در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیروز تلفن گروه ورزش روزنامه جامجم زنگ خورد، فردی اصرار داشت، ابتدا صحبتهایش به عنوان فرد ناشناس منتشر شود و در نهایت خود را به عنوان یکی از برادران هدایتی (بوکسوری که در بروجرد با بهمن و بابک بردبار، عوامل اجرایی و داوری رقابتها درگیر شده بود)، معرفی کرد، کم و کیف ماجرا را به این شرح بیان کرد:
ظاهرا ماجرا از آنجا شروع شد که به برادرتان اجازه شرکت در مسابقات را ندادند، همین طور است؟
بله همین طور است، آنها گفتند چون سن او بالای 40 است به لحاظ قوانین بینالمللی حق شرکت در مسابقات را ندارد.
و شما اصرار داشتید، روی رینگ برود؟
قبل از شروع مسابقات، در تهران نزد احمد ناطقنوری، رئیس فدراسیون رفتیم و درخواست شرکت در این رقابتها را مطرح کردیم که او اول گفت: «سن و سالش بالاست، میمیرد»، ما گفتیم با مسئولیت خودمان میخواهیم مسابقه بدهد، در نهایت او این مساله را پذیرفت و نامهای به ما داد که آن نامه را هنوز داریم و آقایان دانشمند دبیر فدراسیون و نهرودی، رئیس کمیته فنی فدراسیون بخوبی اطلاع دارند.
اما برخی مسئولان فدراسیون همان موقع طی مصاحبهای اعلام کرده بودند که رئیس فدراسیون در نامهای خواستار اظهار نظر کمیته فنی شده و مجوزی صادر نکرده است؟
نه این صحت ندارد، ما نامه ناطق نوری را مبنی بر اینکه این بوکسور میتواند مسابقه دهد، هنوز داریم.
از طرفی ظاهرا قرار بوده او برای یک استان دیگر مسابقه دهد؟
بله همین طور است. من بهمن بردبار، مسئول اجرایی مسابقات را شب قبل از مسابقه دیدم؛ او به من گفت امکان جابه جایی بوکسورها ـ مسابقه دادن برای استانی دیگر وجود ندارد ـ من در جواب گفتم چند استان این کار را کردهاند؟ گفت: «بیا این پوشه مسابقات» ، گفتم: «پوشه را باز کن»، گفت: «مگر تو چهکارهای که من پوشه را برایت ورق بزنم.» گفتم: «میدانم چند استان این کار را کردهاند، از جمله استان قم در چهار وزن، استان مرکزی در دو وزن و استان گلستان در یک وزن از بوکسورهای غیربومی استفاده کردهاند.» گفت: «مدرک بیاور.» گفتم: «این چیزها که دیگر مدرک نمیخواهد.»
با وجود این در وزنکشی شرکت کرد؟
بله، صبح جمعه در وزنکشی حاضر شد و دفترچه حضور در مسابقات برای بوکسور صادر شد، اما چند دقیقه بعد گفتند نمیتواند مسابقه بدهد چون سنش بالاست و هرچه ما گفتیم نامه رئیس فدراسیون را داریم، قبول نکردند.
ظاهرا بگو و مگویی هم داشتهاید؟
نه هیچ بگو مگویی نبود و سالن را ترک کردیم، فیلم را داریم.
و تصادف آخر شب؟
هچ قصد و عمدی در کار نبود. هوا مهآلود بوده شیشههای ماشین بخار گرفته بود که به یکباره متوجه شدیم به دو نفر برخورد کردیم.
الان پرونده در این رابطه در مراجع قضایی باز است؟
آنها ادعا کردهاند این تصادف عمدی بوده و صدمات جدی دیدهاند و بهمن بردبار به کما رفته است، در حالی که این طور نیست. آنها پس از تصادف به درگیری پرداختند. به هر حال پس از بازداشت راننده و ارائه مدارک ماشین و بیمه، او آزاد شد. باید دید دادگاه در این رابطه چه رایی میدهد.
فکر میکنید، داستان به کجا بینجامد؟
منتظر رای دادگاه میمانیم، اما به نظر خود ما هیچ عمدی در این تصادف نبوده است. ما آقای بردبار را خیلی دوست داریم و برایش آرزوی سلامت داریم که خدا را شکر سالم هم هستند، اما بهتر است به این سوال ما هم در روز دادگاه پاسخ دهند که چرا در مسابقات قهرمانی کشور ارومیه هم درگیری فیزیکی برایش پیش آمد؟
چه سالی؟
دقیقا خاطرم نیست. اما آنجا فک و دندهاش را شکسته بودند و داستان بروجرد در مقایسه با داستان ارومیه اصلا چیزی نبود.
بردبار: از خطا میگذریم از دروغ نه
با وجود این بابک بردبار، رئیس هیات ژوری مسابقات بوکس قهرمانی کشور و طرف مقابل دعوا در این باره به جامجم گفت: گزارش کارشناس فنی پلیس راهور وجود دارد که در آن قید کرده که محرز است به دلایل مختلف این حادثه عمدی بوده است. او چند دلیل فنی ذکر کرده که این تصادف با قصد و غرض و عمدی بوده است با علم بر اینکه در شعبه دوم بازرسی و در حضور کاشفی(رئیس دادگاه) ضارب به خاطر اینکه از ما رضایت بگیرد اقرار کرد و اعتراف کرده که من عمدی زدم و مرا ببخشید. الان این پرونده در شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی بروجرد مفتوح است و رئیس دادگاه هم آقای کاشفی است که کاملا در جریان قرار دارد.
او ادامه داد: علاوه بر این، ما بیش از 150 شاهد در صحنه تصادف داریم که قاضی گفت: «8 ـ7 نفر شاهد کافی است تا در این باره شهادت بدهند.» از طرفی در یک فضای بنبست و کوچک چه کسی میتواند با سرعت 60 کیلومتر در ساعت کسی را سهوی زیر بگیرد. من بابک بردبار به ضرس قاطع به عنوان مضروب پرونده میگویم این حادثه عمدی بود و شما میتوانید از کمیته داوران فدراسیون و روابط عمومی فدراسیون و تمام داوران به عنوان شاهد سوال کنید که اظهر من الشمس است و ادعای غیرعمدی بودن، کذب است.
بردبار ادعا کرد: این حادثه صد در صد عمدی بود، ممکن است از کار اشتباه آنها بگذریم، اما از دروغشان نمیگذریم من و پدرم مجروح هستیم و چیزی نمانده بود پدرم را در این حادثه از دست بدهم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: