بازتولید اصلاح طلبی

طبیعی است که قضاوت در مورد عملکرد دولت محمود احمدی نژاد کاری است عجولانه ، زیرا که باید نخست در انتظار کارنامه ی وی بود.
کد خبر: ۷۵۰۳۲
باید دید حاشیه ی ایدئولوژیک و باورهای آرمانگرا تا چه اندازه در تحقق اهداف دولت نقش خواهند داشت و چه رویکردی در ارتباط با آزادی های فردی و اجتماعی در پیش گرفته خواهد شد.
با دکتر سعید مقیمی ، مدرس در رشته ی علوم سیاسی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی کرج در این زمینه گفتگویی کرده ایم.

در روند انتخابات ریاست جمهوری علل شکست جبهه اصلاحات را در کدام عوامل می بینید؛
به نظر من این اصلاحات نیست که به یک معنا شکست می خورد، بلکه بیشتر سیاستمدارانی که متولی قدرت سیاسی در این حوزه بوده اند شکست خورده اند و نکته ای که در این زمینه می شود گفت این است که من فکر می کنم این دو وجه دارد.
یک وجه آن برمی گردد به مردم و یک وجه دیگر آن به نخبگان. در آن قسمتی که به حوزه نخبگان مربوط می شود به نظر می رسد که اصلاح طلب ها در دوران ریاست و تحویل قدرتشان در حوزه های مختلف نتوانستند به گونه ای عمل بکنند که این اعتماد بوجود بیاید که خواسته ها ی مورد نظر دارد پیگیری می شود.
قسمتی که به مردم مربوط می شود این بوده که مردم در حوزه نیازهای اجتماعی و اقتصادی خودشان دوباره به این عدم اطمینان رسیده بودند که اتفاق عمده ای ظاهرا نیفتاده که براساس آن احساس کنند که دوباره می توانند به تعبیری اصلاح گرایان را به عنوان کابینه بعدی به دوره بعد راهنمایی کنند.
اگر کسی که در حوزه قدرت سیاسی قرار می گیرد و بخواهد روابطاش را تنظیم کند و نتواند پاسخگوی این نیازها باشد، بشکلی طبیعی مورد اقبال قرار نمی گیرد.

آیا این به این معناست که دمکراسی خواهی ، دمکراسی و آزادی و حقوق بشر یکی از گفتمان های جامعه ایران نیست ؛
نه ، اصلا به این معنا نیست.
دمکراسی یکی از گفتمان هاست . من روی واژه یکی تاکید می کنم.بنابراین ، اگر یکی از واژگان باشد و شما اگر بیایید این یکی را بگونه ای برجسته کنید که دیگر مطالبات مردم نادیده بگیرید، عملا می شود گفت یک ارزیابی اشتباه از ساختار اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جامعه انجام داده اید.

می شود گفت که دولت آقای احمدی نژاد هم به مرحله ای خواهد رسید که اصلاح طلبان خودش را تولید کند؛
مطمئنا اینطور است. بخشی از این شاید آخرین امکانی است که می شود گفت در اصولگرایان برای بدست آوردن قدرت کسب کرده اند و از آن می توانند بشکل بهینه استفاده کنند.
بخشی از باورهای ایدئولوژیکی که داده می شود یا انتقاداتی که در نظام قبلی یا در اصل در دولت قبلی انجام می شد، حالا در حالت فعلی ، خود این آقایان متولی قدرت شده اند.
بنابراین ، با واقعیت هایی از مسائل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی روبرو می شوند که مطمئنا اینها موجب می شود ذهنیت و فضای نگاه خیلی از این آقایان ، به نظر من ، حتی تغییر کند و می توانند براساس آن پیش بینی ها یا پیش فرض هایی که داشته اند در آینده عمل نکنند.

فکر می کنید چه وظایفی متوجه اصلاح طلبان کنونی ست ؛
من فکر می کنم اصلاح طلبان کنونی باید کمی با دید انتقادی تر به گذشته ی خودشان نگاه کنند، به فعالیت های مدنی و شهروندی و مباحثی که می تواند الزاما در حوزه ی قدرت سیاسی تعریف نشود، توجه کنند که شاید بتوانند بعنوان یک اپوزیسیون داخل کشور، که قدرت را تعدیل می کنند، نقش خوبی را بازی کنند. در هر حالت و در هر کشوری قدرت احتیاج به تعدیل شدن دارد و این قدرت تعدیل شده تنها بوسیله نیروی داخل نظام امکانپذیر است.
بنابراین ، این نیرو می تواند تا حدودی از روزمره گی سیاسی فاصله بگیرد و تن به یک بازی معقولانه تری بدهد.

منبع : رادیو آلمان / 11سپتامبر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها