تخته سیاهی در دانشگاه کمبریج

هنـر تصادفـی

چند سال پیش من علاقه شدیدی به موسسات آموزشی در سراسر دنیا پیدا کردم که به دنبال تحقیق بر تئوری‌های جدیدی از واقعیت بودند، بخصوص در مورد ساز و کار کوانتوم که می‌گوید هیچ چیزی قطعیت ندارد و در هر موضوعی احتمالی وجود دارد. من قصد داشتم با مراجعه به این مراکز از تخته سیاه‌های آنجا عکس بگیرم.
کد خبر: ۷۶۰۰۰۳

روی این تخته سیاه‌ها پر از آمار، ارقام و علائمی بود که استادان می‌نوشتند و می‌خواستند به واقعیت جهان پی ببرند. این آمار و ارقام بسیار دقیق بود و به نظر من شباهت زیادی به نقاشی‌های انتزاعی داشت.

این تصویر را در دانشگاه کمبریج پیدا کردم. اگرچه تصویری از یک تخته سیاه پاک شده بود، اما دقیقا همان چیزی است که من می‌خواهم در مورد رابطه بین یک جهان انتزاعی و واقعیت صحبت کنم. من پس از پایان درس در کلاس مانده بودم که نظافتچی آمد و شروع به پاک کردن تخته سیاه کرد. پس از آن که نوشته‌های روی تخته سیاه را پاک کرد، این تصویر به وجود آمد.

این نظافتچی گرچه هیچ نیت هنرمندانه‌ای نداشت ولی خودش یک هنرمند بود و تصاویری که روی تخته باقی گذاشت شبیه نقاشی هنرمندانی مثل جکسون پولاک و کای تومبلی بود. این عکس را بعد به این نظافتچی نشان دادم و خودش متعجب بود که چگونه این طرح‌ها را روی تخته درست کرده است.

اگرچه تخته سیاه پاک شده بود، اما هنوز اثراتی از نوشته‌ها روی آن بود و به عبارت دیگر نشانه‌ای از گذشته همچنان وجود داشت. بر این اساس، من تنها از یک لحظه عکس نگرفتم. این عکس تا حدودی شبیه تاریخ علم بود: فردی یک تئوری ایجاد می‌کند، سپس فرد دیگری با یک تئوری جدید آمده و موضوعات قبلی را پاک می‌کند. این فرآیند همچنان ادامه دارد: نظریه‌ها نوشته شده و پاک می‌شود، اما نشانه‌ها همچنان پابرجاست.

اسم این مجموعه را جریان گذاشتم. هنگامی که از یک تخته سیاه عکس می‌گیرم، آن را اندازه گرفته و آن تصویر را در اندازه مشابهش تولید می‌کنم. بنابراین هنگامی که مقابل عکس‌های من بایستید، به گونه‌ای است که گویی شما در حال نگاه کردن به یک تخته سیاه واقعی هستید.

دوست دارم توضیح دهم که عکاسی چگونه می‌تواند شما را فریب دهد و باعث شود شما فکر کنید آن بخشی از واقعیت است، در حالی که این‌گونه نیست. برای تکمیل این پروژه به دانشگاه‌های معروفی در سراسر دنیا رفتم: آکسفورد، کمبریج، استنفورد، برکلی، دانشگاه سرن در سوئیس، بروکسل، وین و مراکز آموزشی در چین و اسپانیا. در واقع پیدا‌کردن مراکز آموزشی که هنوز از تخته سیاه استفاده می‌کنند، به یک چالش برایم تبدیل شده بود. بسیاری از این تخته سیاه‌ها در اتاق خود استادان بود. برخی از آنها تعجب می‌کردند چرا من از چیزی عکس می‌گرفتم که به نظرشان اصلا مهم نبود. آنها خودشان متوجه نبودند که در حال خلق چه آثار هنری هستند.

درباره عکاس

تولد: سال 1979 در اسپانیا

تحصیلات: لیسانس عکاسی از کالج سلطنتی هنر لندن

فراز: نمایشگاه سال گذشته من از مجموعه عکس‌های «جریان»

فرود: بیش از اندازه خوش بین هستم. وقتی اتفاقات بد رخ می‌دهد، سعی می‌کنم براحتی از آن عبور کنم.

الگوها: کای تومبلی و مارک روتکو

راوی: ترزا مالون ـ گاردین

مترجم: حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها