نرگس آبیار هوشمندانه تلاش کرده است در دام ملودرام‌های پرسوز و گداز و احساسی‌گری غلیظ نیفتد

ضد تعلیق

شیار 143 بیش از هرچیز یک روایت مادرانه از جنگ یا روایتی جنگی از مادر است و نقطه قوت فیلم دقیقا در بازنمایی همین موقعیت است. به همین دلیل شیار 143 را می‌توان فیلمی شخصیت محور دانست که همه چیز حول تجربه‌های مادرانه یک زن شکل گرفته و به همذات پنداری عاطفی شدید مخاطب با وی می‌انجامد.
کد خبر: ۷۴۳۳۸۷

طبیعتا بازی خوب و تاثیرگذار مریلا زارعی نیز در شکل‌گیری شخصیت الفت(که حالا به یکی از شخصیت‌های زن در تاریخ سینمای دفاع مقدس بدل شده است) و همراه کردن مخاطب با تجربه درونی‌اش را نباید دست‌کم گرفت. ممکن است قصه فیلم به فراموشی سپرده شود اما شخصیت الفت و بازی مریلا زارعی در ذهن‌ها می‌ماند. شیار 143 در واقع روایتی روانشناختی از انتظار و رنج‌های یک مادر است که فرآیند این رنج مادرانه در طول فیلم به تصویر کشیده می‌شود.

نرگس آبیار تلاش کرده از روشی مینی مالیستی در روایت استفاده کند و این تمهید هوشمندانه کمک می‌کند قصه‌ای که بشدت ظرفیت تبدیل شدن به یک قصه سانتی‌مانتال و ملودرام پر سوز و گداز را دارد در ورطه سانتی مانتالیسم و احساسی‌گری غلیظ نیفتد. کاش کارگردان همین هوشمندی را تا پایان فیلم حفظ می‌کرد و سکانس پایانی، وقتی که الفت در موقعیت رمزگشایی قرار است با تابوت فرزندش دیدار داشته باشد تبدیل به کلیپ‌های تلویزیونی نمی‌شد. شاید این صحنه از حیث تاثیرگذاری و حسی، مخاطب را بشدت تحت‌الشعاع خود قرار دهد بویژه مخاطب ایرانی که علاقه‌مند به تماشای صحنه‌های ملودرام است اما از حیث ساختاری و اجرا یک نوع تضاد و دوگانگی بین پایان بندی به عنوان پرده سوم با پرده اول و دوم فیلم ایجاد می‌کند. اگرچه روایت موازی در آغوش‌گرفتن استخوان‌ها که در پوشش کفن شبیه یک نوزاد شده با صحنه‌های مرتبط با کودکی یونس بی‌اغراق بی‌نهایت زیبا و عاطفی است، اما با ورود موسیقی و تغییر در زاویه دید، تصویربرداری و نماهایی که با برش‌های منقطع همراه می‌شود فیلم را از یکدستی در روایت و انسجام درونی‌اش خارج می‌کند. کاش برای سکانس پایانی به غیر از عناصر و مولفه‌های حسی از عناصر نمایشی ساختارمندتری استفاده می‌شد.

شیار 143 فارغ از نسبت ساختاری با خط اصلی قصه واجد نماها و سکانس‌های تاثیرگذار و سینمایی خوبی است. یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین آنها صحنه‌ای است که مهران احمدی در درز یک دیوار حلبی به جنازه‌هایی که در یک منطقه بین‌مرزی به صف کشیده شده‌اند می‌نگرد و بعد در تنهایی خویش بغضش ترکیده و گریه می‌کند. این صحنه نمونه‌ای از همان روایت مینی‌مالیستی و غیرسانتی‌مانتالی است که کارگردان هوشمندانه در لابه‌لای قصه خود گنجانده و نمونه‌های کوتاه دیگری از این موقعیت را بازهم در جاهای دیگر فیلم شاهدیم. اگر قرار باشد یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌های فیلم را نام ببریم که واجد درک روا‌ن‌شناختی درست و دقیقی از تجربه مادرانه است باید به سکانسی اشاره کنیم که خبر و نوید دیده شدن یونس به الفت گفته می‌شود. واکنش الفت که با یک نوع شوک عاطفی همراه می‌شود و نمایش ذوق‌زدگی او به زیبایی تمام در اجرای مریلا زارعی به نمایش گذاشته می‌شود.به این صحنه تماشایی باید ایده خوب رادیو را هم اضافه کرد که آن را دائم به کمرش بسته تا خبر اعلام اسامی اسرای جنگی از رادیو عراق را بشنود تا شاید نام پسرش اعلام شود. این رادیو به‌تدریج به هویت فردی‌‌ ـ‌‌ اجتماعی او تبدیل شده و کمک می‌کند در شخصیت‌پردازی الفت بخوبی نشانه‌شناسی شود.

فیلم از طریق روایت قصه توسط یک گروه پژوهشی درباره الفت و یونس لحنی مستند و رئالیستی به قصه می‌بخشد، اما مشکل اینجاست که در پایان فیلم، سرانجام این گروه تحقیق به عنوان یک خرده روایت به حال خود رها می‌شود و به دلیل حضور شخصیت جواد عزتی به عنوان یکی از اعضای گروه تفحص در این مستند جستجوگرانه، تعلیق قصه را از بین می‌برد. در نیمه‌های فیلم مخاطب متوجه می‌شود او عضوی از گروه تفحص است و متوجه می‌شود یونس مفقودالاثر شده است، لذا یک نوع تعلیق‌زدایی زودرس اتفاق می‌افتد و از نیمه فیلم به بعد مخاطب تنها منتظر می‌ماند که ببیند الفت کجا و کی متوجه این خبر می‌شود. در واقع از حیث روایی این تمهید به ضدخودش بدل شده و در واقع موجب لو رفتن قصه و تعلیق‌زدایی از فیلم می‌شود.

شیار 143 اگر این خلأ‌های فیلمنامه‌ای را پر می‌کرد و از گسست ساختاری خود می‌کاست به فیلم تمام عیاری در حوزه سینمای دفاع مقدس مادرانه بدل می‌شد. با این حال فیلم را می‌توان ادای دینی ارزشمند به مادران شهید دانست که عناصر مفهومی مانند درد و رنج آنها و مفاهیمی مثل انتظار، ایثار، رنج مادرانه و شهادت‌طلبی و میهن‌دوستی در پس تماشای قصه به ادراک مخاطب می‌نشیند.

سیدرضا صائمی ‌‌/‌‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها