در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به این معنا اثر تکاندهنده لیانید آندرییف به نام داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند یک داستان نیست، بلکه فقط یک روایت درباره هفت انسان متفاوت است که به مرگ محکوم شدهاند. روایت آندرییف صرفا روایت مواجهه این آدمها در مرگ است؛ واکنشهایی که به اعدام نشان میدهند آن هم بیشتر از واکنش بیرونی، بحث بر سر واکنش آدمها و خلوت و تنهایی آنهاست؛ واکنشی که هر کدام در سلولهای انفرادی به مرگ نشان میدهند، به این معنا میتوان گفت «داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند» روایتی از انتظار کشیدن برای مرگ در تنهایی است. آنچه این اثر را یک شاهکار ادبی درخشان و اثرگذار میکند، بیشک نوع روایت و توصیفات بیبدیل آندرییف است، توصیفاتی با زبانی گویا و تصویری که همه چیز را شفافتر و پرجزئیاتتر از هر عکس یا فیلمی به ذهن میآورد و به خواننده این حس را میدهد که همه آنچه را میخواند همزمان میبیند. تنها تفاوت مهم این داستان با هر فیلم و عکس، ژرفای فلسفی و حسی ملحوظ در کلمات است؛ ژرفا و جزئیات ندیدنی و پیچیدهای که شاید هیچ تصویری توان بیان آن را ندارد و تنها ابزار ممکن برای نزدیک شدن به چنان اندیشههایی، کلمات آن هم در قالب ادبیات است و بس.
پنج شخصیت رمان آندرییف برای تصمیم به ترور وزیر محکوم شده و دو شخصیت دیگر به شکل حقیقی دست به جنایت زدهاند. آندرییف هیچکس را «بد» و «کریه» تصویر نمیکند، آنچه در مقابل یکدیگر قرار میگیرد، آدمها نیستند، بلکه فقط دو احساس است؛ یکی عشق و دیگری وحشت. آن کسانی که در میان پنج جوان چریک با عشق به هدف خود مینگرند، با مرگ آرام روبهرو میشوند و آنانی که دچار وحشتاند، مرگ را برنمیتابند و در خلوت خود حتی توان انتظار کشیدن آن را ندارند. با وجود این حتی برای خوب مردن دیگری و تبدیل وحشت به عشق هم میتوان ازخودگذشتگی کرد و شخصیتهای «داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند» چنین میکنند.
لیانید آندرییف، سال 1871 در خانوادهای روشنفکر به دنیا آمد. زندگی پرماجرای او بخصوص از نظر روحی و درونی ـ درست مانند داستانهایش که ماجرا و تحولاتی درونی را روایت میکند ـ در پیوستهای کتاب به تفصیل بیان شده که بسیار خواندنی است.
کتاب داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند با ترجمه دقیق حمیدرضا آتش بر آب توسط انتشارات هرمس به چاپ رسیده و در آن علاوه بر این رمان، داستان دیگری از آندرییف به نام «یکی بود، یکی نبود» که قرابتی سبکی و مضمونی با رمان دارد، به چاپ رسیده است. همچنین در پیوستهای خواندنی کتاب، عکسهایی از این نویسنده خوشپوش گنجانده شده که کتاب را دیدنی هم کرده است.
سهراب شکیب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: