تاریخ از ورای متون

علم تاریخ از جهات مختلف همواره مورد توجه افراد و جوامع بوده است.از یونان باستان تا زمان حال ، افراد و گروه های بسیاری بر جنبه های اخلاقی و عملی تجارب تاریخی توجه نموده اند.
کد خبر: ۷۴۳۲۵
مولای متقیان حضرت علی در وصیت خود به امام حسن می فرمایند: «پسرم ! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام ، اما در کردار آنها نظر افکندم ، در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکی از آنان شده ام ، بلکه با مطالعه تاریخ آنان ، گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده ام ، پس قسمت های روشن و شیرین زندگی آنان را از دوران تیرگی شناختم و زندگانی سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایی کردم ، پس از هر چیزی مهم و ارزشمند آنان را و از هر حادثه ای ، زیبا و شیرین آن را برای تو برگزیدم و ناشناخته های آنان را دور کردم .»
حضرت علی در این نامه چنین عنوان می نمایند که با بهره گیری از توشه پر بار معرفتی & به دست آمده از سیر در تاریخ ، به امر تربیت امام حسن اقدام نموده اند.
آموزش تاریخ از حیث اجتماعی نیز به عنوان یکی از ابزارهای بسیار موثر در ایجاد، حفظ و تقویت همبستگی اجتماعی و شور و هیجان مل^ی است که جهت ایستادگی در برابر بیگانگان در طول تاریخ ایفای نقش نموده است.
در جوامع دینی و به طور مثال در جامعه اسلامی ایران ، وجه دیگری از اهمیت علم تاریخ در ارتباط آن با علم ادیان و به طور خاص علم کلام قابل بررسی است.
در این ارتباط سوالاتی از قبیل : «ماهیت حقایق تاریخی و حقایق دینی و رابطه آنها با هم چگونه است ؛»، «وقایع تاریخی چه تاثیری بر مضامین و محتوای پیام های الهی و فهم و تفسیر آن خواهند داشت ؛»، «روش شناسی و ابزارهای کشف و داوری در این دو علم چه نسبتی با هم دارند؛» و به طور مثال «آیا گزاره های یکی از این دو علم ، توسط گزاره های علم دیگر قابل اثبات یا ابطال است ؛» و «در صورت تعارض میان احکام یک علم با احکام علم دیگر چه راهی را باید در پیش گرفت ؛» و... از سوالات مهمی است که ارائه پاسخ شایسته و مکفی را طلب می نمایند.سوالات دیگری نیز در ارتباط با علم تاریخ که ابعاد فلسفی و روش شناختی دارند، مطرح هستند.
به طور مثال این که «آیا شناخت تاریخی ، می تواند شناختی فارغ از ارزش ها و بینش های مورخ باشد؛»، «بهره گیری از گونه های مختلف تبیین (به طور مثال تبیین های عل^ی ، عقلانی و روایی ) چه تاثیری در روش تحقیق در تاریخ و تاریخ نگاری خواهد گذاشت ؛»، «علم تاریخ چه ارتباط مفهومی ، روشی و غایتی با علومی همچون جامعه شناسی دارد؛» و... طبیعی است که متون تاریخی به تنهایی نمی توانند از عهده پاسخ به بسیاری از سوالات و نیازهای فردی ، اجتماعی و معرفتی یاد شده برآیند، به طور مثال عبرت آموزی از تاریخ ، علاوه بر نگاه درونی به گزاره های تاریخی و شناخت و تحلیل آنها، مستلزم کشف قوانین حاکم بر جوامع و شناخت تحولات آنها در طول تاریخ است.
در پرتو کشف سنت های تاریخی است ، که می توان موقعیت خود را در جامعه سنجید و نسبت به آینده پیش بینی هایی هر چند تقریبی انجام داد و به انتخاب شایسته مسیر اقدام کرد و همین امر توجه به تاریخ تحلیلی و نگاه بیرونی و درجه دوم به تاریخ را در کنار تاریخ روایی و نگاه درونی و درجه اول به تاریخ ضروری می نماید.
از حیث معرفتی نیز سوالاتی نظیر سوالات مطرح شده در بالا که پاسخ علمی به آنها از یک سو مستلزم انجام کاوش های عمیق و دقیق در حوزه فلسفه دین و فلسفه علوم اجتماعی و از طرف دیگر مستلزم بازنگری تحلیلی در متون تاریخی و همچنین گسترش و تعمیق مباحث روش شناختی و فلسفی در باب تاریخ است ، تا فراهم نشدن مقدمات لازم ، به صورت سوالاتی بی پاسخ ، یا سوالاتی با پاسخ های اجمالی باقی خواهند ماند.
با در نظر گرفتن اهمیت های چند جانبه تاریخ در زندگی فردی و اجتماعی ، وجود سوالات و ابهامات موجود در تاریخ ، ارتباط تاریخ با دیگر علوم و ... ضرورت توجه به مباحث روش شناختی و دقت نظرهای فلسفی درباره تاریخ و تاریخ نگاری آشکار می گردد.
حال پس از درک این ضرورت ، اگر به آثار منتشر شده به زبان فارسی ، در این موضوع مراجعه نماییم ، درخواهیم یافت که تناسب شایسته ای میان کمیت و کیفیت آثار منتشر شده و نیازهای علمی و عملی موجود در جامعه وجود ندارد. در میان آثار تالیفی در دو حوزه فلسفه علم تاریخ و فلسفه نظری تاریخ در ایران ، بخش عمده ای به طرح دیدگاه ها، در زمینه مباحث فلسفه نظری تاریخ اختصاص دارد که معلول فضای فرهنگی ، اجتماعی و ایدئولوژیک دهه های 50و 60 ایران بوده و در تقابل با عقاید فلسفی ، تاریخی و اجتماعی مارکسیسم منتشر گردیده است.
در حال حاضر نیز هرچندکه برخی از مسایل این حوزه هنوز از اهمیت علمی و فلسفی برخوردار است ، لیکن کمتر نشانی از رغبت اندیشمندان به این حوزه از مباحث فلسفی تاریخ به چشم می خورد.
در حوزه فلسفه علم تاریخ نیز هر چند که آثار زیادی تا کنون به زبان فارسی ترجمه و تعداد کمتری هم تالیف شده است ، اما این حوزه از مباحث فلسفی تاریخ هنوز آن چنان که شایسته است ، مورد توجه و استقبال گسترده جامعه علمی و به خصوص تاریخ پژوهان کشورمان قرار نگرفته است.
در این زمینه دلایل چندی قابل بررسی است .
به طور مثال :
1-انگیزه های طرح مباحث فلسفه علم تاریخ آن چنان که باید و شاید (به طور مثال آن چنان که در دهه شصت در حوزه فلسفه نظری تاریخ وجود داشت ) هنوز در جامعه علمی کشور به وجود نیامده است .
2-خیل عظیمی از دانشجویان و حتی محققان ، اصولاعلاقه ای به مباحث پیچیده فلسفی نشان نمی دهند.
3- کیفیت ترجمه برخی از آثار به گونه ای است که برای اکثر دانشجویان و محققان علاقمند، اما ناآشنای به این مباحث ، قابل استفاده نیست .
4-مثال های تاریخی موجود در آثار ترجمه شده فلسفه علم تاریخ ، برای جمع کثیری از دانشجویان و محققان ناآشنا بوده و این امر فهم مطالب را دشوار ساخته و درک اثرات شگفت انگیز تغییر نگرش فلسفی و روش شناختی در دستاوردهای پژوهشی تاریخ را با مشکل روبرو ساخته است.
5-محدودیت های نظری و عملی چندی در راه گسترش مطالعات میان رشته ای در کشور ما وجود دارد و طرح و گسترش مباحث فلسفه علم تاریخ نیز با چنین محدودیت هایی روبه رو گردیده است و... بر این اساس شایسته است که جامعه تاریخ پژوهان کشور و دیگر پژوهشگران و اساتید گرانقدری که علاوه بر آشنایی با تاریخ ، با علوم انسانی دیگر از جمله جامعه شناسی ، علوم سیاسی ، فلسفه و به خصوص فلسفه علم آشنایی دارند، از طرفی با بهره گیری از مثال های تاریخی مربوط به اسلام و ایران نسبت به طرح ساده مباحث فلسفه علم تاریخ ، برای دانشجویان و مبتدیان این عرصه ، در قالب تالیف کتب و تدریس درس فلسفه علم تاریخ اقدام نمایند و از طرف دیگر ضمن در نظر داشتن حیطه های خاص مفهومی ، روشی و غایتی هر یک از علوم ، روش تحلیلی را در تاریخ نگاری خود به کار گرفته و باب مطالعات میان رشته ای بین تاریخ و دیگر علوم انسانی را باز نماید و مشکلات نظری و روش شناختی پیش روی را مرتفع سازند و بی شک فتح باب این مطالعات میان رشته ای هم موجبات بهره مندی تاریخ را از علوم دیگر فراهم می کند و به غنای هر چه بیشتر آن می انجامد و هم مواد خامی را برای تحقیقات دیگر علوم انسانی فراهم می آورد.

سید محمدتقی موحد ابطحی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها