در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا به حال در بازیهای فراوانی تلاش شده جنگ به تصویر کشیده شود و بندرت عناوینی مانند Valiant Hearts پیدا میشود که خارج از لباس سربازی که برای نجات جان خود دنیا را به خاک و خون میکشد، جنگ را از زاویه دیدی جدید و متفاوت تصویر کند.
This War of Mineعنوانی است که حدود ده روز از عرضهاش میگذرد و اگر اسم آن را در ستون بازی هفته شمارههای گذشته پیدا نمیکنید، به این دلیل است که خیلی ناگهانی و بیخبر سر و کلهاش پیدا شد. این بازی را میتوان به نوعی ترکیبی از Papers, Please و
State of Decay در نظر گرفت. اشتباه نکنید، خبری از زامبی و دنیای آخرالزمانی نیست.
همین قضیه در باورپذیرترشدن و ارتباط بیشتر مخاطب با بازی نقش مهمی دارد، زیرا چیزی که در بازی میبینید میتواند در همین دنیای عادی برای شما نیز اتفاق بیفتد یا شاید بزرگترها که جنگ تحمیلی را پشتسر گذاشتهاند، نمونه مشابه آن را تجربه کرده باشند یا حداقل اتمسفر بازی را بهتر درک کنند.
به هر حال سبک بازی، بقا یا Survival است و داستان آن در بستر جنگی داخلی در یک کشور خیالی رخ میدهد و به جای نمایش جبهه نبرد و کشتار جنگ، مصائب و مشکلات افراد عادی جامعه درگیر جنگ را نمایش میدهد تا مفهوم ویرانگری جنگ را نهفقط از جنبه ظاهری بلکه روحی و روانی نیز دریابیم.
دو شخصیت اصلی بازی «برونو» و «پاول» نام دارند و شخصیت سوم نیز متغیر است؛ در تجربه ما یک خانم روزنامهنگار و یک آتشنشان این نقش را بهعهده گرفتند. کشور در جنگ و قحطی است، مردم عادی که از آتش گلوله و برخورد مستقیم با دشمن در امان بودهاند، حالا با تهدیدی خطرناکتر مواجه هستند، زنده ماندن در شرایط جنگ به این معنی که آب و غذا کمیاب است، دارو بسختی پیدا میشود و یافتن پناهگاه و تختی برای استراحت بسیار دشوار است. هدف شما در بازی تلاش برای زنده نگه داشتن سه شخصیتی است که در اختیار دارید.
گیمپلی دو ساختار شب و روز دارد، شبها میتوانید یک نفر را برای یافتن تجهیزات، مواد غذایی، سلاح و هرچیزی که لازم میدانید به خانهها یا مناطق دیگر بفرستید و دو نفر دیگر را برای استراحت یا نگهبانی از پناهگاه خود ساماندهی کنید. شایان ذکر است شخصیتهای مختلف ظرفیت کولهپشتی متفاوتی دارند؛ پس همیشه سعی کنید فردی که بیشترین ظرفیت کولهپشتی را دارد به دنبال ملزومات خود بفرستید تا با دست پرتری بازگردد.
در طول روز باید به نیازهای کاراکترهای خود پاسخ دهید، مثلا افراد خسته را بخوابانید، زخمیها و بیمارها را درمان کنید یا آب و غذایی برای شکمهای گرسنه تدارک ببینید. البته این تمام مسئولیتهای شما در روز نیست، زیرا در پایگاه خود با استفاده از ابزار و مواد اولیهای که به دست آوردهاید باید به ساخت وسایل و تجهیزات مختلف اقدام کنید که بعضی از آنها خود نیاز دارند که ابتدا کارگاه تخصصی آنها را بسازید. ضمنا با ارتقا دادن این کارگاهها و ابزارهایی که میسازید میتوانید کارایی آنها را بهبود بخشید.
عامل دیگری که باید نگرانش باشید، دمای هواست. در چند روز اول هوا نسبتا خوب است و به مشکل چندانی نمیخورید، اما با سرد شدن هوا باید اقدام به ساخت بخاری و همچنین تامین سوخت مثل چوب و کتاب برای آن کنید. همانطور که شما در شبها به دیگر مکانها سرک میکشید، ممکن است دزدان هم به پناهگاه شما حمله کرده و علاوه بر دزدیدن اجناس، افرادتان را هم زخمی کنند. برای اجتناب از آنها بهتر است روزنهها و حفرههای پناهگاه خود را بپوشانید، اما اگر بیمار به همراه خود داشته باشید چه؟ یا باید اقدام به یافتن دارو کرده یا به ساخت کارگاه مرتبط به کشت و پرورش و نهایتا تهیه دارو دست بزنید.
در هر محیط تعدادی نقطه تعاملپذیر وجود دارد که کاراکترها با جستجوی آنها به اجناسی دست مییابند، اما گاهی با درهای قفل شده نیز مواجه میشوید که باز کردن آنها به ساخت ابزارهایی مشخص نیاز دارد. نکته طلاییThis War of Mine انتخابهایی است که پیشرویتان قرار میدهد. مواردی که نه خوب هستند و نه بد و بازی شما را قضاوت نمیکند. برای نجات جان خود و دوستانتان حاضرید غذای دیگران را بدزدید یا آنها را کشته و اموالشان را بردارید؟ وقتی در طول روز همسایههای باقیمانده سراغتان میآیند و از شما درخواست کمک کرده یا پیشنهاد معامله میدهند؛ پاسختان چیست؟ در حالی که دوست و رفیق غارتان از شدت بیماری درحال مرگ است، آیا به کودکانی که به امید دریافت دارو برای نجات جان مادرشان سراغتان میآیند دارو میدهید؟ ترجیح میدهید با مردم از راه تعامل و صحبت ارتباط برقرار کنید یا به زور سلاح؟ اولویت شما در چنین زمانی از جنگ چیست، میخواهید تختی برای خوابیدن داشته باشید یا غذایی برای خوردن و آبی برای نوشیدن یا سلاحی برای غصب کردن داراییهای دیگران؟
This War of Mine با گرافیک واقعگرایانه، اما ساده خود و ساختار گیمپلی زیبایش سوالهای اخلاقی و روانی زیادی در شما بوجود میآورد و مورد تشویق یا نکوهش قرارتان نمیدهد، به هر حال خاکستری بودن ذات جنگ است. اگر بعد از مدتها دلتان برای یک عنوان تاملبرانگیز تنگ شده و میخواهید با سلولهای خاکستری مغزتان آشتی کنید، تجربه این بازی را به شما توصیه میکنیم. هم قدرت رهبری و مدیریت بحران خود را درک میکنید و هم تاحدودی به جنبههای تاریک یا روشن ذات خود پی خواهید برد.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: