«بلندی دستههایش چقدر باشد، اندازه پشتت کوتاه باشد یا بلند؟ زود تصمیم بگیر» پارچه را از جلو تا نوک انگشتها و از پشت تا زیر قوزک پایم اندازه گرفت و قیچی بزرگش را آرام روی پارچه گذاشت؛ دو لبه قیچی بعد از پاره کردن پارچه، روی هم را قریچی بوسیدند «مبارررکه، ایشالا همیشه تو عروسیها و شادیها سرت کنی» در آیینه روبهرو دختری با چادر مشکی لبخند میزد.
**
طاقههای بلند پارچه، مرتب و منظم پشت ویترین مغازه ایستاده است و چشمشان از نور زرد رنگ هزار وات بالای سرشان به سیاهی میرود. بقیه هم داخل مغازه توی قفسهها نشسته و بعد از خرید هر مشتری نحیفتر میشود.
فروشگاه چادر اسلامی بر عکس بقیه روزهای سال خیلی شلوغ نیست، ماه صفر است و خرید چادر مشکی شگون ندارد.
تک و توکی مشتری کاتالوگهای جدید را ورق میزنند و یکی دو نفر هم در آیینه قدی رنگ و لعاب پارچه را روی سرشان ورانداز میکنند.
آقا مجتبی پر یک طاقه پارچه مشکی گلدار را روی پیشخوان باز میکند و برای خانم مشتری توضیح میدهد که این آخرین مدل جدید شرکت سوآلون میتسوبیشی است. حاج خانم مُسنِ خریدار دست را برده زیر چادر و با نوک انگشتهایش جنس پارچه را امتحان میکند.
قفسه پارچههای چادری طرحدار از ساده جداست و چادرهای گلدار از لمهدار. پارچههای چادری رنگی و روسریها هم توی قفسههای دیگر شاد و خوشحال نشسته و بِرو بِر به مشتریها نگاه میکنند.
تنوع چادرهای مشکی خیلی بالاست، طرحهایمان تقریبا هر دو ماه یک بار عوض میشود، البته طرحهای تکراری هم داریم که بر اساس تقاضای مشتریها تولید میشود، مثل چادرهای حریرالاسود که فروشش خوب است یا چادرهای کرپ ساده که سالهاست مشتری ثابت خود را دارد. آقا مجتبی این را میگوید و طاقه پارچه گلدار را قل میدهد توی قفسه وسط.
از کرپ کیفی و نازی تا میتسوبیشی
چادرهای مشکی موجود در بازار هیچکدام ایرانی نیست، در دهه 1330 شمسی که اولین چادر مشکی جایگزین چادرهای رنگی در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی شد، اولین پارچههای چادری از سوئیس و آمریکا به ایران آمدهاند، پارچههای چادری کرپ کیفی و کرپ نازی از معروفترین پارچههای مشکی موجود در بازار بود.
نزدیک به 60 سال پیش فقط سه نوع چادر مشکی ساده در بازار بود که یکی کرپ کیفی سوئیسی بود که جنسش پلیاستر ساده است و دیگری کرپ نازی آمریکایی و آن یکی هم کرپ پشم. اولی چون حالت پفکی داشت و خانمها راحت تایش میکردند و در کیفشان جا میشد، به کرپ کیفی شهرت پیدا کرد، دومی همچون جنسش لطیفتر از دیگری بود اسمش را گذاشتند نازی و آن دیگری هم چون از پشم بود و گرم، شد کرپ پشمی.
همین سه نوع چادر سالهای سال وارد ایران میشد و خانمهای ایرانی استفاده میکردند تا اینکه نزدیک به 30 سال پیش، شرکت ژاپنی میتسوبیشی در کنار تولید کشتی، خودرو و لواز خانگی وارد عرصه پارچهبافی هم شد و بهترین پارچههای مشکی را روانه بازار کرد.
یک کارخانه سوئیسی هم بعد از دو دهه، تنوع پارچههای مشکی چادری خود را افزایش میدهد و «کلوکه» را به شکل انبوه تولید میکند که مورد استقبال قرار میگیرد، این پارچه نیز تا اواخر دهه 50 طرفداران زیادی در بین خانمهای ایرانی پیدا میکند تا اینکه کارخانه میتسوبیشی وارد این عرصه شده و گوی سبقت را از رقیبان سوئیسی و آمریکایی خود میگیرد.
طی سه دهه اخیر ژاپن، کرهجنوبی، اندونزی و چین به ترتیب کشورهایی است که پارچههای مشکی چادری را در برندهای مختلف تولید و به بازار کشورهای اسلامی بویژه ایران وارد میکنند.
«الان اگر بخواهم بگویم که برند پارچههای چادری کدام کشور از بقیه بهتر است، بدون شک میگویم ژاپن و در بین آنها هم ساولون میتسوبیشی. بعد از آن هم پارچههای کرهای خوب است که از لحاظ قیمت هم به صرفهتر است.»
کاتالوگ پارچهها را یکی یکی ورق میزنم؛ پورشه، الگانس، لیموزین، شنل و... زرکوب شده است روی نمونه پارچههای مشکی که بافت و میزان سیاهیشان با هم متفاوت است. این مارکها همه تقلبی است، غیر از همان یک کارخانه معروف ژاپنی، هیچ شرکت خودروسازی پارچه چادری تولید نمیکند ولی چون همان یک مارک معروف شده و خانمها دنبال برندهای معروف هستند واردکنندگان اسمهای تقلبی را روی پارچه شرکتهای فرعی و معمولی زرکوب میکنند و با قیمتهای بالایی هم میفروشند.
«چرا چادر ایرانی نداریم؟» آقا مجتبی این جمله به یکباره و پر از علامت سوال من را با لبخند نصفه و نیمه بیحوصلهای جواب میدهد و میگوید: چون هیچوقت به فرمول تولید پارچه مشکی دست پیدا نکردیم. بعد هم وارد کردن پارچه مشکی ظاهرا سود کلانی دارد که برای عدهای خوش نمیآید خط تولیدش راه بیفتد. قبل از انقلاب کارخانه نساجی مازندران کارش خیلی خوب پیش میرفت که با سنگاندازی واردکنندههای بزرگ ورشکسته شد یا همین کارخانه چیت که در خیابان شهید رجایی تهران کلی کارگر و دستگاههای نساجی داشت هم همینطور. در عرض چند سال مجبور شد همه کارگرها را مرخص کند و کارخانه را تعطیل.
یاد حرفهای مدیرکل صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنعت میافتم که شهریور امسال گفته بود: قرار است برای اولینبار واحد تولید چادر مشکی در شهرکرد افتتاح شود. کارخانهای که ظاهرا تولیدکننده کرهای از آن حمایت میکند و بنا دارد ده میلیون متر چادر هر سال در آن تولید شود. یعنی میشود؟
خدا کند که این اتفاق بیفتد، ایران بزرگترین کشور مصرفکننده پارچههای مشکی چادری است، کشورهای عربی هم به اندازه ما مصرف ندارند، شما نگاه کنید فقط زنان ایرانی هستند که چادرهای مشکی گلدار و طرحدار سرشان میکنند، زنان دیگر در کشورهای عربی فقط از پارچههای ساده استفاده میکنند و حتی فروشگاههای عربی در مکه و مدینه و کربلا هم پارچههای طرحدار را برای خانمهای ایرانی وارد میکنند که بهعنوان سوغاتی میخرند. چه چیزی بهتر از این که یک شرکت داخلی بتواند پارچههای چادری مشکی مرغوب تولید کند؟
یک قواره چادر چند؟
دختر جوانی که خانم چادری رو گرفتهِ همراهش یکی در میان به او میگوید «عروسم» چشمهای متعجبش را دوخته به طاقههای پارچه داخل قفسه و سرگردان و حیران به آنها نگاه میکند، آقا مجتبی میرود جلو تا در انتخاب راحتتر به عروس خانم کمک کند. توضیح میدهد که طرح پارچههای قفسه روبهرو همه لمهدار است و تازه دو هفته است وارد بازار شده و بافت آن برجسته است، به همین دلیل هم گرانتر از طرحهای گلدار ساده آب میخورد.
یک قواره 4.5 متری این پارچههای لمه دار نزدیک 480 هزار تومن درمیآید، این یکیها که ساده گلدار است هم نزدیک 350 هزار تومن، پارچههای حریر کن کن نزدیک 210 هزار تومان میشود و یک قواره چادری کرپ معمولی رو هم صد هزار تومان براتون حساب میکنم. آقا مجتبی طاقههای پارچه لمهدار را یکی یکی باز میکند و عروس خانم روی سرش میاندازد و مادر شوهرش نظر میدهد همین خوبه، نه اون یکی بهتره، به نظرم این یکی که برق میزنه رو بردار.
پارچههای چادری مشکی در ایران به دو دسته ساده و گلدار تقسیم میشود که پارچههای چادری ساده را که حریر و کرپ است خانمهای کارمند و دختران جوان انتخاب میکنند و چادرهای گلدار نیز بیشتر برای خانمهای میانسال و بالاتر و البته برای مراسم رسمی استفاده میشود.
بیشتر کسانی که میخواهند چادرهای مدلدار مثل عربی، ملی و دانشجویی بدوزند، پارچههای چادری ساده میخرند چون تقریبا هیچ کدام از این چادرها با پارچههای طرحدار زیبا نمیشود، قیمت این پارچهها هم از 70 هزار تومان تا 250هزار تومان است. پارچههای گلدار هم که بیشتر خانمهای 30 سال به بالا مشتری آن هستند برای مراسم رسمی استفاده میشود که در عموم خانمها به چادر مجلسی مصطلح شده است.
چادر ساده یا مدلدار؟
مانکن باریک و قد بلند حجره روبهرویی با آن چشم و ابروی کشیده و دماغ عروسکیاش، یک چادر قجری سرش کرده و طوری دم در مغازه ایستاده انگار منتظر کسی است، آستین بالای چادرش عبایی است و از کمر به پایین شبیه یک دامن راسته ساده شده، مانکن روبهرویش هم یک چادر دانشجویی ساده به سر دارد و روی دوشش کیفی با بند بلند افتاده، خانم مانکن قیافهاش هیچ جور شبیه دانشجوها نیست.
آقا مجتبی برایمان یک بروشور پر از مدلهای چادر میآورد که خیلیهایشان به اسم یک خانم ثبت ملی شده، چادر دانشجویی، عربی مصری و لبنانی و عراقی و..، جلبی، قجری، شال دار و ملی مدلهای جدیدی است که از ده سال پیش وارد بازار ایران شده و بین خانمهای جوان بسیار طرفدار دارد.
قبلا فقط خانمها چادر ساده سر میکردند که الان هم هنوز تعدادشان زیاد است بویژه در میان خانمهای مسن و میانسال، بعد هم تک و توکی چادر عربی بود که از عربستان یا عراق سوغاتی میآوردند اما نزدیک به ده سال پیش چادر ملی را یک خیاط ایرانی دوخت که چون آستین داشت و روی سرش کش میخورد، خیلی مورد استقبال خانمها قرار گرفت، بعد از آن هم به ترتیب چادرهای دانشجویی، جلبی و شالدار طراحی شد که خانمهای جوان بشدت خریدار آن هستند، شاید یکی دیگر از علتهای پرفروش بودن این نوع چادرها جنس سبک آنها باشد که از حریر الاسود یا کن کن است و بیشتر از 400 گرم نمیشود.
روی شناسنامه پارچههای چادری میزان مواد استفاده شده در هر متر چادر آمده است که وزن تقریبی هر قواره چادر مشکی را مشخص میکند. قوارههای چادری هم بسته به قد افراد و اندازه شانههایشان از 3.5 متر برای کوتاه قدها شروع و تا 5.5 متر تمام میشود.
یک قواره چادر کرپ که از بقیه جنسش سنگینتر است نزدیک یک کیلو و 200 گرم میشود و چادرهای حریر هم نزدیک 400 گرم وزن دارد که خیلی سبک و برای خانمهای کارمند مناسب و راحت است.
خرید عروس خانم تمام شده و آدرس یک خیاط خوب را از شاگرد آقا مجتبی میپرسد، چند خانم کارمند هم که بتازگی وارد مغازه شدهاند، تصمیمشان را بین حریر کن کن و کرپ ساده گرفتهاند و سر متراژ و قیمت با فروشنده جوان بحث میکنند. قیمتها واقعا بالاست، تا همین دو سال پیش با 150 تا 200 هزار تومان میتوانستیم دو قواره چادری خوب برای یکسالمان بخریم اما الان پولمان به یک قواره هم نمیرسد.
***
«چادرت آماده شده دخترم» صدای ظریف و مادرانه اعظم خانم از پشت پیامک تک جملهایاش بیرون میپرد و در گوشم میپیچد و باز هم پشتم به اوست و رویم به آینه. من میچرخم و او از همان پشت میز چرخ خیاطی پر سر و صدایش و از بالای عینک نزدیک بیناش بالا تا پایین چادر را ورانداز میکند. با شامپو بشور، با پودر رختشویی نشور، با دست بشوری بهتره، تو ماشین خواستی بندازی مرتب تاش کن بعد بنداز، آبت ولرم باشه، اتوش نکن، بافت چادر رو این طرف اون طرف میکشه و خرابش میکنه و.... مبارکت باشه، درست جمعش کن زمین رو جارو نکنی.
فهیمهسادات طباطبایی / (ضمیمه چمدان روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد