درآرزوی طول عمر با عزت

پیشرفت های علمی که در زمینه تغذیه و پزشکی به دست آمده ، نمایانگر این است که امروزه ما بهتر تغذیه می کنیم و عمری طولانی تر داریم ، ولی آیا این قضیه حقیقت دارد؛
کد خبر: ۷۳۸۴۸
وقتی مرتب با اغذیه فروشی ها، رستوران ها و سوپرمارکت هایی که در سطح شهرها پراکنده اند و سراسر زندگی مدرن شهری ما را پوشانده اند روبه رو می شویم ، کمتر واژه سوئتغذیه به مغزمان خطور می کند، ولی واقعیت نگران کننده این است که باوجود این که بیشتر در ظاهر، شیوه زندگی نسبتا سالمی را در پیش گرفته ایم ، ولی دسترسی آسان به همه چیز و زیاده روی در آنچه خوب زندگی کردن یا رفاه می نامیم ، ممکن است خود اسباب مرگ زودرس ما را فراهم آورده باشد.
با در نظر گرفتن این واقعیت که بدن انسان براساس نظر بسیاری از کارشناسان فن برای عمر 120ساله ساخته شده است ، تنها معدودی از ما عمر را به صد می رسانیم.
تنها از هر 10هزار نفر، یک نفر به دلیل کهولت سن فوت می کند.
تعداد زیادی از ما علی رغم آنچه ظاهرا مرگ طبیعی خوانده می شود با مرگ زودرس ، یعنی خیلی زودتر از آن که دوران بیولوژیکی عمر ما طی شده باشد می میریم.
در حالی که مطالعات در زمینه کشت سلولی و همچنین وجود تعداد بسیار معدودی از افراد که بیش از صدسال عمر می کنند نشان می دهد که دوره زندگی طبیعی انسان ها بین 110 _ 120 سال است.
در گذشته مرگ بر اثر 2عامل اصلی یعنی عفونت یا جراحت به وقوع می پیوست.
طب در قرن بیستم بر این دو عامل مرگ آفرین غلبه کرده ، ولی در مقابله با عاملی تازه و مدرن به نام بیماری های زوال آور مزمن مانند گرفتگی عروق کرونر و سرطان مواجه است.
از هر 6نفری که به 60 سالگی رسیده اند، 5 نفر مبتلا به یکی از بیماری های زوال آور مزمن مانند بیماری گرفتگی عروق کرونر، آرتروز، پوکی استخوان ، آلزایمر و سرطان هستند اگرچه با استفاده از داروهای جدید می توان برخی علایم بیماری را تسکین داد، ولی این داروها موجب تغییر در بیماری اصلی نشده و بیماری همچنان به پیشرفت خود ادامه می دهد.
علت این است که داروها با عوامل به وجود آورنده بیماری مبارزه نمی کنند و ما باید صبر کنیم تا ابتدا بیماری تشخیص داده شود و سپس بیماری را با داروهای مختلف بمباران کنیم.
در حالی که وقتی علایم یکی از بیماری های مذکور پدیدار می شود که بیماری آسیب خود را به بدن وارد کرده و آنها دیگر قادر به بهبود آن نیستند.

زندگی ماشینی
همان طور که می دانیم قسمت اعظم بیماری های رایج در کشورهای پیشرفته ، به دلیل شیوه خاص زندگی آنان ، یعنی فقدان ورزش و سیگار کشیدن و سوئتغذیه ایجاد می شود.
بیماری هایی که به طور معمول منجر به مرگ ما می شوند دوره های طولانی کمون قبل از بروز علایم دارند.
این بیماری ها پیش از آن که علایم خود را بروز دهند سالها به کندی در داخل بدن ما در حال پیشروی هستند.
بیشتر افراد به ظاهر سالم در حقیقت از پیش بیمارند، زیرا زمینه های بیماری در بدن آنها وجود دارد تا این که سرانجام رشد کرده و احتمالا موجب مرگ آنان می شود، زیرا از همان ابتدا رگی در حال گرفتگی یا استخوان در حال پوک شدن یا سلولی در مغز آنان در حال مردن است ؛ البته نکته جالب و مقابل این قضیه این است که بدن توانایی کافی برای خودترمیمی و بازسازی دارد و اگر چنین نبود به احتمال زیاد در 40سالگی کار ما ساخته بود.
مساله این است که ذخیره های غذایی بدن ما بر اثر کمبود مصرف مواد مغذی تمام شده و در نهایت سیستم بازسازی کننده تحلیل می رود و دچار فرسایش می شود.
در حقیقت میزان فرسایش بر مقدار ترمیم می چربد و در نهایت بدن ما بیمار می شود.
اگر ما بیمار شویم و در 75سالگی بمیریم به این دلیل است که فرآیند ترمیم تقریبا در همه ما پایین تر از سطح دلخواه است ؛ بنابراین ارزیابی شواهد موجود نشان می دهد که در بیشتر موارد، مرگ زودرس ما از استهلاک چند جانبه موادغذایی بسیار ضروری مثل املاح و ویتامین ها که وجود مقادیر کمی از آنها برای سلامت لازم است .
ناشی می شود؛ البته خوشبختانه اگر هم نتوانیم برخی از صدماتی را که به طور روزانه به بدن خود وارد می کنیم ، ترمیم کنیم دست کم می توانیم آنها را متوقف کنیم و برای رسیدن به این هدف لازم نیست به سراغ غذاهای گران قیمت برویم یا خود را گرفتار محرومیت روزه غذایی کنیم و یا در خود اراده آهنین به وجود آوریم ، چون اگر چنین کاری انجام دهیم معلوم نیست که داشتن عمر 120 ساله ارزش این همه دردسر را داشته باشد. متاسفانه اکثریت افراد هر بار که سعی می کنند در مسیر برنامه یک زندگی سالم قرار بگیرند چنین به نظر می رسد که گویی زندگی خود را به حالت تعلیق در آورده اند.
در صورتی که مساله کلیدی آن است که باید برنامه ای را انتخاب کنند که با شرایط زندگی روزمره شان تناسب داشته باشد.
منظور واقعی این است که بتوانیم دارای سالم ترین زندگی باشیم که خواسته های ما را برآورده کند. مردم برای خود اهدافی غیرواقعی در نظر می گیرند.
مهم آن است که خطمشی ای را برگزینند که میزان آسیبها در آن محدود باشد، اما از آنجا که همیشه خوب بودن و درست رفتار کردن غیر ممکن و احتمالا خسته کننده است باید دست کم بتوانیم در 80درصد مواقع زندگی روش سالم پیاده کنیم.
به عقیده بسیاری از کارشناسان تغذیه بهتر است به جای این که فکر خود را مشغول چیزهایی بکنیم که نباید بخوریم ، روی غذاهایی که باید بخوریم متمرکز شویم.
زندگی به شیوه سالم نباید مستلزم محرومیت غذایی باشد؛ مثلا به جای آن که بگوییم امروز بستنی خورده ام ، بنابراین نباید 2روز آینده چیز شیرین دیگری بخوریم ، بهتر است بگوییم که امروز بستنی خورده ام و خیلی هم خوشمزه بود، ولی از طرف دیگر امروز 2 لیتر آب و 5 قاچ میوه تازه و سبزی ها و مواد نشاسته ای و مقداری چربی ضروری و مفید هم خورده ام ، پس به جای این که فهرستی از غذاهایی که نباید بخورید بنویسید، صورتی از غذاهای مجاز برای خود تهیه کنید.

کلید اصلی؛برنامه غذایی
کلید اصلی برای بهبود بخشیدن عادات غذایی به صورت درازمدت ، داشتن یک برنامه اجرایی است ، چون نباید یکباره همه عادات غذایی را دگرگون کرد.
هر هفته یک نوع غذای جدید به برنامه غذایی خود وارد کنید.
بکوشید برچسب های روی ظروف محتوی موادغذایی را مطالعه کنید تا هم از محتویات آن دقیقا آگاه شوید و هم بتوانید حتی المقدور از مصرف موادی که حاوی مواد افزودنی برای نگهداری مواد غذایی هستند، جلوگیری کنید.
در ضمن مصرف غذاهای ساخت کارخانه ها را نیز کاهش دهید؛ البته این کار باید به آهستگی صورت گیرد.
مواد غذایی ای که برای مدت 7ساعت یا حتی برای 7روز میل می کنید، احتمالا تاثیر چندانی بر سلامت کلی شما نخواهد داشت ، ولی آنچه در طول مدت 7ماه می خورید مسلما در سلامت شما موثر خواهد بود.
شاید حتی قابل تصور نباشد که سوئتغذیه در ممالک توسعه یافته نیز بسیار معمول است.
منظور از این سوئتغذیه کمبود کالری یا کمبود موادغذایی ضروری رایج در کشورهای پیشرفته نیست ، بلکه منظور مستهلک شدن چندجانبه موادغذایی ضروری است که با مصرف بیش از اندازه کالری توام است.
به عبارت دیگر این نوع سوئتغذیه شامل بالا بردن مصرف غذاهای پرکالری و کمبود ویتامین و املاح است.
مطالعات بسیاری نشان می دهد که مواد غذایی بسیار ضروری به اندازه کافی وارد بدن ما نمی شود و یکی از علل اصلی این است که ما به اندازه کافی نمی خوریم.
بدن ما برای یک زندگی پرتحرک طراحی شده که نیاز به مصرف 3000 _ 4000 کالری در روز دارد؛ اما امروزه برخلاف گذشته برای تامین غذای خود به دنبال شکار نمی رویم.
در زندگی روزمره ما تحرک کمی وجود دارد.
به همین دلیل مقدار بسیار کمی کالری در روز می سوزانیم.
اشتهای ما کم شده ولی نه به اندازه کافی و به همین دلیل با مقدار زیادی افراد چاق روبه رو هستیم.
از سوی دیگر وقتی کم غذا می خوریم ، به همان نسبت به مقدار کمی از مواد غذایی ضروری وارد بدنمان می شود.
متاسفانه بسیاری از افراد برای مقابله با این مشکل جانب افراط را می گیرند و مثلا مقدار زیادی از یکی از مواد غذایی ضروری مانند ویتامین Eکه خطر گرفتگی عروق کرونر را کاهش می دهد، مصرف می کنند در صورتی که روغن ماهی و ویتامین Cهم همین وظیفه را انجام می دهند و باید بدانیم که هرچند هر یک از این مواد تاثیر خاص خود را دارند، ولی آنها می توانند مکمل یکدیگر باشند و منطقی است که از مخلوطی از این مواد استفاده کنیم.
حفظ سلامت بدن با مصرف مقدار کاملی از ویتامین ها و املاح و دیگر مواد غذایی کمیاب آغاز می شود.
این مواد در مجموع ایجاد حفاظت ضداکسیدانی نموده ، سیستم دفاعی بدن را تقویت و از مکانیسم و بازسازی آن پشتیبانی می کند. مواد خوراکی مورد نیاز بدن به صورت تداخلی ، خطوط دفاعی بدن را ایجاد می کند.
هر یک از این فعل و انفعالات دفاعی ، کار حفاظتی خاصی انجام می دهند، اما بدون برخورداری از همه ابزارهای دفاعی ، بدن می تواند آسیب پذیر شود.
هر یک از مواد غذایی ضروری مانند قطعه ای از یک تابلوی قطعه قطعه شده هستند و وقتی قطعات در محل خود قرار گیرند بدن شما می تواند از نظر دفاعی کارآیی مناسب خود را نشان دهد.
بهاره صفوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها