در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمود محرومی این روزها با چیدمانهای خود در گالری آران که برگزیدهای از مجموعه کارهایش است، مفاهیم جدیدی را از نابودی به رخ میکشد. تصاویری از تلاش برای نابود نشدن تا تلاش برای نابود کردن، آن هم بیش از همه با مواد و مصالحی که شبیه نگهداری و ساختناند؛ با بتن، فلز، پلاستیک، نفت و... این نگاه محرومی ریشه در سالهایی دارد که او در کارخانه ساخت تیر برقهای بتنی کار میکرده. این شغل به او دیدی از اشیا و مواد داده است که کمتر هنرمندی تا به حال تاب درک و دریافت آن را داشته است. او متوجه قدرت مواد در حبس کردن، فشرده و سفت کردن و در نهایت مهار جریان روان شده است. او این قدرت را نوعی سرکشی و تجاوز به حریم سیال و آزادِ بودن فهم کرده است. گویی مواد و مصالح میتوانند نمادی از کارکرد قدرت، برای محدود کردن یک جریان زنده باشند.
البته در کارهای محرومی این حبس کردن گاه در مرز مبهمی از زنده نگه داشتن و نابود کردن گیر میکند، نظیر «آه» از مجموعه قرنطینهها که آه مادرانی در کیسه و حبس آنها در بلوکهای بتنی است. گاهی هم یک انهدام کامل است، همچون «بازنمایی یک انهدام آگاهانه در تصاویر شخصی» که خود هنرمند درباره این دومی در گویاترین شکل ممکن مینویسد: پلک زدن همیشه دلیل خوبی برای از بین بردن عکس شخصی است. از مخاطبین خواسته شد که پلک بزنند و با فشار دادن دکمه دکلانژور از خودشان عکس بگیرند. صدها عکس نابود و سپس خمیر شدند تا در یک قالب قرار بگیرند. در شکلی متفاوت از انهدام میتوان کاری دیگر به نام «زیبای همیشگی» را دید، عکسی به ظاهر معنوی که گوبلن دوزی شده و در کنجی در قاب خاتم چینی، با گوبلن و پلکسی گلس، انگار بجای اینکه خود را بیان کند، حبس و نابود شده است.
آنچه دیدن آثار محرومی را مهم و البته لذتبخش میکند این است که مفهومی را در شکلهای مختلف نمایش میدهد و از آن طریق ما را متوجه انواع افعال خود برای نابود کردن یک چیز و گرفتن اصالت آن میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: