در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او نقاشی را به صورت خودآموز یاد گرفته و پس از سه نمایشگاه عکس، نخستین نمایشگاه نقاشیاش را سال گذشته در همین گالری طراحان آزاد برپا کرد. این نقاش جوان در خلق آثارش روند تجربی را پیگیری میکند. چنانچه درنمایشگاه قبل، ابعاد چهره را بزرگ نقش میکرد و بر رفتار نقاشانه روی سطح بوم تاکید داشت، اما در این نمایشگاه فیگور ایستاده را با پرداخت ظریفتری ارائه داده و بیشتر درگیر درون بوم است.
سلمان خوشرو درباره آثار تازهاش میگوید: این آثار با تکنیک پرداخت و لایهسازی شکل گرفته است. در این زمینه بیشتر به دنبال این بودم که قابلیت لایههای رنگ را کشف کنم. باتوجه به اینکه کار سخت و زمانبری است بیشتر دنبال این بودم که با رنگ آشنا شوم و برای آینده از این سبک در کارهایم استفاده کنم.
انتخاب نام «پروتگونیست» برای این نمایشگاه تامل مخاطب را برمیانگیزد. هنرمند در اینباره چنین بیان میکند: پروتگونیست به شخصیتمحوری یک داستان یا روایت گفته میکند. من در تمام این سالها همواره به روایت علاقهمند بودهام. هر آدمی یک روایت شخصی دارد و این موضوع را برای کشف نقاشانه یا تصویرسازی جذاب میدانم. سالهاست درگیر این موضوع هستم و در کارهایم تاثیر میگذارد. وقتی یک پرتره میکشید دنبال هویت، روحیات و داستان زندگی آن شخص هستید.
خوشرو سال گذشته نمایشگاهی از پرترههایی را که با تکنیک رنگ و کاردک روی بوم خلق شده بودند، در گالری طراحان آزاد به نمایش گذاشت. ولی اینبار نمایی بزرگ و مساوی با تصویر یک انسان واقعی را روی بومهایش آورده است. او در اینباره اظهار میکند: از لحاظ معنوی و انسانی میان دو نمایشگاه تفاوتهای بسیاری وجود دارد. وقتی کادر را بزرگ میکنیم و روی چهره زوم میکنیم، به طبع تاثیر بسیار متفاوتی دارد تا اینکه فیگور ایستاده را در ابعاد واقعی بررسی کنیم. وقتی چهره بزرگی پیشرویمان باشد، درگیر پوست، میمیک و نگاه میشویم و این باعث میشود یک فضای خصوصیتر با پرتره داشته باشیم و فکرمان به سمت درون این فرد معطوف شود. مسائل روانی و هویتی را از این منظر مشاهده میکنیم و انگار پرتره در این لحظه پرده را پسزده و احساسات خودش را نمایان کرده است. در عوض، وقتی با فیگور ایستاده و ملبس مواجه میشویم، مسائل دیگری توجهمان را جلب میکند مانند: لباس، فضا، هیکل و رفتارفرد.
هنرمند در خلق این آثار از پس زمینههای تیره استفاده کرده و شاید به نوعی فیگور را در خلأ قرار داده است. او در این مورد چنین عنوان میکند: پس زمینه چیزی نیست که بتوان آن را حذف کرد و در سادهترین حالت یک دیوار خالی است. پس زمینه در درجه اول بیانگر فضای اطراف فیگور است و البته تنظیمکننده گرافیک تصویر. تیرگی یا روشنی پسزمینه در فضاسازی بسیار تاثیر میگذارد. به طور کلی در ادراک تصویری ما، پسزمینه روشن، نزدیک بودن دیوار را نشان میدهد و تیرگی، دور بودن دیوار را.
او در مورد انتخاب فیگورهایی که به تصویر کشیده است، چنین توضیح میدهد: این افراد از دوستان و آشنایان من هستند، ابتدا افراد زیادی را برای این نمایشگاه در نظر گرفته، از آنها عکس گرفتم و وقتی دیدم مطلوب کار هستند، آنها را انتخاب کردم. درواقع فیگور مناسب خودش را نشان میدهد. بعد از آن عکسها با فوتوشاپ ویرایش میشوند و سپس آنها را روی بوم به تصویر میکشم. وقتی فیگوری را به تصویر میکشم فقط ظاهر او درگیر کار نیست، بلکه هویت آن فرد تا اندازه زیادی در کار دخیل است.
نامهایی در کنار تابلوها دیده میشود. خوشرو درباره این عناوین میگوید: نام تابلوها اسم واقعی افراد است. پرترهها به خود افراد بسیار نزدیک هستند و من ترجیح میدهم نام اثر با هویت فرد سازگار باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: