توزیع رایگان مشروب درشیراز

صحنه های زشتی که در جشن هنر اتفاق می افتاد، برای هر انسان آزاده با هر مرام و مسلکی در اقصی نقاط جهان تلخ و دردناک بود ولی برای ساکنان شیراز و کسانی که همچون رجبعلی طاهری از نزدیک در جریان ابعاد مختلف آن مراسم و تاثیرات سوءآن بر روح جوانان معصوم قرار داشتند
کد خبر: ۷۴۶۳۷
، این تلخکامی صدچندان بود، لذا نشستن پای صحبت آنان از لطف بیشتری برخوردار است و البته مطالب ناگفته و خواندنی بسیاری را نیز در خود دارد.

لطفا موقعیت فرهنگی شیراز در قبل از انقلاب اسلامی را بیان فرمایید.

بعد از حرکت مردمی 15خرداد 1342که منجر به درگیری و کشته شدن عده ای از مردم در 3شهر تهران ، قم و شیراز شد، رژیم شاهنشاهی پیوسته این هدف را دنبال می کرد که به هر نحو شده فرهنگ اسلامی جامعه ایران را کنار بزند و یک فرهنگ غربی را جایگزین آن کند. روحانیون و مردم هم متقابلا در برابر این هدف به شکل های مختلف قیام کردند که البته بحثش مفصل است. از نظر رژیم گذشته شیراز پایگاهی بود که می توانست این هدف را تحقق بخشد زیرا تخت جمشید مرکز حکومت شاهنشاهی در گذشته بود و خلاصه موقعیتی قابل توجه داشت.

دانشگاه شیراز در این میان چه اهمیت و نقشی داشت؛

حتما می دانید که اسدالله علم پس از دوران نخست وزیری به عنوان رئیس دانشگاه پهلوی به شیراز رفت که این مساله اهمیت آن دانشگاه را نشان می دهد. دانشگاه شیراز هم کاملا وابسته به دانشگاه های امریکایی بود. تعدادی از استادان امریکایی به دانشگاه شیراز می آمدند و تدریس می کردند. می خواستند این دانشگاه از همه نظر مطابق استانداردهای امریکایی باشد و اسدالله علم خودش این مطلب را اذعان کرده است. بعد هم که هوشنگ نهاوندی به عنوان رئیس دانشگاه به شیراز رفت اعلام کرد که ما می خواهیم این دانشگاه عین دانشگاه های اروپا و امریکا باشد و دختر و پسر بتوانند به راحتی با هم ارتباط داشته باشند.

هدف آنها از این ارتباط راحت دختر و پسر چه بود؛

مثلا کلوب رقص و استخر ساختند تا دختر و پسر بتوانند با هم رابطه نامشروع داشته باشند و یا در آن سالها از سوی دانشگاه شیراز برنامه ای تحت عنوان انتخاب دختر شایسته درست کردند تا دختران مورد نظرشان را به جامعه معرفی و تبلیغ کنند و از آنان برای نسل جوان الگو بسازند. انتخاب دختر شایسته برنامه ای بود که منحصرا در شیراز انجام می شد. منظور از دختر شایسته کسی بود که خوب برقصد و خوب عریان شود.
برنامه دیگر، برگزاری مسابقات کشتی میان دختران و پسران بود. به این ترتیب که در حضور رئیس دانشگاه دختر و پسر با هم کشتی می گرفتند. در این مسابقات معمولا صحنه های زشتی اتفاق می افتاد. یادم هست وقتی حضرت امام (ره) در نجف از این برنامه اطلاع یافتند خیلی ناراحت شدند که در یکی از سخنرانی ها و اعلامیه هایشان به این موضوع اشاره شده است.

پیرامون جشن هنر شیراز نیز توضیح بفرمایید:

جشن هنر شیراز هم یکی از همین برنامه هایی بود که بعد از تبعید حضرت امام (ره) به خارج از کشور انجام گرفت و محور اصلی آن این بود که به تدریج مردم خصوصا جوانان را به سمت فحشا و فرهنگ غربی سوق دهند. نمونه بارز و مثال زدنی این برنامه ها اجرای تئاتری بود که در سال 1356یک گروه خارجی در ملا عام نزدیک خیابان فردوسی در شیراز تحت عنوان خوک ، بچه ، آتش به نمایش گذاشت.
تلویزیون مدار بسته همه جا کار گذاشتند تا به افرادی که حتی در پیاده رو خیابان بودند امکان تماشا بدهند. در یکی از صحنه ها آمیزش جنسی مرد با زن علنا به نمایش درآمد.
این برنامه به اندازه ای زننده بود که مردم را خیلی عصبانی و ناراحت کرد. آنان به منزل مرحوم حضرت آیت الله شیخ بهاءالدین محلاتی که از مراجع بزرگ کشور بودند آمدند و به این ترتیب اعتراض خود را نشان دادند. آقا شیخ بهاءالدین محلاتی صاحب رساله و همان شخصی بودند که در جریان 15خرداد 1342بازداشت شده و به تهران آورده شدند.

عکس العمل انقلابیون نسبت به اجرای این برنامه ها چه بود؛

ما یک گروه بودیم که مخفیانه کارهای مختلف می کردیم. از فعالیت های چریکی گرفته تا انفجار و به هم زدن برنامه.

گروه ما زیرزمینی بود و به طور مخفی فعالیت داشت. مثلا در یکی از برنامه های مربوط به انتخاب دختر شایسته به کمک دوستانمان مانند دکتر بهتاش و آقای محمد حجت قرار گذاشتیم که پرده صحنه را آتش بزنیم. همین کار را انجام دادیم و مجلس به هم خورد. باز به کمک افرادی مانند آقای سیدعلی اکبر حسینی که مدتی در سپاه پاسداران بود و در حال حاضر در شهرداری خدمت می کند مراسم جشن هنر را که در حافظیه اجرا می شد به هم زدیم و تعدادی از دوستانمان در همین رابطه بازداشت شدند. ماحصل قضیه این بود که رژیم پهلوی قصد داشت فرهنگ غربی را در ایران و بخصوص در شهر شیراز رواج دهد. در گزارش های ساواک آمده که گروه مهندس طاهری چه برنامه هایی داشتند. آن زمان ما در شیراز جلسات دینی داشتیم و علاوه بر آن به شکلهای مختلف با این برنامه ها مقابله می کردیم ، از کار فرهنگی گرفته تا حتی برخوردهای چریکی و فیزیکی ، مجری برنامه های ما بیشتر دانشجویان بودند. آقای غلامعلی حداد عادل آن زمان دانشجوی دانشگاه شیراز بود و در این برنامه ها با ما همکاری می کرد. ایشان مسوول انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه شیراز بود و کارهای تبلیغی می کرد ولی در اصل ، کاملا با ما هماهنگ بود.

به تئاتر خوک ، بچه ، آتش اشاره کردید. تئاتر دیگری هم بود که در کوه هفت تن اجرا شد و بیش از 160ساعت طول کشید. اجرای این تئاتر آنقدر خسته کننده بود که واکنش هایی حتی در بین هنرمندان هم به وجود آورد. چیزی از این برنامه یادتان هست؛

ما در تبعیت از روحانیت این مجالس را تحریم کرده و اصلا در آن شرکت نمی کردیم. بنابراین من هنگام اجرای تئاتر شرکت نداشتم همچنان که سایر برنامه ها را هم خودم ندیدم ولی بعضی افراد با نیت های مختلف این برنامه ها را دیدند و اطلاعاتی هم دارند. من بیشتر روی جنبه های کلی حرف می زنم.

غیر از اجرای تئاتر مدرن یکی از برنامه هایی که در جشن هنر شیراز به نمایش درمی آمد اجرای تعزیه حر، طفلان مسلم و خروج مختار بود. در مورد موسیقی هم گروه موسیقی سنتی ایرانی و هندی برنامه های خوب و اصیلی در حافظیه اجرا می کردند و هنرمندان شناخته شده ای مانند جلیل شهناز، فرهنگ شریف ، فرامرز پایور، حسین تهرانی ، فرهاد مشکوه `، محمدرضا شجریان ، راوی شانکار، استاد بسم الله خان و بسیاری دیگر در جشن هنر حضور داشتند...

البته این برنامه ها بوده اما خیلی ظهور خارجی نداشته چون قصد اصلی برگزارکنندگان منحرف کردن جوانان و مردم بود. شما می دانید اگر کسی بخواهد گروهی را منحرف کند بالاخره مجبور است بعضی برنامه های خوب هم ارائه دهد. درست مثل سمی است که در یک غذای خوشمزه بریزند. به این ترتیب بعضی از برنامه های جشن هنر خوب و معمولی بود ولی برنامه ریزان در نهایت هدفشان این بود که مردم را از اسلام دور کنند و به سمت لهو و لعب بکشانند. همانطور که قبلا عرض کردم ما و همفکرانمان اصلا اعتقادی به برنامه های جشن هنر نداشتیم و در هیچیک از مراسم شرکت نمی کردیم.
حکومت پهلوی هم چون مشروعیت نداشت جنبه های منفی جشن هنر بیشتر بین مردم شهر منعکس می شد. مردم هم که تحمل نداشتند تا این حد به مقدساتشان توهین شود عکس العمل نشان دادند.

در آن سالها کلوب رقص و استخر ساختند تا دختر و پسر بتوانند با هم رابطه نامشروع داشته باشند و یا از سوی دانشگاه شیراز برنامه ای تحت عنوان انتخاب دختر شایسته درست کردند تا دختران مورد نظرشان را به جامعه معرفی و تبلیغ کنند و از آنان برای نسل جوان الگو بسازند

نیت اصلی رژیم پهلوی زدودن فرهنگ اسلامی و ترویج مفاسد غربی بود. آنها نه تنها با جنبه های اسلامی مقابله می کردند بلکه اساسا با هر نوع تبلیغ مذهبی مخالف بودند. مثلا همین موضوع چهارشنبه سوری که در دین زرتشت هست طبق تحقیقاتی که من کردم چهارشنبه سوری برنامه ای نبوده که بچه ها فقط آتش بازی کنند یا از روی آتش بپرند و جشن بگیرند. ریشه این سنت به حضرت ابراهیم (ع) می رسد چون حضرت ابراهیم (ع) را در چهارشنبه آخر سال به آتش انداختند. در آن زمان ایران و عراق یکی بوده و به این تعبیر حضرت ابراهیم (ع) یک ایرانی بوده همانطور که می دانید آتش به امر خدا سرد شد و حضرت ابراهیم (ع) نجات یافت. یکی از مشاوران نمرود که از کاهن ها بود برای این که مردم از گرد نمرود دور و متشتت نشوند به دروغ می گوید: ای مردم من به آتش افسون کردم که ابراهیم (ع) را نسوزاند، به محض این که این حرف را می زند به امر الهی یک قطعه از آتش زبانه می کشد و آن شخص را می سوزاند. این قسمت دوم ظاهرا در قرآن نیست ولی در اخبار و احادیث ما هس. به هر حال ایرانیان از قدیم خداپرست و موحد بودند در حالی که رژیم پهلوی حتی این نوع آیین را هم به ابتذال کشاند.

بعضی معتقدند که برگزاری مراسمی همچون جشن هنر شیراز در وقوع انقلاب اسلامی ایران هم موثر بود. آیا شما چنین تحلیلی را قابل توجه می دانید؛

به نظر من علت اصلی سقوط رژیم پهلوی ترویج فرهنگ و فساد غربی بود که به شکل های مختلف روحانیون و مردم مسلمان را تحریک کرد. روحانیون روی منبر همیشه نسبت به برگزاری جشن هنر در شیراز اعتراض می کردند. حالا این طور نبوده که بگویند تعدادی از برنامه ها هم خوب بوده و نظر کلی این بود که مجموعه این برنامه ها منفی بوده چون پشت این برنامه ها نیت خیر وجود نداشت لذا برای نیروهای مذهبی قابل قبول نبود.
هنگام برگزاری جشن هنر در شیراز اغذیه فروشی ها که مشروبات الکلی می فروختند مجانی شراب توزیع می کردند اگر رژیم پهلوی به امور دینی توجه می کرد اصلا انقلاب اسلامی به وجود نمی آمد بنابر این انقلاب اسلامی ریشه فرهنگی داشت.
البته رژیم پهلوی چند سال قبل از شروع قیام امام خمینی (ره) این هدف را داشت که دین زدایی کند اما آیت الله بروجردی مانع می شد. بعد از فوت ایشان تصور کردند مانع جدی برای اجرای این برنامه ها وجود ندارد لذا موضوع انجمن های ایالتی و ولایتی و انقلاب شاه و ملت را پیش کشیدند که موجب قیام روحانیت در 15خرداد شد. جشن هنر شیراز هم دنبال همین برنامه ها بود. مجموعه این مسائل دست به دست هم داد و نهضت امام خمینی (ره) و پیروزی انقلاب را به دنبال خود آورد. آنها فکر می کردند شهر شیراز برای اجرای مقاصد آنان بسیار مناسب است و هیچ مشکلی به وجود نخواهد آمد و می توانند مردم را از اسلام دور کنند و فرهنگ امریکا را جایگزین اسلام کنند. امریکا همیشه دنبال این هدف بوده که فرهنگ کشور ما غربی و امریکایی شود و ما باید از گذشته درس بگیریم.
من یک وقت خدمت حضرت آقای خامنه ای بودم. عده ای هنرمند از خوزستان به حضورشان رسیده بودند. آیت الله خامنه ای در پایان مطرح فرمودند: هنر مثل زبان است ، اگر زبان را به فحاشی وادارید بدترین چیزها می شود. با زبان می شود مردم آزاری ، ظلم و خیانت کرد اما اگر با زبان حرف سازنده و شیرین بیان شود می شود خدمت به مردم. هنر هم می تواند وسیله ای باشد در خدمت به مردم و در جهت رشد و تعالی افراد جامعه ، در این صورت خیلی موثر است. همچنین می تواند وسیله ای در جهت قهقهرا و شیاطین باشد.

از فرصتی که در اختیارمان گذاشتید، سپاسگزاریم.

ان شاءالله بتوانید در رشد هنر اسلامی موفق باشید و با توطئه های شیاطین مخصوصا صهیونیست ها که در هنر خیلی دست دارند و همیشه سعی می کنند از طریق سینما، کتب و... مردم را از اسلام دور کنند مقابله کنید.

طاهری از زبان خودش


بنده مهندس رجبعلی طاهری متولد 29شهریور 1315از کازرون هستم. پدرم مرد زحمتکشی بود که به بزازی اشتغال داشت. تحصیلاتم را در همین شهر و شیراز ادامه دادم. محل تحصیل من در شیراز، مدرسه ای مذهبی به نام فرصت بود که مدیریت آن را مردی متدین به نام حاج عباس فرد برعهده داشت. شروع فعالیت های سیاسی من ابتدا در نهضت ملی شدن صنعت نفت تحت رهبری آیت الله کاشانی و دکتر محمد مصدق بود که اعلامیه پخش می کردم.

بعد از کودتای 28مرداد در حزب ایران فعالیت داشتم و یک بار هم به دلیل پخش نشریه راه مصدق و دفاعیات مصدق دستگیر شدم ولی چون به سن قانونی نرسیده بودم ، پس از سه روز آزاد شدم. در سالهای بعد از مرداد 1332در نهضت مقاومت ملی فعالیت داشتم که به همین دلیل در تیرماه 1333مجددا دستگیر و حدود 70روز زندانی بودم که به دلیل نپذیرفتن اتهامات وارده تبرئه شدم. در دوران بازداشت در امتحانات شهریور ماه شرکت کردم و موفق به اخذ دیپلم شدم. در سال 1335در رشته شیمی دانشگاه تهران پذیرفته شدم و یک بار تغییر رشته دادم و به همین دلیل تحصیل من 5سال طول کشید و سال 1340در رشته راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. با تاسیس نهضت آزادی دوست داشتم به آن بپیوندم. اما با انتشار اساسنامه نهضت که قانون اساسی شاهنشاهی را به رسمیت شناخته بود از آن جدا شدم و صرفا در حد اعتقادات خود به همکاری غیررسمی با آن پرداختم. بعد از فوت آیت الله بروجردی و بخصوص همزمان با دستگیری آیت الله خمینی (ره) در نهضت امام خمینی و روحانیت به فعالیت خود ادامه دادم و با هماهنگی مرحوم آیت الله سیدمحمدحسین تهرانی -که امام جماعت مسجد قائم در نزدیکی بیمارستان امیراعلم بود و با امام همکاری نزدیکی داشت - به امام معرفی شدم و ایشان مرا به طور خصوصی پذیرفتند و چند جلسه دیدار خصوصی با معظم له داشتم. پس از پایان تحصیل و اخذ معافیت از سربازی با کسب اجازه از مراجع عظام در وزارت راه و ترابری مشغول کار شدم. در طول زندگی سیاسی جمعا 9بار بازداشت شدم و حدود 54ماه در زندان بودم. کتابی تحت عنوان خاطرات مهندس رجبعلی طاهری نوشتم که از سوی انتشارات سوره و سازمان تبلیغات اسلامی چاپ شده است. بعد از انقلاب هم افتخار نمایندگی مردم کازرون در دوره اول مجلس شورای اسلامی را داشتم و در دستگاه های مختلف مسوولیت های گوناگونی را تصدی کردم. در دوره ششم انتخابات ریاست جمهوری هم رقیب آقای هاشمی رفسنجانی بودم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها