عدالت و معنویت

ایام شوق آفرین و امیدبخش نیمه شعبان و همچنین سخنرانی عزت آفرین رئیس جمهوری اسلامی ایران در مجمع سازمان ملل بهانه ای است تا یک بار دیگر بر دو مولفه «عدالت و معنویت» در جامعه انسانی و اسلامی تاکید کنیم.
کد خبر: ۷۵۶۲۲

عدالت و معنویت را می توان به عنوان 2 مشخصه اساسی جامعه اسلامی قلمداد کرد و اگر روزی بتوان از جماهیر اسلامی سخن به میان آورد ، قطعا عدالت و معنویت به عنوان مولفه های اصلی و اساسی زندگی ، در گستره آن جریان خواهد داشت . جاری شدن عدالت در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی و تربیتی موجب می شود انسان ها به دلیل انطباق عدالت با فطرت الهی خواستار گسترش آن و از سوی دیگر خواستار زدودن گردوغبار ظلم و بی عدالتی در هر زمینه و در هر سطحی باشند تا بتوانند به پاس بسط عدالت ، طعم آن را همیشه در کام و جان خویش احساس کنند. سوال این است که «عدالت» چه مناسباتی با «معنویت» دارد؛ از تعالیم اسلامی چنین مستفاد می شود که جریان عدالت ، ضمن اعطای آرامش و امنیت روانی و اجتماعی به افراد جامعه ، باعث گرایش به معنویت و فطرت الهی در آنان می شود. به تعبیر روانشناختی ، عدالت می تواند «نقش انگیزشی» را برای گرایش به معنویت و دین مداری ایفا کند. در مقابل ، بسط معنویت نیز زمینه های گسترش عدالت را در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها فراهم می آورد و این رابطه همچنان ادامه خواهد یافت . بر این اساس ، عدالت و معنویت را می توان لازم و ملزوم یکدیگر به شمار آورد که هر یک می تواند موید دیگری باشد. از سوی دیگر ، هدف اصلی تشکیل نظام اسلامی ، گسترش و جاری ساختن احکام حیات بخش الهی برای هدایت انسان ها و سامان یابی زندگی فردی و اجتماعی انسانها به سوی رشد و کمال است . چگونه می توان تعالیم الهی را در متن زندگی و جان انسان ها گسترش داد؛ تعالیم اسلامی این گسترش را منوط به ایجاد عدالت و قسط می داند. در بیان امام صادق علیه السلام آمده است که جاری شدن احکام الهی در جامعه به واسطه استقرار عدل و قسط انجام می پذیرد. (حیات الاحکام بالعدل) ، اگر بخواهیم شاهد بسط تعالیم الهی در جان افراد و جامعه انسانی جهت رشد آنها باشیم ، لاجرم باید در جهت ایجاد عدالت و عدالت خواهی حرکت کنیم حرکتی که با جانمایه انقلاب اسلامی منطبق و همگون است . فضای فعلی جهان و نیز فضای سیاسی و اجتماعی داخلی ایجاب می کند که گسترش «گفتمان عدالت» و عدالت خواهی جزو اولویت های اول کشور قرار گیرد ، کما این که این گفتمان همواره در بیانات رهبری و در سالهای اخیر در مواضع برخی شخصیت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی و نیز در اولویت های برتر رسانه ملی و دیگر رسانه ها (البته اندک رسانه های مکتوب) رخ نموده است . مهم آن است که ضمن تبیین وجوه مختلف عدالت و معنویت و تعمیق آن ، مصادیق آن را نیز به صورت ایجابی و سلبی به صورت طراحی مکانیزم و راهکارهای تصریح شده در برنامه های توسعه و برنامه های کوتاه مدت و مصوبات پیگیری کنیم . هم اکنون تشکیل نظام سیاسی پس از انقلاب اسلامی ما را ملزم می کند که برنامه های عدالت محوری و معنویت گرایانه خود را بیش از پیش از سطح تئوری و شعار به سطح برنامه ریزی و مکانیزم سازی ارتقائ دهیم . ناگفته نماند که تا به حال کارهای بزرگی در جهت بسط عدالت انجام شده است اما اگر برخی نواقص و تبعیض های موجود به دلیل عدم برنامه ریزی و مکانیزم سازی ایجاد شده باشند ، عذر تقصیر را مردم نمی پذیرند و مدیران جامعه باید به نوعی آن را جبران کنند و در این مسیر به مردم نیز اطمینان بدهند. نکته مهم دیگر آن است که توجه به اصول عدالت گرایی و نوسازی معنوی باید در همه برنامه ریزی ها و مصوبات خود را نشان بدهد. این موضوع بیانگر انسجام و اندام وارگی سیستم و در غیر این صورت نشانه آشفتگی ارتباط میان سیستم اجرایی ، تقنینی و قضایی کشور است . اجرای این موضوع و نفوذ این اصول در همه ساحتهای جامعه با استفاده از روشهای «نظارتی و ارشادی» ممکن می شود. نظارت و ارشاد ، 2 راهکاری هستند که می توانند جریان عدالت محوری و نوسازی معنوی را تنظیم کنند. طبیعی است که مردم با اتخاذ رفتار نظارتی و ارشادی خویش بهترین مرجع برای تنظیم جریان مذکور به شمار می آیند. در کنار مردم ، رسانه ها بویژه رسانه ملی و مطبوعات می توانند ضمن تبیین این حرکت ، همواره جریان آن را رصد و دیده بانی کنند. نکته آخر آن است که اگر بخواهیم با جریان احکام و تعالیم الهی در متن زندگی فردی و اجتماعی مردم ، آنها را به سوی زندگی توام با معنویت رهنمون باشیم ، باید زمینه بسط عدالت را به صورت یک برنامه علمی در جامعه مان فراهم آوریم ، چه : حیات الحکام بالعدل.

دکتر رضا پورحسین
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها