در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سالی است که بحث ضرورت کسب و حفظ کرسیهای بینالمللی برای ورزش کشور بیشتر از همیشه دهان به دهان میچرخد، بحثی که کسی منکر آن نیست و میتوان گفت گاه همچون نان شب برای ورزش واجب است. به طور طبیعی نشست دیروز ورزشیها را که با همین محور برگزار شد مثل جلسات مشابه قبلی باید به فال نیک گرفت، اما واقعیتی که در این میان باید بجد مورد توجه و بازنگری قرار گیرد وضع فعلی دیپلماسی ورزش ایران است. باید تعارف را کنار گذاشت و این واقعیت را پذیرفت. در دیپلماسی ورزش اگر منفی نباشیم، صفر هستیم. جالب اینکه چندی پیش کمیته ملی المپیک در گزارشی تعداد کرسیهای بینالمللی ورزش ایران را چیزی حدود 200 کرسی دانست، اما کدام اهل فن است که نداند عضویت در فلان کمیته تشریفاتی فلان فدراسیون جهانی که گاه چند ده عضو دارد که کرسی حساب نمیشود. اصولا این قبیل سمتها بیشتر به درد رزومه شخصی افراد میخورد. اما به واقع مجموع کرسیهای با ارزش ورزش ایران- در قیاس با کرسیهای تشریفاتی فاقد ارزش- به زحمت به تعداد انگشتان یک دست میرسد و مسئولان ورزش، در وهله اول باید تعارف را کنار بگذارند. در این باره تدوین یک استراتژی جدید بسیار ضروری است،استراتژی که دیگر همچون گذشته دل به گزینههایی خوش نکرد که یا هیچ سر رشتهای در ورزش مربوط ندارند یا اصولا به هیچ زبان بینالمللی تسلط نداشته و همه نقش آنها در آن سوی مرزها در چند تا اوکی اوکی گفتن خلاصه میشود. چندی پیش وقتی یکی از مدیران ورزش از سمتش جابهجا شد، برخی چنان شهر را شلوغ کردند که ای وای مبادا از توانایی بینالمللی این مدیر استفاده نکنیم، گویی چند کرسی بینالمللی ما به زلف این فرد و این قبیل افراد گره خورده است که از جابهجاییشان از این نظر زانوی غم بغل بگیریم، اما به واقع این سوال جدی مطرح است که کدام کرسی؟
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: