجانانگیز غار تاکید دارند و سعی میکنند در قصههای خود نهایت استفاده را از این محل ببرند. کارگردانان فیلمهای ماجراجویانه، فانتزی و علمی ـ تخیلی بدشان نمیآید به بهانههای مختلف سری به غارها بزنند و همان حس وصفناشدنی مواجهه آدمها با غارهای واقعی را در سینما نیز به تماشاگران انتقال دهند. غارها در این دسته از فیلمها میتوانند جایی برای پنهان شدن شخصیتهای مثبت قصه از دست آدم بدها باشند یا برعکس جایی باشند که قهرمانهای قصه بدون اینکه بدانند در آنجا گرفتار شخصیتهای خبیث و بدطینت و موجودات کریهالمنظر میشوند.
فیلمهای ترسناک و ژانر وحشت هم شکل افراطی و البته مخوفتر این قضیه است و تماشاگران با مشاهده اولین نمای بیرونی از غار باید منتظر دیدن دراکولا و خونآشامها باشند. غار در چنین حالتی از مکانی گذری برای پر کردن فضای فیلم فراتر میرود و نقش اساسی و تعیینکنندهای در قصه پیدا میکند.
بجز اینها غارها برای بعضی از فیلمسازان هم محلی میشود، برای دمی استراحت و آرامش و خلوتی برای تعمق و تفکر و عبادت؛ این نگاه معنوی به غار بیشتر در فیلمهای به اصطلاح هنری، مستقل و روشنفکرانه و بخصوص سینمای شرق وجود دارد و دیگر خبری از نگرشهای رعبآور و ماجراجویانه به غار نیست.
غار اگرچه همواره یکی از لوکیشنهای دوستداشتنی و جذاب فیلمسازان بوده، اما استفاده از آن به این سادگیها نیست و دشواریهای خاص خودش را دارد. چه در مرحله نگارش فیلمنامه که فیلمنامهنویسان را با این چالش کوچک و بامزه روبهرو میکند که چگونه موقعیت مکانی آن را توصیف کنند. داخل غار باوجود اینکه مستقلا باید با عنوان «داخلی» در فیلمنامه یاد شود، اما در عین حال به دلیل قرار گرفتن در محیطی باز و بیرونی، میتواند عنوان «خارجی» را هم به خود بگیرد. بنابراین همانقدر که داخلی است، میتواند خارجی باشد و برعکس، ولی این مساله ساده در مقابل دشواری تولید بسیار پیش پاافتاده و خندهدار است. کمتر غاری را میتوان پیدا کرد که به لحاظ محل قرار گرفتن و حرکت دوربین و بوم صدابرداری، نورپردازی و موارد فنی دیگر برای یک پروژه سینمایی یا تلویزیونی ایدهآل باشد و همواره گروههای فیلمبرداری، صدابرداری و طراحی صحنه و لباس برای کار در غارهای واقعی با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند. برای همین کشورهای پیشرفته در صنعت سینما که امکانات و تجهیزات مناسبی در اختیار دارند، ترجیح میدهند مکانی چون غار را در استودیوها و با سیستم پرده آبی بازسازی کنند تا اشراف کاملی بر عناصر فنی صحنه داشته باشند.
نمونههای سینمایی غار خود مستعد پروندهای جداگانه است، اما در این مقال مختصر میتوان فهرستوار به چند مورد اشاره کرد. سری فیلمهای «ارباب حلقهها» و «هابیت» به سبب فانتزی و ماجراجویانه بودن بخوبی از وهمآلود بودن غار استفاده کردهاند. یکی از شخصیتهای معروف این مجموعه، گالوم پس از طرد شدن از سرزمین مادری به اعماق یک غار میرود و عمر طولانی نکبتباری را سپری میکند و همیشه در بزنگاههای خاصی سر راه فرودو و شخصیتهای دیگر سبز میشود. یکی از سکانسهای معروف هابیت هم یک نبرد تماشایی در غار است.
مجموعه فیلمهای «ایندیانا جونز» هم چند چاشنی غاری دارد، ازجمله سکانس فرار قهرمان فیلم در اولین قسمت. فیلمهایی که درباره کاراکترهای معروفی چون تارزان و رابینسون کروزو هم ساخته شده است، دستکم چند صحنه در غار دارد.
غار در مجموعه فیلمها و کارتونهای «عصر حجر» (فلینستونها) هم به اندازه کافی و اصلا به دلیل روایت کمیک زندگی انسانهای اولیه جزو مهمترین لوکیشنهاست.
«مرد غارنشین» نیز نام فیلمی است که سال 1981 تولید و سال 2013 بازسازی شد. «غار» تولید سال 2005 هم از نمونههای قابل ذکر دیگر در این زمینه است. همچنین باید به فیلم «غار سگ زرد» ساخته کشور مغولستان هم در اینباره اشاره کرد. فیلم «خلوتگاه» محصول 2011 هم قصه گرفتار شدن 13 غارنورد استرالیایی را روایت میکند.
در فیلم «127 ساعت» هم شخصیت اصلی فیلم پیش از آنکه در موقعیت وحشتناک گرفتار شود و دستش به مدت زمان مورداشاره در عنوان فیلم لای صخرهها گیر کند، ساعت خوشی را در یک غار زیبا میگذراند.
در فیلم «دراکولا: ناگفتهها» اتفاق اصلی فیلم در یک غار میافتد و شخصیت اصلی فیلم در آنجا با خون آشامی ملاقات میکند و مسیر زندگیاش عوض میشود.
اما بجز اینها آن رویکرد معنوی به غار را میتوان در فیلم «رسالت» مصطفی عقاد جستجو کرد؛ همان دو سکانس غار حرا و مبعوث شدن حضرت محمد(ص) به پیامبری و ماجرای غار ثور که با موسیقی سحرانگیز موریس ژار به بالاترین میزان تاثیرگذاریاش میرسد. همچنین در این زمینه میتوان به همه سکانسهای بیدار شدن اصحاب کهف در سریال «مردان آنجلس» هم اشاره کرد.
غار اگرچه از منظر لوکیشن یار غار سینما نیست و فقط هر از گاهی در برخی فیلمها ظاهر میشود، اما در همان معدود لحظات حضور هم همچون ذاتش اعجابانگیز و جادویی و قابل تماشاست.
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد