مسوولان ، نظارت بر امور جاری مردم را جدی نمی گیرند
در حال حاضر، چندین و چند سازمان دولتی با ماهیت کار نظارتی در عرصه مدیریتی کشور فعالیت می کنند که هرکدام براساس و به تبع شرح وظایف خود، باید بخشی از حوزه نظارت بر عملکرد مدیران ، سازمان ها و وزارتخانه های مختلف را فعال نگه دارند اما برآیند عملکرد این بازوهای نظارتی در مقابل بی سرانجامی بسیاری از شکایت ها و مشکلات مردم در تعامل با بدنه دولت چندان امیدوارکننده نیست.
کد خبر: ۷۴۸۸۳
سازمان بازرسی کل کشور، سازمان نظارت بر خدمات کالا، سازمان حمایت از مصرف کننده ، سازمان تعزیرات حکومتی در کنار کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی به اضافه واحدهای رسیدگی به شکایات مردمی تمامی وزارتخانه ها و نهادهای دولتی ، مجموعه مدیریت نظارتی کشور را تشکیل می دهند. باوجود تمام این موارد، آیا یک شهروند عادی که از برخورد نامناسب کارکنان یک اداره در ارائه خدمت به خود شکایت دارد، یا از افزایش خودسرانه قیمت انواع کالاها - از کرایه تاکسی گرفته تا قیمت دوغ و کشک - می نالد، می تواند به یکی از این سازمان ها مراجعه کند و حق خود را بگیرد؛ این روزها زمان ثبت نام مدارس است و دانش آموزان باید علاوه بر آن ، کتابهای درسی خود را دریافت کنند. آیا کسی می تواند با اتکا به قانون های نظارتی به متخلفی که برخلاف تمام مقررات از او در قبال ثبت نام فرزندش مبلغ هنگفتی طلب می کند، هشدار دهد و آیا کسی که برای احقاق حق خود در یک پرونده ساده قضایی ماهها و بلکه سالها معطل می ماند و هربار به بهانه های مختلف رسیدگی به پرونده اش عقب می افتد، می تواند از عوامل ایجاد این تاخیر و اطاله دادرسی شکایت کند، حق خود را اثبات کند و اعاده حیثیت و هزینه کند؛ پاسخ هرکدام از این پرسش ها از جانب 2طیف اصلی و درگیر ماجرا یعنی مردم و مسوولان کاملا متفاوت و البته در مقابل هم است . سمیه صادقی فر برای بررسی پرونده مربوط به تعیین تکلیف یک باب مغازه به یکی از شعب اجرای احکام مجتمع شهید بهشتی آمده است . او برای مرتبه سوم به این شعبه آمده تا به اتفاق 4نفر دیگر پس از تعیین تکلیف ارثیه ، حق و حقوق خود را بگیرد. این شهروند در توضیح چگونگی حضور خود در جلسه دادگاه می گوید: قرار ما ساعت 9صبح بود، اما تا ساعت 12 ظهر در شعبه معطل شدیم و پس از آن یکی از کسانی که آنجا کار می کند، به ما گفت : خیلی باید ببخشید، یادمان رفته برای مالک اصلی مغازه احضاریه ارسال کنیم. حالا هم او نیست که به پرونده شما رسیدگی شود. خوش آمدید تا دفعه بعد که خبرتان کنیم . رضا ولدبیگی ، یکی دیگر از هموطنانی که برای پیگیری وضعیت محموله پستی خود به تهران آمده ، می گوید: دست روی دل مردم نگذارید. کسی گوشش بدهکار این حرفها نیست . نمی دانم مردم بد شده اند یا از سوئ مدیریت و بی قانونی مدیران به ستوه آمده اند که براحتی و در روز روشن در هر شغل و منصبی می خواهند از دیگران سوئاستفاده کنند و یا وقتی در معرض بی قانونی ، تبعیض و سردرگمی ناشی از رفتار دیگران قرار می گیرند ، انگیزه ای برای پیگیری و احقاق حق خود ندارند. او می گوید: امروز صبح (دیروز) از ارومیه به تهران آمده ام . همین الان که با شما صحبت می کنم ، با یک تاکسی از میدان امام حسین تا میدان فردوسی آمدم و موقع پیاده شدن راننده 1000تومان از من گرفت و گفت خدا برکت . وقتی به او اعتراض کردم ، گفت : تازه 100تومان دیگر هم باید می دادی . او در پاسخ به این پرسش تکراری که چرا به سازمان تاکسیرانی شکایت نمی کنی ، می گوید: برای میلیاردها تومان پول رشوه و دزدی و اختلاس آدمها را سین جیم نمی کنند بعد برای هزار تومان من...؛» و این گلایه های کوچک از تخلفات کوچک و بزرگ همچنان و هر روز ادامه دارد و اگر هر یک از ما خود یکی از گلایه کنندگان نباشیم ، در خانه ، اداره ، کوچه و بازار حتما می شنویم که «با این همه مشکلاتی که سازمان های مختلف برای مردم ایجاد می کنند، سازمان های نظارتی ، اتحادیه های صنفی و مسوولانی که کوچکترین اجحاف کارگزاران دولت در یک حکومت اسلامی باید تنشان را بلرزاند، در برابر گلایه های مردم جانب همقطاران خود را در مجموعه مدیریت می گیرند.» و این چنین است که به قول حسین صفوی و علیرضا ثامنی که دل پری از برخورد ماموران راهنمایی و رانندگی دارند تا وقتی سازمان های نظارتی و بازرسی با بودجه های کلان ، به جای انجام قاطع وظایف خود معتقدند کار آنها مچ گیری نیست ، نمی توان امیدوار بود مردم در شکایت های مربوط به جزییات زندگی خود و در مقابل گردن کلفتی صاحبان مشاغل مختلف به جایی برسند.