در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته گاه معنای «انتفاضه» با معنای «انقلاب» در هم آمیخته میشود، در صورتی که چنین نیست و در واقع انتفاضه فلسطینیها با مبارزه واقعی این ملت در طول تاریخ عجین شده است. انتفاضهها تقریبا از یک ربع قرن پیش شروع شد، یعنی زمانی که رفتهرفته ابعاد طرح صهیونیستی ـ استعماری در سرزمینهای اشغالی معلوم و روشن شد که دوران قیمومیت بریتانیا بر فلسطین سپری و به یک مرحله جدید یعنی تاسیس عملی و واقعی یک دولت یهودی منجر شده است.
در همین رابطه شاید بتوان تحولاتی را که به «انقلاب البراق» در سال 1929 معروف شد، یکی از اولین انتفاضهها دانست. بعد از آن بود که انتفاضه عزالدین قسام در نیمه اول دهه 30 قرن بیستم شکل گرفت و به دنبال آن درگیریهای سال 1936 که به «انقلاب بزرگ» موسوم شد. این مبارزات همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال 1939 و زمانی متوقف شد که امرای عرب و روسای جمهور کشورهای منطقه در مساله فلسطین دخالت کردند.
گرچه به دشواری میتوان برای انتفاضه یک تعریف علمی مشخص و جامع پیدا کرد و در بیشتر این مبارزات رگههایی از انتفاضه مشاهده میشود، با این حال میتوان گفت اساس و پایه محوری در هر انتفاضهای این است که ابتکار عملهای مردمی در پیشاپیش حوادث بود و نقشی تعیینکننده در آنها داشته است. به دنبال این حرکتهاست که پیشنهادهای رهبران سیاسی میآید؛ ابتکار عملهایی که گاه با یک انتفاضه همخوانی داشته و گاه نیز همخوانی ندارد و حتی برای مهار آن تدارک دیده شده است.
به هر حال آنچه را این روزها در کرانه باختری و بخصوص شهر بیتالمقدس اتفاق میافتد، میتوان مقدمات طبیعی یک انتفاضه مردمی دانست که در صورت استمرار باید آن را انتفاضه سوم نامید. اسرائیل نیز با درک همین موضوع است که با همه توان و با راهکارهای مختلف درصدد مقابله با آن برآمده است.
با این حال اگر نگاه سریعی به شرایط کنونی فلسطین و کشورهای عربی داشته باشیم، یعنی شرایطی که قاعدتا این انتفاضه باید در ظرف آن تحقق پیدا کند، درمییابیم که این انتفاضه اگر هم استمرار پیدا کند یکی از سختترین انتفاضههایی خواهد بود که ملت فلسطین از ابتدای مبارزه خود تاکنون در پیش داشته است.
یکی از دلایل شکلگیری چنین تحلیلی، اوضاع داخلی فلسطین و برخی اختلافات رهبران فلسطینی است و مساله دوم در ارتباط با نقش استراتژیک مصر است که هیچ چشماندازی برای تغییر آن ملاحظه نمیشود. مصر از زمان «معاهده کمپ دیوید» به قفل و زنجیر کشیده شد و همچنان در این زنجیر باقیمانده است. وقتی مصر نباشد دیگر حکومتهای عربی نیز بهانه کافی برای بیتحرکی خود دارند و میگویند مصر که بزرگترین کشور عربی است هیچ تحرکی از خود نشان نمیدهد. بنابراین کنار کشیدن مصر از مساله فلسطین راه را برای فرار بقیه کشورها نیز هموار کرده است. این روند تا به جایی رسیده است که کشورهایی هم که معاهده کمپ دیوید را امضا نکردهاند، گویی به نحوی عمل میکنند که این معاهده را امضا کردهاند.
برخورد سرد و رسمی کشورهای عرب در برابر تجاوزات صهیونیستها به مسجدالاقصی که صرفا برای تسلط کامل بر آن صورت میگیرد و اینها فقط مقدمهچینی برای آن هدف بزرگتر است، این نگرانیها را دوچندان میکند. این برخوردهای سرد بر انتفاضه فلسطینیها تاثیری منفی خواهد گذاشت؛ انتفاضهای که هرچه بوده تاکنون مانع آن شده است که اسرائیلیها بتوانند طرحهای خودشان را در مورد مسجدالاقصی پیاده کنند. احتمال تکامل این انتفاضه کم نیست؛ هرچند احتمال ناکام ماندن یا مهار آن نیز کم نیست. برای همین است که گفته میشود ما در برابر تولد انتفاضه سوم قرار داریم و این یکی از سختترین انتفاضهها از ابتدای قرن بیستم تاکنون است.
منبع: السفیر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: