دفتر رییس مجلس شورای اسلامی، متن کامل سخنرانی دکتر حدادعادل که قرار بود بامداد پنجشنبه به افق تهران در دومین نشست اتحادیه بینالمجالس در نیویورک ایراد شود را منتشر کرد.
کد خبر: ۷۴۵۶۸
به گزارش ایسنا ، ابتدای متن ارسالی آمده است: در پی خودداری رییس مجلس شورای اسلامی از سفر به نیویورک به دلیل رفتار غیردیپلماتیک و غیرمتمدنانه دولت آمریکا ، متن کامل این سخنرانی عصر روز چهارشبه به افق نیویورک در اجلاس مذکور منتشر خواهد شد. متن کامل این سخنرانی به شرح ذیل میباشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
در آغاز سخن مایلم از تلاشهای جناب آقای سرگیو پائز وردوگو ریاست محترم پارلمان شیلی و رییس اتحادیه بینالمجالس صمیمانه تشکر نمایم. تقارن دومین اجلاس روسای مجالس کشورها را با شصتمین سال تاسیس سازمان ملل ، به فال نیک میگیرم و امیدوارم همکاری نزدیک این دو سازمان بینالمللی تداوم و گسترش داشته باشد.
اکنون پنج سال از اولین نشست ما که با همکاری مشترک اتحادیه بینالمجالس و سازمان ملل متحد به عنوان دو سازمان بزرگ جهانی که به طور اجتنابناپذیری با یکدیگر در ارتباط و همکاری هستند ، میگذرد. این دو سازمان که در ابعاد تقنینی و اجرایی فعالیت دارند در تلاش مستمر برای به ثمر رساندن طرح ابعاد پارلمانی همکاریهای بینالمللی که برای اولین بار از سوی اتحادیه بینالمجالس پیشنهاد شد گام برمیدارند. این طرح پنج سال پیش در آستانه برگزاری اجلاس هزاره سران و با توجه به دیدگاه پارلمانی در همکاریهای بینالمللی در قرن بیست و یکم مورد تصویب قرار گرفت. گرچه با آغاز هزاره جدید امیدهای وافری جهت ورود به یک دورنمای روشن ترسیم شده بود ، اما وقایع این دوره به دلیل روند تدریجی کاهش امنیت جمعی و اعتمادسازی در نتیجه توسل به برخی اقدامات غیردموکراتیک و یکجانبه همراه با خسارات مادی و انسانی فراوان امیدهای ایجاد شده را شدیدا تضعیف کرد.
سازمان ملل یگانه نهاد بینالمللی است که از مجمع عمومی آن به عنوان پارلمان بزرگ جهانی یاد میشود. در این پارلمان بزرگ جهانی کشورهای عضو با تعهد به اصول و اهداف منشور ملل متحد در پی یافتن راههایی برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی، توسعه روابط دوستانه بین ملل و ارتقای همکاریهای بینالمللی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بودهاند. بر همین اساس و با توجه به اهداف اتحادیه بینالمجالس تقریبا در کلیه نشستهای اتحادیه تقویت و توسعه همکاری میان این دو سازمان مورد تاکید قرار گرفته است. بدون تردید در سایه این تعامل و همکاری، گامهای مهم و اساسی در نهادینه کردن روابط دموکراتیک در نظام بینالملل و کمک به کشورها در گرایش به قانونمداری بهویژه از طریق تشویق آنان به تصویب قوانین مورد نیاز و همچنین پیوستن به کنوانسیونها و میثاقهای بینالمللی برداشته شده است. اما امروز اتحادیه بینالمجالس با توجه به تحولات گسترده در روابط بینالملل با رسالت عظیمتری روبهروست و باید نقش موثر خود را برای برخورد با چالشهای مشترک و نهایتا ترغیب رفتاری عادلانهتر در روابط بینالمللی و جهانی امنتر ایفا نماید.
نگاه ما به سوی آینده اتحادیه بینالمجالس و سازمان ملل، باید نگاهی مبتنی بر پاسداری از عدالت باشد. صلح پایدار نیز بدون عدالت تامین نخواهد شد. یکی از مصادیق بارز عدالت، احترام به حاکمیت ملی کشورهاست. اگر قدرتهای سلطهجو بخواهند با حاکمیت ملی کشورها هرجا که آن را نپسندند و مطابق منافع خود ندانند مقابله کنند این بیعدالتی است و بدتر از آن این است که بخواهند دخالت در سایر کشورها و نفی حاکمیت ملی را با تغییر در ساختار و وظایف سازمانهای جهانی، موجه سازند و سلطهجویی را به صورت یک دکترین سیاسی درآورند و سازمانهایی را که اصولا برای تامین صلح و عدالت به وجود آمده برای توجیه جنگ به خدمت خود درآورند.
چالشهای تهدیدکننده کنونی بهویژه آن دستهای که ماهیت قانونگریزی دارند و وسوسه عدم پایبندی به تعهدات و قوانین بینالمللی را ایجاد میکنند باید به طور جدی و در رهیافتی جمعی مورد بررسی قرار گیرند. تجربهی جهانی و واقعیات موجود اثبات کرده است که دامنهی تهدیدها و چالشهای دوران اخیر آنچنان گسترده و پیچیده است که برخورد با آنها از ظرفیت انفرادی کشورها خارج است و عزمی جمعی و ارادهای همگانی میطلبد.
آقای رییس!
در بسیاری از اجلاسهای بینالمللی و از جمله اجلاسهای اتحادیه شرح مفصلی از تهدیدها و چالشهای فراروی جهان ما ارایه شده است؛ تهدیداتی که به طور اساسی صلح، ثبات، امنیت و توسعهی بشری را مورد هدف قرار دادهاند. این چالشها دامنه وسیعی از فقر و توسعهنیافتگی، انباشت و توسعهی سلاحهای کشتار جمعی، تروریسم و توسل به خشونت، بیماریهای واگیر، بیعدالتی و تبعیض، تفسیرهای فردی و انحصاری از حقوق و مقررات بینالمللی، گرایش به یکجانبهگرایی و وسوسه زورمداران و قدرتهای بزرگ برای استفاده از زور و یا تهدید به استفاده از زور را در بر میگیرد.
اگرچه تا حدود زیادی از این چالشها فهم مشترکی به دست آمده است اما به نظر میرسد هنوز اراده یا تصمیم جمعی مشترکی برای برخورد با این معضلات به نحوی که بتواند مشکل را ریشهکن کند حاصل نشده است. ما نیز با بسیاری از کشورهای دیگر در این موضع اشتراک نظر داریم که برخورد اصولی با مشکلات امروز مبتلا به جامعه جهانی باید ریشهای، منطقی، متعادل و بدون گرایشات متعصبانه و دوگانه باشد؛ زیرا در غیر این صورت مشکلات جدیدی عارض میشود. به عنوان نمونه اشاره میکنم که اگر به دنبال امنیتی فراگیر و پایدار هستیم، وجود زرادخانههای گسترده سلاحهای کشتار جمعی قطعا نمیتواند به ایجاد چنان امنیتی کمک نماید. طرفه آنکه به جای برخورد با تهدید ناشی از سلاحهای کشتار جمعی موجود در برخی از کشورها و عدم پایبندی آنان به تعهدات بینالمللی در از بین بردن آن سلاحها، تلاشی آشکار برای اعمال محدودیت در دستیابی سایر کشورها به تکنولوژیهای صلحآمیز صورت میگیرد.
سازمانهای بینالمللی و در راس آنها سازمان ملل و اتحادیه بینالمجالس برای آن به وجود آمدهاند که حقوق ملتهای کوچک را در برابر دولتهای بزرگ حفظ کنند، همه باید مراقب باشیم که مبادا از این سازمانها برای سلب حقوق ملتها استفاده شود. تبعیض در تفسیر و اجرای موازین حقوقی، که نمونه بارز آن را در مخالفت با استفاده صلحآمیز از انرژی هستهیی در ایران مشاهده میکنیم مسلما کمکی به تامین صلح جهانی نخواهد کرد بلکه اوضاع جهان را از آنچه هست پیچیدهتر و مخاطرهآمیزتر خواهد کرد.
در نگاهی دیگر مبارزه با تروریسم به عنوان یکی از زشتترین جلوههای توسل به زور و خشونت نیازمند برخوردی ریشهای است.
ما معتقدیم این مبارزه وقتی به نتیجه میرسد که ما به جست و جوی ریشهی تهدیدات کنونی برآییم و وقت و نیروی خود را به جای مقابله با علت، صرف مقابله با معلول نکنیم. شک نیست که تروریسم امروزه امنیت شهروندان را در همهی جهان به خطر انداخته ربطی به دین و آیینی خاص و قاره و کشوری خاص ندارد. کشور ما نیز از تروریسم آسیبهای جدی دیده است. ما معتقدیم مادام که این مساله تحت عنوان «مقابله با تروریستها» عنوان شود نه «مقابله با تروریسم»، نتیجهای عاید نخواهد شد. علت اصلی پیدایش تروریسم را باید عموما در بیعدالتی دانست.
در اینجا مایلم توجه شما را به قطعنامه مورخ 20 اکتبر سال 2001 سازمان پژوهشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) که با اجماع به تصویب سی و یکمین کنفرانس عمومی رسید جلب کنم که در آن به عوامل زمینهساز تروریسم از جمله تصلب، تبعیض، نابرابری، جهل و فقر در کنار دیگر عوامل زمینهساز این پدیده تاکید شده است.
همچنین در مبارزه با تروریسم نباید به گونهای تفسیر و رفتار نمود که برخلاف موضع و نظر بسیاری از کشورها، مبارزات آزادیبخش ملتهای تحت اشغال بیگانه نیز به بهانهی مقابله با اقدامات تروریستی سرکوب گردد و یا دستاویزی به ظاهر قانونی به قدرتمندانی داده شود که به بهانه مبارزه با تروریسم بتوانند به سرکوب مخالفین بپردازند، زیرا در این صورت باید انتظار داشت که بجای خشکاندن ریشههای تروریسم، دامنه آن وسعت بیشتری یابد.
آقای رییس!
در سالهای اخیر سخن مشترک همه اعضای جامعه جهانی آن است که برخورد با چالشهای نوین جهانی نیازمند ساز و کار متناسب و پرتوان و با ظرفیت است. از جمله اینکه در ضرورت تجدید ساختار سازمان ملل متحد به درستی استدلال میشود که این سازمان با امکانات و ظرفیتهای 60 سال گذشته نمیتواند بطور موثر با چالشهای جدید و پیچیده امروز برخورد کند و نیازمند ابزار و اختیارات جدید و اصلاح برخی نگرشها و ساز و کارهای قدیمی است، سخن درستی است. بر همین اساس نیز فرآیند اصلاحات در سازمان ملل شروع شد که همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز بر ضرورت تجدید ساختار سازمان ملل تاکید کرده و نمایندگان آن در مباحث مربوطه به طور فعال شرکت و نقطه نظرات خود را اعلام کردهاند. اما در کنار اصلاحات سازمان ملل باید تغییراتی در نگرشهای قدیمی برخی از کشورهای قدرتمند نیز ایجاد شود. اگر معتقدیم که امروز سازمان ملل با ساختار 60 سال گذشته کارآیی مورد انتظار را ندارد به یقین کشورهای قدرتمند نیز باید بدانند که سیاستها و افکار گذشتهای که مثلا9 قدرت و زور را حق میدانست و به یک کشور قدرتمند، به صرف قدرت برتر، اجازه انجام هر کاری را میداد، منسوخ شدهاند.
نباید اجازه داد که این تفکر که سازمان ملل صرفا9 یک بنگاه خیریه برای کمکهای بشر دوستانه است این سازمان را از مسیر خود منحرف سازد و نباید اجازه داد همان تفکر در قالب اصلاح ساختار سازمان ملل، این سازمان را به صورت ابزاری در خدمت اهداف غیر صلحآمیز در آورد.
امروز اساس روابط بین کشورها بر احترام متقابل، پرهیز از توسل به زور و تاکید بر حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بویژه از طریق گفتگو است. نقش مجالس نیز در این میان بسیار حساس و حیاتی است زیرا بنیان کار مجالس در تنظیم و تدوین قوانین مشکل گشا و کارساز بر گفتگوی منطقی، استدلال و توسل به عرف و رویههای حقوقی و قانونی است. امیدوارم بتوان با تاکید مجدد و مکرر همه روسای مجالس و سیاستمداران بر گفتگو و مفاهمه، در فرآیند حل و فصل مشکلات، موثرترین و کم ضررترین شیوهها را انتخاب و تجویز نمود.
آقای رییس!
اعلامیه هزاره و اهداف توسعهای آن تحول مهمی در اجماع و همکاری بینالمللی برای مشارکت در ارتقای گفتمان توسعه و توجه به ابعاد مهم همکاریها در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی بوده است و بدیهی است که بسیج منابع مالی بین المللی و ایجاد زیر ساختها، ظرفیتها و نهادهای لازم داخلی همچنان دو مولفه اساسی برای دستیابی به توسعه است. جمهوری اسلامی ایران اهداف توسعه هزاره را در چارچوب گسترده «توسعه اجتماعی» تعقیب میکند. از این رو، اهدافی مانند فقرزدایی، اشتغال مولد، آموزش، بهداشت، توانمند سازی زنان، حفاظت از محیط زیست و همکاری بینالمللی برای توسعه همواره در گذشته در برنامههای پنجسالهی توسعهی کشور مد نظر قرار داشتهاند. در طول پنج سال گذشته در جمهوری اسلامی ایران تلاش قابل توجهی برای دستیابی به توسعه فراگیر صورت گرفته است. به نحوی که آمار و ارقام و واقعیات موجود نشان از توفیق نسبی این تلاشها میدهد، اگرچه هنوز چالشهای عمدهای در مسیر پیشرو داریم. در این راستا اولین گزارش اهداف توسعه هزاره جمهوری اسلامی ایران که در دسترس شما حضار محترم قرار گرفته میتواند فرصت جدیدی را برای اطلاع از پیگیری نظام یافته این اهداف در برنامههای پنجساله توسعه بوجود آورد.
مجلس شورای اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از اعضای فعال اتحادیه بینالمجالس همواره در تلاش بوده است تا بر اساس ایدهها و ارزشهای دین اسلام که مورد قبول و استقبال اکثریت قاطع مردم ایران قرار گرفته است به رسالت خود در تنظیم قوانین و مقرراتی که کمک به رفع ظلم و تبعیض و برقراری عدالت نماید، عمل کند. در این راه اگرچه توفیقات قابل ملاحظهای بدست آمده است اما اعتقاد بر این است که تجربیات بشر بدلیل نقاط اشتراک فراوان آن میتواند با ملاحظه شرایط و ویژگیهای ملی و بومی مورد تبادل قرار گیرد. بر همین اساس مجلس شورای اسلامی همیشه از تعامل سازنده با دیگر مجالس جهان استقبال نموده است. چنین اجلاسهای مهمی که در عالیترین سطح برگزار میشود نیز میتواند و در واقع باید زمینههای تبادل آراء و تجربیات مجالس را در مقاطع آتی فراهم تر آورد.
آقای رییس!
تجربه همکاریهای نزدیک میان اتحادیه بینالمجالس و سازمان ملل بویژه پیرامون برخی موضوعات و زمینههای خاص، تجربه موفقی بوده است که باید با تعریف فراتر از ساختار و شیوه همکاریهای آتی بر دامنه آن تجارب افزود. امیدوارم با توجه به مقام ناظر اتحادیه در مجمع عمومی، مشارکت مستقیم اتحادیه در برنامههای مربوط سازمان ملل همچنان با روندی رو به رشد ادامه یابد.
از صبر و حوصلهای که بخرج دادید، متشکرم.