این قوانین حمایتی، طیفی از قوانین زیرساختی مثل تعرفههای ترجیحی گمرکی، تعرفههای ترجیحی پست، پوششهای خرید کتابخانهای تا قوانین یارانهای مستقیم برای فروش و عرضه کتب و حقوق متعلق به آنها را شامل میشود. در کشور ما نیز این مسأله بهشکل مشهودی وجود داشته و دارد و در گذر زمان به تناسب شرایط اشکال مختلفی نیز به خود گرفته است؛ برای نمونه میتوان به یارانه خرید کاغذ در گذشته یا پرداخت یارانههای خرید کتاب در قالب بنهای خرید کتاب یا در شکل جدید آن به بنکارتها اشاره کرد.
حوزه نشر بینالملل و کتب خارجی نیز با عنایت به ماهیت خود که عرضهکننده کتابهای اورجینال و چاپشده در خارج از کشور بوده و عمدتا دارای قیمتهای نسبتا بالاتری نسبت بهکتب نشر داخل است همواره از پرداخت ارز یارانهای بهره برده و در گذشته با یارانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قالب نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، و یارانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در قالب نمایشگاههای علوم و بهداشت حمایت میشده است. این حمایتهای مالی که تأثیر بسزایی در فتح باب ورود کتابهای خارجی و فراهمآوری منابع دست اول علمی برای کشور و تولید علم در ایران داشت، بهمرور زمان و تغییر شرایط کمرنگتر و محدودتر شده است؛ به این صورت که در نوبت اول نمایشگاههای علوم و بهداشت تعطیل شدند و عملاً باعث ایجاد شکاف عمیق زمانی بین دو نمایشگاه کتاب تهران در عرضه کتاب خارجی شد. در این مرحله بود که انجمن فرهنگی ناشران بینالمللی ایرانیان که عمده موزعان و عرضهکنندگان کتب خارجی در ایران را تحت پوشش اعضای خود دارد تلاش کرد تا با برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتب کاربردی و دانشگاهی این خلأ را پر کند و در 11 دوره پیشین برگزاری خود نیز بحق تا حد زیادی جبرانکننده این نقصان بوده است؛ اما کاهش حمایتهای مالی به تعطیلی نمایشگاههای بهداشت و علوم ختم نشد و امتداد فشارهای ناجوانمردانه بینالمللی و مشکلات اقتصادی و وجود برخی مفاسد در شیوه تزریق مستقیم یارانه، بخش فروش ارزی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را نیز به چالش و در نهایت به تعطیلی کشاند. این موضوع همزمان با کاهش بودجه دانشگاهها و مؤسسات علمی کشور و همچنین رشد بیرویه قیمت ارز در بازه زمانی کوتاه، موجبات رشد هزینهها و کاهش فروش را فراهم آورد و توأمان شدن این دو مسأله ضربه شدیدی را به فعالان حوزه نشر بینالملل وارد آورد که قطعاً آثار مخرب آن را نمیتوان صرفاً از منظر اقتصادی تحلیل کرد؛ سرایت این مشکلات به حوزه تأمین منابع علمی کشور و بویژه برای دانشپژوهان، محققان و فرهیختگان کشور تبعات علمی و فرهنگی نه چندان خوشایندی همراه دارد که ضرورت حضور نهادهای ذیربط دولتی برای رفع این چالشها را هویدا و آشکار میسازد؛ به بیان دیگر عطف به مقدمات مطروحه در ابتدای این نوشتار، سوال کلیدی این است که اگر حمایت از صنعت نشر امری پذیرفته شده و ضروری باشد، آیا غیر از این است که در شرایط دشوار اقتصادی ضرورت وجود این حمایت بیش از پیش و مضاعف خواهد بود؟
نمایشگاه بینالمللی کتب کاربردی و دانشگاهی که اکنون در دانشگاه تربیت مدرس دوازدهمین دوره خود را پیشرو دارد شاخص خوبی برای بررسی و آسیبشناسی این حوزه است.
در واقع این نمایشگاه که بدون دخالت دولت و تنها به همت و اجرای بخش خصوصی برگزار میشود، در سالهای گذشته همواره تلاش کرده تا با ارائه روشهای نوینی در برگزاری نمایشگاه، کیفیت برگزاری، دسترسی مخاطب به اطلاعات، شفافسازی نحوه قیمتگذاری، توسعه خدمات آنلاین و مسائلی از این دست را ارتقا دهد، اما اکنون مشکلات فوقالذکر چنان فشار را زیاد کرده که انجمن فرهنگی ناشران بینالمللی ناگزیر به یافتن راههایی برای برونرفت از چالشها و کاهش فشارهای مالی شده است تا در عین برگزاری نمایشگاه از کیفیت محتوای کتب عرضه شده و جدید بودن آنها کاسته نشود؛ این گونه بود که انجمن تلاش کرد تا با استمداد از وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینههای نمایشگاه را تا حد مقدور بکاهد، ولی باید توجه داشت که مشکل فقط کاهش هزینهها نیست و مشکلات تحریم به شکل جدی دامن نشر بینالملل را گرفته است و برخی از ناشران برای دور زدن تحریمها و رساندن کتابهای جدید به بازار ایران ناگزیر به پرداخت هزینههای مازاد میشوند. همچنین رشد نرخ ارز باعث شده علاوه بر افزایش چشمگیر قیمت کتابها، هزینههای حمل و نقل و ترخیص کتب نیز به شکل قابل توجهی افزایش یابد. همه این هزینهها در نهایت بر قشر فرهیخته و طبقه علمی کشور تحمیل خواهد شد و باوجود اعمال تخفیفهای قابل توجه توسط موزعین و کارگزاران نشر بینالملل در نمایشگاه کاربردی و تزریق بنکارتهای کتاب از سوی وزارت ارشاد، همچنان خرید کتابها بویژه برای دانشجویان و استادان دشوار و سخت مینماید.
بنا به آنچه گفته شد و با توجه به حذف یارانههای ارزی ـ که به دلیل دشواریهای بروکراتیک و مفاسد آن در اساس، کار درست و بجایی بود ـ شاید وقت آن رسیده باشد که نوع حمایتهای دولتی که ضرورت وجودی آن بیش از پیش محسوس و ملموس است از شکل مقطعی به شکل زیرساختی تبدیل شود. به عبارت دیگر باید چارهای اندیشید تا با بهکارگیری همان بودجه ارزی در مسیری دیگر، زیرساختهایی مثل پست کتاب، هزینههای ترخیص گمرکی، عوارض حمل و نقل، تبلیغات، مالیات، بیمه و امثال آن با اعمال تعرفههای ترجیحی به شکل هدفمند و منسجم به نحوی موجب کاهش هزینههای سرباری توزیع و فروش شود. به این ترتیب نوعی ثبات در هزینه تأمین منابع علمی ایجاد میشود تا نوسانات بازار و تلاطمات اقتصادی نتواند در هر برههای بازار نشر را توفانزده کند.
حامد میرزا بابایی / مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بینالمللی ایرانیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم