jamejamnashriyat
کد خبر: ۷۴۹۲۰۴   ۲۴ آذر ۱۳۹۳  |  ۰۰:۰۱

در تمامی ادیان و ملل مختلف، انسان از دو جفت زن و مرد به وجود آمده که نام‌های مختلفی داشته‌اند.

این داستان، داستانی است که از ابتدای تاریخ بشر از ادیان ابتدایی گرفته تا ادیان ابراهیمی وجود داشته است. حال آن‌که هریک به طرق مختلف به بیان این داستان پرداخته‌اند. در میان ادیان ابتدایی می‌توان به اسک وامبلا اشاره کرد که نخستین زوج در آیین اسکاندیناوی هستند. در دین زرتشتی نیز می‌توان از مشی و مشیانه یاد کرد که گیاهی بود که از نطفه کیومرث، نخستین موجودی که اهورا مزدا خلق کرده بود، به وجود آمدند. آنها به وجود آورنده نوع بشر هستند. در نمونه‌های یاد شده هیچ ذکری از شیطان و وسوسه او و درخت ممنوعه به میان نیامده است. تنها مکانی که می‌توان نشانه‌هایی از داستان کهن آدم و حوا یافت، بین‌النهرین است. یکی از کهن‌ترین منابعی که به گونه‌ای مصور به داستان آدم و حوا و فریفته شدن آنها توسط شیطان اشاره کرده، مهر گلی استوانه‌ای شکل است که در دوره بعد از اکدی‌ها (2100 ـ 2200ق.م) در ایران یافت شده است. به روی این مهر که به مهر وسوسه معروف است، تصاویری از درخت، مار، زن و مرد حک شده است. ادیان ابراهیمی نیز منبع کهن دیگری هستند که فریفته شدن آدم و حوا توسط شیطان در آنها ذکر شده است. هرکدام از این ادیان به طریقی خاص این داستان را روایت می‌کنند.

دین یهودیت که از ادیان مسیحیت و اسلام قدیمی‌تر است، نخستین دین ابراهیمی است که در کتاب مقدس خود به داستان آدم و حوا اشاره کرده است. به‌طوری که در تورات آمده است: آن هنگام که خداوند آدم را از خاک ‌آفرید و در بینی وی روح حیات دمید و آدم زنده شد، خداوند او را در باغی نهاد. در آن باغ از هر درختی رویاند و در وسط باغ، درخت معرفت نیک و بد را رویاند. خداوند آدم را امر فرمود از تمامی درختان باغ بجز درخت معرفت بخور؛ چراکه هنگامی که از درخت معرفت بخوری خواهی مرد. خداوند خواب سنگینی بر آدم نهاد و از دنده وی حوا را به وجود آورد. روزی مار نزد حوا آمده به وی گفت: آیا خداوند براستی فرموده است که از تمامی درختان باغ نخورید. زن گفت از تمامی میوه‌ها می‌توانیم بخوریم بجز میوه‌ای که در وسط باغ است. خداوند فرموده است آن را نخورید و لمس نکنید چون سبب مرگ شما می‌شود. مار به زن گفت خوردن از میوه آن سبب مرگ نمی‌شود بلکه هنگامی که از آن بخورید چشمان شما باز می‌شود و همانند خداوند آگاه و دانا می‌شوید. پس زن از آن خورد و به شوهرش نیز داد. آن‌گاه چشمان هر دو ایشان باز شد و فهمیدند که عریان هستند و برگ‌های درخت انجیر بر خویش آویختند. (سفر پیدایش، 22 ـ 7‌‌/‌‌2)، (همان، 8-1‌‌/‌‌3)‌

در دین مسیحیت نیز داستان آدم و حوا همانند دین یهود بیان شده است با این تفاوت که در دین مسیحیت، انسان به دلیل خوردن میوه ممنوعه گناهکار بالفطره محسوب می‌شود.

در اسلام این داستان با دو دین فوق‌الذکر متفاوت است. خصوصا آن‌که نام حوا و آفریده شدن او از دنده آدم ذکر نشده است. خداوند آدم را آفرید و برای آرامش او همسری از جنس خودش برایش خلق کرد و گفتیم ای آدم خود و همسرت در این باغ سکونت گیر[ید] و از هر کجای آن خواهید فراوان بخورید و[لی] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. (سوره 2، آیه 35)‌

این در حالی بود که شیطان به خاطر آن‌که به آدم حسد می‌ورزید، درصدد برآمد آنها را اغوا کند. از این رو خداوند به آدم می‌فرماید: ای فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد، چنان‌که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عور‌ت‌هایشان را بر آنان نمایان کند در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا که آنها را نمی‏بینید می‏بینند. ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‏آورند. (سوره7 ، آیه 27)‌

همچنین در قرآن نام میوه برده نشده است و خداوند فقط انسان را از خوردن میوه درخت ممنوعه بر حذر داشته است: و ای آدم تو با جفت‏ خویش در آن باغ سکونت‌ گیر و از هر جا که خواهید بخورید و[لی] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد. (سوره اعراف، آیه 19) اما در کتاب مقدس این میوه، میوه درخت معرفت نیک و بد نام گرفته است، اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخورید. (سفر پیدایش، 2‌‌/‌‌17) در عین حال در روایت‌های مختلف میوه این درخت سیب، انجیر و حتی گندم تصور شده است. حتی در اشعار شعرای اسلامی این میوه گندم تصور شده است. حافظ در این‌باره گفته است: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت‌‌ / ‌‌من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

در کتاب مقدس از شیطان با نام مار یاد شده و در قرآن صراحتا از شیطان نام برده شده است. در کتاب مقدس به دشمنی مار با انسان اشاره شده است: او (زن) سر تو را خواهد کوبید و تو (مار) پاشنه وی را خواهی کوبید. (سفر پیدایش، 16‌‌/‌‌3) قرآن نیز انسان را از دوستی با شیطان بر حذر داشته است و او را دشمن انسان دانسته است. پس گفتیم ای آدم در حقیقت این [ابلیس] برای تو و همسرت دشمنی [خطرناک] است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره‏بخت گردی. (سوره 20، آیه 117)‌

در تاریخ طبری نیز از شیطان نام برده شده است که او به وسوسه انسان پرداخت. در تاریخ طبری نام مار به جای شیطان از زبان راویان مختلف برده شده است. این امر بیانگر قصد و توجه راویان به این نکته بوده است که شیطان خود را همچون مار نمایان کرده و آدم و حوا را فریفته است. چراکه شیطان شرور به ذات است و به دلیل شرور بودنش دو مرتبه به سخن پروردگار بی‌اعتنایی کرد و از بهشت رانده شد. همچنین شیطان نه‌تنها آدم و حوا را فریفت که باعث رانده شدن آن دو از بهشت شد.

داستان فریب آدم و حوا و رانده شدن آن دو از بهشت داستانی روایی است. داستانی که عرفا و شاعران عارف بسیاری از جنبه‌های مختلف به آن پرداخته‌اند. در پس داستان‌های روایی مفاهیم استعاری و تمثیلی بسیاری نهفته است که می‌توان به آن مفاهیم در اشعار عطار اشاره کرد. عطار در کتاب منطق‌الطیر خود داستان رانده شدن آدم و حوا را بیانی تمثیلی می‌داند که در پس آن معنایی نهفته است.

داستان‌ها و حکایات کتب مقدس همواره الهام‌بخش شاعران و نویسنده‌های گوناگون بوده‌اند. داستان آدم و حوا از زمره رخدادهایی است که نمی‌توان تاریخ مشخص و دقیق آن را تعیین کرد.

در عین حال فریفته شدن آن دو توسط شیطان رخدادی است که ممکن است هنوز هم در هر زمان و برای هر شخص اتفاق بیفتد. شیطان به‌عنوان موجودی شرور در زمان بی‌زمانی وجود داشته و هنوز هم در این زمان وجود دارد. از این‌رو وظیفه انسان در مقام فرزند حضرت آدم آن است که مراقب هر لحظه خویش باشد تا شیطان او را اغوا نکند و در این راه از کتب مقدس و اشعار روایی ـ تمثیلی شاعران مدد جوید.

زهرا شهرام‌بخت / جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
یقینا «خیر» است

یقینا «خیر» است

نشست خبری آقای رئیسی به عنوان رئیس‌ جمهور منتخب در فاصله کوتاه بعد از پیروزی در رقابت‌ های انتخاباتی آن هم با حضور تعداد زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی که به طور معمول سوالات چالش‌ برانگیز در حوزه‌های بین‌المللی و موضوعات مرتبط با سیاست داخلی ایران را مطرح می‌کنند، در نوع خود حاکی از شجاعت بالای اوست.

همان امام رضایی که داشتم، دارم

همان امام رضایی که داشتم، دارم

بارها وقتی پسرم یا دخترم در حیاط و روی مرمرهای خنک و تمیز صحن‌تان بدو بدو می‌کردند، همان‌طور که یک چشمم به گنبد شما بود و یک چشمم به بچه‌ها که گم نشوند و سکندری نخورند و نیفتند، به این فکر می‌کردم یعنی همین‌ قدری که مشهد رفتن کودکی‌های ما کیف می‌داد، مشهد رفتن اینها هم کیف می‌دهد؟ همان‌قدر به ما که خوش می‌گذشت به اینها هم خوش می‌گذرد یا نه؟

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر